نجار نيستيم؛ اما مي دانيم که تخته، کج است

فهيم دشتي

در چند هفتة اخير؛ از زمان آغاز عمليات«خندق» تروريستان، بر بنياد گزارش هاي موجود، ميزان تلفات نيرو هاي امنيتي به شدت بالا بوده است.

بي ترديد، قرباني هايي که فرزندان اين کشور درچارچوب نيرو هاي امنيتي در مقابله با دشمنان مردم و سرزمين ما، نثار مي کنند،با هيچ ميزاني، قابل سنجش نيست و به هيچ صورتي نمي توان به جبران آن پرداخت. روشن است که در ازاي جان هر سرباز و افسر، امنيت ميليون ها باشندة اين سرزمين تأمين مي شود و اگر قدر اين قرباني ها را ندانيم، در انسانيت ما بايد شک کرد.

با اين حال، مديريت نيرو هاي امنيتي به شدت دچار مشکل است. اين مشکل را از شيوة‌ برخورد آنها با حوادث و رويداد هاي امنيتي مي توان، فهميد.

وقتي يک منطقه، معروض به تهديد است، مثلاً «تاله و برفک»، در کمک رساني به آن به شدت تعلل مي شود، بعد، اين منطقه به دست تروريستان مي افتد، نيرو هاي امنيتي و مردم عادي به شهادت مي رسند، ساختمان هاي عام المنفعه تخريب مي شود، اسلحه  و مهمات و وسايط نيرو هاي امنيتي را تروريستان به غنيمت مي گيرند و در اين گير و دار، چند هفته مي گذرد؛ اما از واکنش مديران نهاد هاي امنيتي، خبري نمي شود و بعد با هزينه هاي به مراتب بالاتر، دوباره براي تصرف آن، برنامه ريزي مي کنند. در زبان عام اين را«خينة بعد از عيد» مي گويند.

همين وضعيت در غور، بدخشان، غزني، پکتيکا و مناطق مختلف ديگر، به گونة‌يکسان تکرار مي شود و کسي نيست که بيايد و از اين وضعيت درس بگيرد و مانع تکرار آن در جا هاي ديگر شود.

وقتي شهر فراه مورد تهديد قرار گرفت، يک روز طول کشيد تا نيرو هاي تازه دم به آنجا برسد. کسي نبايد منکر اين باشد که سوق چند صد سرباز به يک منطقة دور افتاده، کار سهل نيست و زمان نياز دارد؛ اما اين را در شرايط عادي مي توان، پذيرفت، نه در وضعيت اضطرار.

مديران وزارت هاي دفاع، داخله و رياست امنيت، بايد در حال آماده باش بيست و چهار ساعته باشند تا نيرو هاي وابسته به اين نهاد ها نيز همين وضعيت را داشته باشند.

اگر چنين مي بود، وقتي فراه در معرض تهديد قرار گرفت، ظرف سه – چهار ساعت هم از هرات  و هم از قندهار مي شد، نيروي کمکي فرستاد و حملات تروريستان را در همان ساعات اوليه، مهار کرد.

شايد چنين تصور شود که اين چاره جويي ها از زبان يک غير نظامي، معقول نيست؛ اما حقيقت اين است که در جريان مبارزات آزادي خواهانة اين سرزمين، شاهد عملکرد هاي متفاوت مديران جنگ بوده ايم؛ آنهم در زماني که امکانات موجود به هيچ روي قابل مقايسه با آنچه امروز در اختيار نيرو هاي امنيتي و نظامي ما قرار دارد، نبود.

از اين که بگذريم و به مقايسة تروريستان با نيرو هاي نظامي و امنيتي خود بپردازيم، تروريستان نه هواپيما هاي جنگي و بم افگن دارند، نه قواي ترانسپورتي هوايي، نه هليکوپتر هاي فراوان، نه نفربرهاي زرهي، نه اسلحة مدرن در مقايسه با ارتش و پوليس، نه امکانات لوژستيکي اين چنيني، نه بودجة چند ميليارد دالري ونه حمايت زميني و هوايي ناتو و ايالات متحده ونه ونه ونه. با اين حال، شبانه مي آيند و در شهري جا به جا مي شوند که هم قطعات امنيت ملي در آن مستقر است، هم اردو و هم پوليس و همه را غافلگير مي کنند و مصيبت مي آفرينند و دشمني شان را به همان گونه اي که هست، بر مردم روا مي دارند و مديران ارشد امنيتي و نظامي ما يا در خواب، يا با خانواده و دوستان و يا در سفر هاي خارجي به سر مي برند.

در کنار نواقص ديگري که نهاد هاي امنيتي و نظامي ما سردچار استند، در جنگ استخباراتي، به شدت ناکام اند.

در واقع نيمي از جنگ را اطلاعات کشفي و استخباراتي رقم مي زند؛ اما در اينجا مديريت اصلي اين نهاد را بر دوش آدم ناتواني گذاشته اند که تصاوير خواب برده اش در مجالس رسمي، نقل محتواي رسانه يي است؛ تجربه اي در اين بخش ندارد و از وقتي در رأس قرار گرفته، هيچ ابتکاري به جز افزايش موانع کانکريتي در شهر ها، از وي شاهد نبوده ايم.

از سوي ديگر، مگر کسي در کجاي دنيا ديده است که نهاد هاي امنيتي يک کشور ، فرمانبردار يک مشاور باشند؟ در اينجا بدبختانه چنين است.

مشکلات فراوان ديگري هم در اين زمينه وجود دارد که نمي توان همه را در يک نوشتة کوتاه، بر شمرد و اين ها را فقط من باب مثال، ذکر کرديم.

با اين وصف، نمي توان انتظار بهبود وضعيت را داشت. نياز است تا رهبري دولت ، درمورد مديريت نهاد هاي امنيتي تجديد نظر کند؛ البته اين به معناي کنار زدن آنان نيست؛ اما بايد نظارت از عملکرد هاي شان شدت يابد و در صورت ناکامي در کنار اين که برکنار مي شوند، مورد بازخواست و پيگرد هم قرار بگيرند.

در هفده سال گذشته، نديده ايم که يک مدير ارشد امنيتي به دليل شکست در جنگ، تنبيه شود؟ آنهم شکستي که منجر به شهادت و مجروحيت صد ها نظامي و غير نظامي شده است؛ به اين شيوه مگر مي توان سرنوشت جنگ را تغيير داد؟

تا دير نشده است، جلو اين نا به ساماني را بايد گرفت، در غير آن فاتحة اين سرزمين را بايد خواند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید