بيت المقدس در محاصره اسرائيل غاصب؟!

 

محمد علي مهرزاد

چهارراه اديان، استعاره‌اي است مناسب براي توصيف فلسطين، سرزميني که مسکن وماواي ابراهيم نبي، مهجرموسي(ع)، محل تولد عيسي ابن مريم وتوقفگاه عروج رسول اکرم(ص) بوده است. سرزميني به غايت زيبا که درآن تقابل صحرا وجلگه وکوه و دريا مناظر بديعي خلق کرده اند. اين سرزمين خاطرات بسياري از جنگ‌ها و نبردهاي گوناگون را به خودديده است. خون‌هاي بسياري دراين سرزمين مقدس ريخته شده است اما به شهادت تاريخ هيچگاه نبردي اين چنين نا برابر ووحشي گري نه دراين سرزمين ونه درهيچ کجاي اين کرة خاکي روي نداده است که عدة با آهن وآتش به دست، خون مردان کودکان، زنان، پيرمردان و نوجوانا ني را که تنها با پارچه سنگي براي دفاع ازخود وسرزمين مقدس خويش به پا خاسته اند، بي رحمانه بريزند.خون‌هاي ناحق که به نام صهيونيزم وبر اساس توهم هاي پوچ ودرعين زمان بلند پروازي هاي تلمود ساخته اي مفکوره سنت هاي خودشان ريخته شده وبيش ازنيم قرن است که پامال شده وهنوز ادامه دارد.

امروزيک بار ديگر شاهد دوره تازه ازتجاوزصهيونيزم با پشتيباني امريکا به فلسطين وبخصوص انتقال سفارت آن کشوربه حريم بيت‌المقدس؛ و دهن کجي آشکار اسرائيل به کشورهاي اسلامي، بلکه به سازمان ملل وکشورهاي جهان هستيم. اگرچه دربرابراين اعلامية ترامپ، عده اي ازکشورها وسازمان‌هاي آزادي بخش به پيکار عليه صهيونيزم وتعدادي ازکشورها با استفاده از افزارهايي چون نفت برضد اسرائيل وحامي آن به شکل مقطعي مي انديشند ،درمقابل گروهي ازين کشورها به واکنش‌هاي سست وضعيف تراز روي تفنن وتجمل حضورخودرا درصحنة بين المللي با اعلاميه ها که درطول تاريخ اشغال فلسطين، ضمانت اجرايي نداشته، با احتياط نشان داده اند. اما حقايق انکارناپذيربعد ازتحميل وتشکيل اجباري و ظالمانة اين باند تروريزم دولتي درسال 1947 ميلادي ماهيت دولت هاي اسلامي به صورت عموم وحمايه علني امريکا ازين گروه ماجراجو وجنگ طلب وتفوق جو هويدا شده است. به استثناي واکنش اخيرشوراي امنيت ومجمع عمومي ملل متحد، وکشورهاي اسلامي و حتا بعضي ازحلقات صلح خواه امريکا برمحکوميت اعلاميه ترامپ مبني برقراردادن بيت المقدس به حيث پايتخت اسرائيل ؛درطول ايجاد اسرائيل شنيده وديده نه شده است که کسي ويا گروهي توانسته باشد به صورت جدي پرده از روي اين اسراربردارد ؛ ويا حد اقل براي اعاده سرزمين فلسطينيان و کرامت مقام انسانيت ازاعما ل تجاوزکارانه اسرائيل درداخل امريکا وسازمان ملل متحد اظهارنظرويا علناً انتقاد کند مي توان اين حرکت را نقطة عطفي درتاريخ فيصله هاي شوراي امنيت ومجمع عمومي ولو ضمانت اجرايي ان ضعيف به نظر مي آيد، به حساب آورد؛ ولي درگذشته کمتر ديده شده است که تصاميم وفيصله هاي سازمان ملل متحد نسبت به سرنوشت مردم فلسطين ضمانت اجرايي و عملاً کاري کرده باشند. صهيونيزم اين فاشيست هاي قرن ،21 آخرين ميخ رانه تنها بر تابوت آزادي وحقوق بشر درسرزمين فلسطيني‌ها و بلندي‌هاي جولان سوريه زدند، بلکه بازگشت به مرزهاي 1967 را که پيشتر بارک اوبا ما در بيانه اي خود با احتياط ومحا فظ کا رانه اظهار داشت نخست بود و وزير اسرائيل آن را رد کرد وجريان صلح را که تا حدي اميد واري براي تشکيل دولت فلسطين ايجاد شده بود به يأس تبديل کرد. رژيم اشغالگر، آغاز گر تنش‌هاي منطقوي وفرا منطقوي در جهان مي باشد، صحنه هاي هولناک که توسط اسرائيل از آغاز تا اين دم به وجود آمده آموزه از آميزش نفرت وخون را در بين اعراب ساکن در قدس شريف وکشورهاي مجاورآن نظير مصر، سوريه، لبنان ونوار درياي اردن هرسنگ فرش جاده هاي اين مناطق را به خون عرب‌ها آزين مي بندند که با نهايت بيداد دراين روزها بي رحمانه در کشتار مردم فلسطين و زنداني کردن تعداد زيادي دست يازيده است؛ تا باشد که يک ملت يهود که تاريـــــخ وخزا نه هاي مدارک اديان وکتاب‌هاي تورات وانجيل شاهد بدرفتاري‌هاي شان در طول هزاران سال بوده است، با اين كشتار وحشيانه به حيات ننگين خود ادامه دهد.

15 ماه مي 1948 ميلادي روز نکبت براي مردم فلسطين نام گذاري شده است، اسرائيل فيصله هاي سازمان ملل متحدرا گستاخانه نقض کرده و فعلاً برايش اين سازمان بازي مي کند، اين نه اولين ونه هم آخرين هشداريست براي جامعة جهاني که اگر جلو اين خشونت اوباشان شلاق خورده هتلر را نگيرند، شا يد اين گليم ماتم مردم مظلوم فلسطين در خانه هاي هرفردي از کشورهايي که در ظاهر ادعا دارند که آزاد اند و از آزادي حمايت مي کنند به شکلي از اشکال تکرارشود، چرا تا اين تاريخ اسرائيل همه کشورها را گستا خانه به مبارزه طلبيده، بخصوص اعلان ترامپ، اين حامي اسرا ئيل مبني بر تعيين بيت المقدس به حيث پايتخت اسرائيل وانتقال سفارت امريکا به بيت المقدس، نه تنها در تشديد اوضاع کشورهاي اسلامي افزوده، بلکه به تما م ا عضاي سازمان ملل متحد وجهان يک توهين وتحقير وبي حرمتي تلقي مي شود! درست است که خشونت در برابر جامعة جهاني از خصوصيت برترجويي نژادي اسرائيل است، ولي نبايد کشورهاي که با تشويق وهمکاري ويا سکوت خود با همدستي صهيونيزم، اين خشن ترين وخون آشام‌ترين رژيم قرن 21 را با اعمال استبدادي در سرکوب جنبش هاي ملي ورهايي بخش در هرگوشه وکنا ر جهان انجام مي دهد، نبايد اجازه بدهند تا اين همه ظلم وستم به حق مردم فلسطين روادارند و تخم خشونت را که در فطرت اين رژيم است، اجازه ندهند دامنه آن حيات امروز وفرداي بشريت را به نابودي بکشاند.

رژيم اسرائيل از بدو تأسيس تا اين تاريخ جزفريب ونيرنگ در روابط خود بحيث رمز موفقيت خود دانسته است، براي اينکه در شناخت اسرائيل دقيق تر وارد شويم به اين نتيجه مي رسيم که رژيم اشغالگر اسرائيل حتي در روابط خود با صميمي ترين متحدان خود نظير امريکا وانگليس خيانت مي کند، يکي از نيرنگ‌هاي شناخته شده اسرائيل اينست که هم زمان با جناهاي متخاصم وقدرت هاي درگير جهان ودر کل تناقض ميان حرف وعمل وفريب افراد با وعده هاي دروغين از ويژه گي بارز صهيونيست ها در طول تاريخ بوده است. به نوشته گارودي، تحليلگر فرانسه ؛اين رژيم تلفيقي از تهاجم ودروغ است که اين آمر به اسرائيل اجازه داد تا صحراي سينا و بخش‌هاي ديگر سرزمين اعراب را اشغال کند، دروغ به اين دليل که نماينده گان رسمي حکومت صهيونيستي پيوسته تاکيد مي کردند که در پي يک ضميمه سازي جديد نيستند !

