نامه سرگشاده رحمت الله نبيل آقايان غني و عبدالله! از ملت عفو خواسته استعفا بدهيد

 

مردم افغانستان در دهه هاي پسين براي دفاع از عزت و شرف اين مرز و بوم ، بيشتر از بيست فيصد از فرزندان دلير خود را در ميدان هاي حق و سنگر ايثار به تمناي افق روشن و فرداي بهتر اين کشور از دست داده و تا هنوز هم براي دفاع از هنجار ها و ارزش هاي ملي و ديني در ميادين عزت، حاضر به قرباني هستند.

علي‌رغم همة جان فشاني‌هاي پيشقراولان سنگرِ شرف، بنابر نبود کفايت و درايت رهبري عقلاني در سطح استراتيژيک حکومتِ وحدت ملي؛ دست‌آوردهاي ديروز و ثمرة جا نفشاني‌هاي امروز ملت ما به معامله گرفته شده و با تأسف اين امر ناميمون ماية نگراني همه شهروندان مسؤوليت‌ پذير قرار گرفته و به طور قطع، آينده افغانستان را با تهديد جدي مواجه ساخته است.

يقيناً خلق و زايش بحران‌هاي روز افزون و فنا کننده در کشور، در يک چشم انداز ژرف و نگاه حقيقت گرايانه، زادة تحرکات خِرد ستيز و غرض‌آلود عالي‌جنابان در گام نخست «ارگ و سپيدار» و مشاورين مشکوک‌الهويه‌ و فروخته شدة شان اند.

شما از خطوطي که در آغازين روزهاي حکومت وحدت  ملي در شعاع منافع ملي ترسيم کرده بوديد، بي‌محابا و بي‌هيچ تمکيني عبور کرديد و در عوض، به‌جاي ايجاد فضاي وصل؛ فضاي فصل را ترجيح و انتخاب کرديد. تمام پروسه هاي ملي را قومي و تباري ساختيد. با سياسي نمودن نهادهاي امنيتي، عدلي و قضايي، تمکين به‌خواست‌هاي استخبارات خون آشام پاکستان دربخش تبادل اطلاعات استخباراتي و بعضي معاملات پنهان ديگر با دشمنان مردم ما و نقض بيشتر از پنجاه فيصد از مفاد قانون اساسي، فلج نمودن دستگاه اقتصادي و دستگاه ديپلوماسي کشور، عملاً با اين اقدامات افغانستان را به لبة پرتگاه سوق داديد.

آيا شما مي‌دانيد که يازده فيصد تقليل در شمار نيروهاي امنيتي و دفاعي ما در يک‌سال به چي دليل بوده و چي پيامي را براي به اصطلاح سر قوماندان اعلي ميرساند؟ بدون شک پيام واضح آن اينست که تمام طرح ها و پاليسي هاي امنيتي و دفاعي تان يا ناکام است و يا هم جز توطيه هستيد.

تصاعد و گسترش حملات دهشت‌افگنانه و تروريستي  در شهرهاي بزرگ کشور از جمله پايتخت، همة کمر بندهاي امنيتي از سرخ تا سبز و حتا محدودة ارگ وسپيدار که بيشتر از سه ‌صد جريب زمين بيشتر نيست در امن نبوده و زير تهديد قرار دارد. بايد پذيرفت، که مسؤول اين همه مصائب و بحران‌هاي تباه کننده جز از شما عالي جنابان  کسي ديگري نيست.

شما عالي جنابان آنقدر برخلاف وظايف اصلي خويش، غرق در خلق تفرقه براي بقاي ناميمون خود بين اقوام باهم برادر کشور بوده ايد که مردم را کاملاً فراموش کرده و هيچ فکري به آن‌ها نداريد. ترويج ادبيات انزجار، نفرت و تفرقه ‌افگني‌ هاي حساسيت بر انگيز مبيين عدول‌ تان از موازين و ارزش‌هاي ملي بوده و پيامدهاي ناگواري در پي داشته است.

همين‌طور، نگاه تان به مسايل مهم ملي از عينک تئوري توطئه، بحران بي اعتمادي و چند دستگي درون ساختاري را در نهادهاي ارگ و سپيدار و برنامه هاي ملي تا حد نهادينه ساخته ايد  که ناخود آگاه ذهن جامعه و مردم ما را چنان تسخير نموده و توان درک و شناسايي بي طرفانه و واقعبينانه را بعضاً حتا از اکثريت چيز فهم کشور نيز سلب نموده است، چون شما جهت کسب حمايت، روزمره سوژه خلق مي‌نماييد و مردم ما را به جان هم مي اندازيد.

هرچند توقع ايفاي مسؤوليت مسؤولانه از جناب شما داکتر صاحب اشرف غني که از شدت مريضي بزرگ سخت رنج مي بريد، خواستي است توان فرسا و دور از حوصله و ظرفيت‌تان، اما راه‌حل چيست و چاره در کجاست؟

بنده با درک وانتباه حقيقي از وخامت سياسي، امنيتي و زايش بحران هاي متراکم در کشور براي نجات افغانستان و جلوگيري از تبديل شدن آن به نابودي نظام، پيشنهادهاي مشخص ذيل را براي هر دوي شما بزرگواران آقاي غني و عبدالله دارم:

الف- هر دوي بزرگواران بالاى ملت زجر ديده رحم نموده و رسماً از مردم افغانستان معذرت خواسته و استعفاى خويش را هم اکنون اعلام کنيد، اما تاريخ كناره گيرى عملى خود را به اعلام نتايج انتخابات زود هنگام مأكول سازيد. با اين اقدام جسورانه، كشور را از بحران قانونيت و مشروعيت نجات داده و از سقوط احتمالي نظامي که به قيمت خون ميليون‌ها افغان به دست آمده است، نجات دهيد.

ب- يكى از شما بزرگواران تمام توجه و توان خويش را بالاى برگزارى انتخابات شفاف و قابل قبول در اواسط سال 1397 متمركز نموده، و بزرگوار ديگر تمام توجه و توان خود را بالاى جنگ با تروريزم و مسايل امنيتي در کشور معطوف داشته و ديگر وعده‌هاى ايجاد شغل، سرپناه و تبديل نمودن شهرهاى افغانستان به مراكز تجارتى منطقه، اصلاحات و تحولات و امثالهم را بگذاريد در طاق‌هاى «كوتى باغچه»، چون بلند رفتن ميزان فقردر کشور ما از 38 در صد به 54 در صد واضح مي‌سازد که تا چه حد وعده هاي تان عوام فريبانه و واهي بود.

ج- براي اين‌كه ماموريت ملى خود را به خوبى به پيش ببريد و مشاورين فروخته شده و مخرب‌تان باعث ايجاد تنش و اختلاف و توليد تئورى توطئه نشوند، پيشنهاد مي‌نمايم تا هر دو بزرگوار در ارگ رياست جمهورى مستقر شويد و از آنجا اين دو وظيفة مقدس را با تمام امانت‌دارى و تعهد ملى به پيش برده و نام‌هاى تان‌را با حروف زرين در تاريخ كشور ثبت نماييد.

ناکامي شما عالي جنابان در امر رهبري و مديريت کشور بر هيچ کسي پوشيده نيست و وضعيت فعلي کشور شاهد مطلق آن است. بناءً براي يکبار هم که شده منافع ملي و سلامت نظام را بر منفعت تيمي و فردي خويش ترجيح داده، استعفاي خود را براي ملت پيشکش و زمينه انتقال مسالمتآميز رهبري حکومت را بعد از انتخابات زودهنگام رياست جمهوري به رييس جمهور منتخب بسپاريد.

در صورت تحقق اين امر نيک، ما شاهد چند پيامد مثبت ذيل خواهيم بود:

1- احياي مجدد اعتبار از دست رفتة خودتان (هردو بزرگوار).

2- ترميم اعتماد از دست رفته، بين حکومت و شهروندان.

3- زدودن ذهنيت تئوري توطئه در امر برگزاري انتخابات و برگشت صلح و ثبات در کشور.

4- تقويت و برگشت اعتماد از دست رفته شهروندان به کميسيون‌هاي انتخاباتي و روندهاي مردم سالار در افغانستان و بلند رفتن سطح مشارکت مردم ما در پروسه‌هاي ملي.

5- تغيير موج تباه کننده تعصبات قومي به تعامل و همديگر پذيري.

6- تقويت و تشريک مساعي سياسي بين احزاب، ايتلاف‌هاي مطرح و شخصيت‌هاي مهم در شعاع منافع ملي افغانستان.

7- دميدن نفس تازه به حکومتي که در حال متلاشي شدن است.

8- تقويه نظام افغانستان.

9- بالا بردن سطح و گراف مشروعيت مردمي حکومت.

10- تأثيرات آني بالاي انگيزه و مورال رزمي نيروهاي دفاعي و امنيتي و تغيير جدي و مؤثر در وضعيت امنيتي کشور.

11- و بالاخره مساعد نمودن بستر براي انتقال مسالمت آميز قدرت از مجراهاي دموکراتيک، يعني؛ انتخابات از زمره پيامدهاي مثبت محتمل استعفاي شما عالي جنابان خواهد بود و يکبار ديگر کشور عزيز ما در مسير مشروعيت سياسي و قانون اساسي قرار خواهد گرفت.

اگر شما و مشاورين تان فکر مي‌کنيد که وضعيت کشور به جهت مثبت و اميد بخش در حرکت است، اشتباه مي‌کنيد و من براي‌تان منحيث يک افغان متعهد به ارزش هاي کلان کشورم مي‌گويم که «كارد به استخوان مردم رسيده است.»

وضعيت فعلاً طوريست كه ارگ و سپيداراز مردم و مردم‌سالاري در هراس اند، مردم از توطئه‌ها و نيرنگ‌هاى مرموز حکومت وحدت ملي مي‌هراسند. سران حکومت در لاک فکري حلقه‌اي فرتوت از مشاوران خاص قرار گرفته که از گفتن حقايق و واقعيت ها به رهبران شان بيم داشته و اين امر ناصواب باعث گرديده است، تا سران حکومت در عالم رويا، بزرگ نمايي کاذب کرده  و به شهروندان وعده‌هاي تهي از حقيقت بدهند و  از رأس هرم قدرت توسط عينک استخبارات بيگانه وضعيت حاکم بر جو امنيتي، سياسي افغانستان را بازى شطرنج فكر ‌كنند و خود را بازيگران ماهر اين بازى بخوانند، اما به زودي خواهند دانست كه «مهره»اى بيش نبوده اند، چون بازيگران اصلى مردم اند و بدون ترديد تداوم خلق بحران از جانب حکام عوام فريب و مسؤوليت گريز صبر و حوصله شهروندان را به آخر رسانيده ودور نيست تا مردم افغانستان براي احقاق حقوق اساسي خويش متوسل به رستاخيز ملي شوند.

نو ځکه د هېوادوالو او د دي عظيم ولس  له قهر څخه د خوندي پاتې کيدلو او په افغانستان کې د شپاړسم لويي د برخليک د تکرار د مخنيوي لپاره تاسې ښاغلي ( ډاکټر اشرف غني او ډاکټر عبدالله ) خپله عاجزي قبوله، د خلکو حقه غوښتنو ته لبيک ووايئ او ځانته ښه نوم پريږدئ!

تل دي وي افغانستان

ژوندي دي وي د افغان با تور ولس

اشتراک گذاری:

نظر بدهید