به راستي اعتماد به چنين گروه مکار، قدرت طلب وپيمان شکن که نفع خويش را هموا ره در زيان ديگران مي جويد ودر همان حال که با تو گرم مي گيرد با دشمنان تو نيز تماس دارد، اسرارت را به آنان مي فروشد واز پشت به تو خنجر مي زند، آيا اين روش تا کي روند ديپلماسي را به سوي دروغ ونيرنگ بکشاند وجهان ناظر اين همه فتنه و آشوب باشد؟ از دشمني و عناد آشکار وغير قابل انکا ر اسرائيل با ملت هاي به پاخاسته وقيام‌هاي رهايي بخش ياد کنيم يا از ترورهاي سران ملي گراي کشورهاي جهان سوم در سراسر جهان باشيم ! پرونده ترور مرموز ( جان اف کنيدي ) رئيس جمهور فقيد امريکا نيز يکي از قربانيان احتمالي توطئه صهيو نيزم گشوده وخوانده خواهد شد !

نگاه اسرائيل پس از حادثه 11 سپتمبر 2001 به افغانستان به عنوان يکي از حوزه هاي جديد نفوذي خود نگريسته وبه طور کلي سياست خارجي اسرائيل در قبال افغانستان پس از 11سپتمبر روي مسايلي که در طول جنگ‌هاي تحميلي به وجود آوردند متمرکز است ازجمله : اولاً اسرائيل در چوکات موساد، همواره مي کوشد تا در نقاطي که بازيگران اصلي در مورد افغا نستا ن توجه دارند تاثير گذار باشد، يا به عبارت ديگر، عمق استراتيژي هاي افغانستا ن را چنانکه بازيگران اصلي در نظر دارند مي خواند، زيرا اسرائيل در فضاي منازعات دراين کشورها بيشتر آشنا مي باشد. ثانياً اسرائيل علي‌رغم تأثيري که در نظم سياسي کشوري اش وقتاً فوقتاً رونما مي گردد، عمق استراتيژي هاي خودرا تغيير نداده ودر سياست متغييرها آن جنبه‌اي را مي‌خواهد که اجماع استراتيژيک منطقه با اهداف حاکم بر منطقه آن‌را مي خواهد، گسترش وحفظ نمايد. ثالثاً دراين گير و دار اسرائيل همواره آماده است تا کسب اختيارات و نفوذ خويش‌را در هر حوزه اي که فعاليت دارد در نظر داشته و آن‌را دربخش قدرت اقتصادي ودانش فني وقدرت نظامي وجنگ متمرکز نمايد و موازي به سه هدف متذکره، اسرائيل در صدد گردآوري اطلاعات مخفيانه در خارج از خاک اسرائيل است، تا از اين طريق بتواند در خنثا سازي تلاش‌هاي متخاصم براي تهيه وتوليد تسليحات غير متعارف به معلومات اضا في دسترسي پيدا کند واز طرف ديگر، خنثا سازي عمليات سازمان يافته اي که منا فع واهداف اسرائيل را در خارج تهديد کند، جلوگيري و بعضاً دست به عمليات بخصوص درخارج از خاک اسرائيل توسط شبکة استخباراتي ( موساد ) مي زند.

اگرچه در ظاهر اسرائيل سعي کرده است تا از حساسيت زدايي افکار عمومي جهان اسلام، ازورود به افعانستان به صحنه سياسي ونظامي افعانستان پرهيزکند، اما درپشت پرده سياست بازي‌هايي که درمنطقه به راه افتيده است بي‌علاقه نيست که اولاً به نام معاملات تجارتي و زراعت وارد افغانستان شود، چه دراين دو بخش طوري وانمود ساخته است که از تجربه منحصر به فرد بهره منداست و ازين طريق است که سرانجام ساحه فعاليت خود را آهسته آهسته به دايرة همکاري هاي امنيتي، نظامي واطلاعاتي توسعه بخشد، به قول يکي از پژوهشگران صاحب نظر علي‌رغم هشدارهاي امريکا به اسراييل درعلني شدن حضورش در افغانستان، اسرائيل يک واحد از نيروهاي مخصوص، موسوم به (( ماتکال )) يا واحد 262 را به افغانستان فرستاد، ا ين واحد که در اواسط دهه 60 تشکييل شد، متشکل از يهوديان عرب تبار وعرب زبان افريقايي و آسيايي بود که به لحجه هاي عربي صحبت مي کردند. آن‌ها يونيفورم‌هاي اردو هاي عربي واسلامي را مي پوشيدند. وظيفه سازما ن آن ها، رخنه به عمق مناطق عربي وانجا م عمليات هاي تخريبي وجاسوسي است. برخي ازآن ها لباس اردوي پا کستا ن را مي پوشند. تعدادي از افراد اين گروه، براي رخنه در مراکز هسته اي پاکستان در کويته وانجام عمليات تخريبي در درون آن، آموزش ديده اند.

ولي سکوت بعضي ازکشورها، صلح جهان ،عدالت اجتماعي ودموکراسي را به سوال مواجه ساخته است. با تأسف که کشورهاي عربي به صورت خاص وکشورهاي اسلامي به صورت عموم در برابر تجا وزات اسرائيل ونقض فيصل‌هاي ملل متحدازطرف اسرائيل کشورهاي عربي صرف به تشکيل محا فل وگردهمآي بي نتيجه که هرگز ضمانت اجرايي نداشته اقدام مي‌کنند، خصوصاً دولت ايران در طول تاريخ ايجاد اسرائيل جز شعار وايجاد مشکلات اضافي، مصدر کاري که درحل معضله مردم فلسطين کمک کند، نه شده است، برعکس موجب تشتت وايجاد اختلافا ت در بيـــن سازمان آزادي بخش فلسطين شده است.

اکنون که دولت جمهوري ترکيه مي خواهد نقش کليدي وتا حدي رهبري را درحل قضاياي خاورميانه به صورت خاص درتثبيت بيت المقدس به حيث پا يتخت فلسطين و به صورت کل، اختلافاتي که در کشورهاي اسلامي به وجود آمده دست به ابتکارات جديد زده است

چنانچه همين روز گذشته نشست فوق العاده سران سازمان همکاري کشورهاي اسلامي در ترکيه برگزار شد و رييس جمهور افغانستان در اين نشست گفت، هرچند در جريان هفته گذشته افغان هاي زيادي نسبت به فلسطيني ها جان هاي شان را از دست داده اند، اما من خود را مکلف دانستم تا در نشست انقره که به طور فوق العاده صورت گرفته اشتراک کنم و براي فلسطينيان اظهار همدردي و همدلي کنم.

سوال اينجاست که ترکيه در طول تاريخ روابط سياسي با اسرائيل تجربه کافي را بدست آورده که اسرائيل به هيچ عنوان نه تنها در سطح منطقه، بلکه در سطح جهان قابل اعتماد نيست وصرفاً تا اکنون از موقف ترکيه در مقابل کشورهاي اسلا مي سوء استفاده کرده است و به شکلي از اشکال، ترکيه را از فجايع و تجاوزاتي که در سرزمين فلسطين انجام داده است، دور نگه‌داشته است. حادثه اي که منجربه کشتا ر فلسطيني ها در برگذاري وياد بود از روز نکبت شد، ديگر جايي براي اعتماد سازي نمانده است، هما ن طوري‌که اسرائيل در معادلات سياسي در سطح منطقه وجهان اسلام و قضاياي بين المللي از سياست فريب ونيرنگ کار گرفته، مردم فلسطين وکشورهاي منطقه از دولت هاي حامي اسرائيل انتظاردارند تا در حل قضا يا يي منطقه خاورميانه وبخصوص موضوع تشکيل دولت مستقل فلسطيني با به اجرا گذاشتنن تصميم اخير کشورهاي جهان اسلام درترکيه مبني بر شناختن بيت‌المقدس به حيث پايتخت فلسطين و با استفاده از فيصلة بي‌نظير شوراي امنيت، قدم هاي عملي وصادقانه بر دارند و از تهديدات ناعادلانة امريکا نبايد دربرابر کرامت انساني و اعادة عدالت حد اقل درطول عمرايجاد سازمان ملل متحد ولو يکبارشده به انسان وانسانيت، سرتعظيم فرود آورد و از تهديدات امريکا نه هراسندچرا که منشأ تمام معضلات همانا اسرائيل است، جا دارد تا قدم‌هاي جدي و مؤثر ودر عين زمان صادقانه برداشته، در روابط خود با اسرائيل تجديد نظر کرده، سکوت خودرا درمقابل گستاخي وهتک حرمتي که به انسان وانسانيت مي کندبا اقدام مؤثر به همکاري کشورهاي ذي‌دخل که ضمانت اجراي داشته باشد بعمل آورد تا اين معضلة مزمن سرانجام حل شود.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید