جنگ هویت

نقیب الله فلک

هویـت فراینـدی اسـت کـه، درطـول تاریـخ  بـه اسـاس گرایش هـا، خواسـته ها و بینش هـای اجتماعـی شـکل می گیـرد. هویـت تنهـا مفهوم نیسـت که صرف بـرای نژاد خاصـه شـود بـل؛ هویت یـک مفهوم گسـترده اسـت که، می تـوان از آن بـه عنوان هویـت فردی، دینـی، قومی، ملی و فراملـی یـاد برد، بـرای نوجوانـان پایه های شـکل گیری هویـت از کانـون خانـواده آغاز می شـود و نخسـتین درس از هویـت را از زبـان خانـوداه اش فـرا می گیـرد، هویـت جوانـان تـا زمانـی کـه، بیـرون ازکانـون خانـواده نشـوند برای شـان مفهـوم نیسـت، وقتـی بـا محیـط اجتماعـی برمی خورنـد در مـی یابنـد کـه از لحـاظ هویتـی درکـدام جایـگاه قـرار دارنـد، از خانـواده فقیراند یا غنـی، نژاد برتر اسـت، یـا محـروم، در میـان اجتماع چـه جایگاهـی دارند. بـه باور،«جیمـز مارسـیا» هویـت یـک نوع سـازمان دروني خودجـوش و پویاسـت کـه از توانایي هـا ، باورهـا و تجـارب گذشـته فـرد نشـأت مي گیـرد. بـه همیـن منظـور پسـت هویتـان عقـده منـد تربیـه شـده و فـرا هویتـان خـود را یـک سـروگردن بـالا بـه حسـاب می پندارنـد.

این جاسـت کـه نخسـتین ریشـه های جنـگ هویـت شـکل می گیـرد، در کشـورهای عقـب مانـده از گـم هویتـان و یـا از کـم هویتـان بـه عنـوان ابزار اسـتفاده صـورت می گیـرد و ایـن بـی هویـت هـم صـرف بـرای هویتـش مـی جنگـد، فـرق نمی کنـد ایـن هویـت برایـش نـان باشـد یـا دیـن، هـردو در نـوع خـود هویـت اسـت؛ زیـرا اولـی زل اجتماعـی دارد و دومـی زل مذهبـی، بنـا برایـن هـر دوبرایـش هویـت اسـت. نمونـه بـارز آن را در جامعـه افغانسـتان مـی تـوان مثـال زد، جنگ طالب ریشـه در کسـب هویـت دارد هـم به لحـاظ گرایش هـای دینی و هـم از جهـت برجسـته سـاختن هویـت قومـی و از طرفی امرار معیشـت. در تبییـن چگونگـی هویـت دو سیسـتم کارگـردان اسـت، یکـی سیسـتم فـرد کـه، از درون فـرد ناشـی می شـود و دیگـری هـم سیسـتم بیرونـی (اجتماعی) کـه، ازآموزه های اجتماعـی فـرد بـه  آن دسـت می یابـد، منشـأ می گیـرد، جنـگ هویـت از دیـر زمـان  بـه این طـرف در میان بشـر ادامـه دارد، از جنگ هـای قبیلـه بـا قبیلـه شـروع تـا جنگ هـای مـدرن( جنـگ بـا ابـزار پیشـرفته)، و حتـا جنـگ نامرئـی ریشـه در سـاختن هویـت دارد.

این کـه قبیله بهتر، کشـور بهتر، سـاح بهتـر و یا اسـتخبارات بهتـر فقط برای درشـت کـردن هویت اسـت. نمی تـوان انـکار کـرد کـه جنگ جـاری در جهـان امروز، جنـگ اقتصـاد، نفت و دسـت یافتن بـه منابع نیسـت، البته کـه جنـگ اقتصاد هم در امر کلی کسـب هویـت و جایگاه اسـت، امـا در کشـورهای عقـب مانـده ماننـد افغانسـتان بیشـتر هویـت دینـی و قومـی دارنـد کـه شـهروندان افغانسـتان درحـال حاضـر شـاهد ایـن جنـگ هسـتند و همـه روزه صـدا هـا را از گلـوی هویت هـا، در شـورای ملـی می شـنویم. حتـا دموکـرات تریـن آدم هـا بـه لحـاظ تیـوری خـود را در لایه هـای هویـت قومی پنهـان می کنند. پـس از رنسـانس بـرای ایـن جنـگ تبعـات گوناگـون می بخشـند، جنـگ بـرای هویـت دادن بـه بینـش بـاز در برابـر بینش هـای بسـته اسکولاسـتکی  واز هرجهـت نـگاه بندازیـم فقـط برای به دسـت آوردن یـک ارزش (هویت)، امـا جنـگ هویـت دراکثـر کشـورهای فقیرکـه در بـالا بـه آن هـا اشـاره شـد، شـکل ابتدایـی خـود را دارد و بـه همیـن منظـور اسـت همـه روزه نابسـامانی های اجتماعـی
دامن گیـر شـان اسـت. بنابرایـن مـردم ایـن کشـوردر بحـران جنـگ هویـت می سـوزند و هیـچ ایـن جنـگ تمـام شـده نی نیسـت تـا باشـد بـرای مـردم ایـن مـرز و بـوم لحظه های خوشـی را بـه ارمغـان آورد. در ایـن جـا بـه دنبـال به بررسـی گرفتن جنـگ هویـت در تاریـخ نهفتـه کشـور نیسـتم و قصـد هم نـدارم کـه یـک تحقیـق تاریخی انجـام دهم، امـا تنش های امـروزی در میـان شـهروندان گـره خورده به یـک جغرافیا قابـل بحـث اسـت و مایلـم کـه از گذشـته های نـه چندان دور بـه ایـن واکاوی بپـردازم. افتخـارات و دارو نـدار افغانسـتان در برگه هـای تاریخـی ایـن کشـور بـا خط هـای زریـن نوشـته شـده اسـت. بـا وجـودی کـه در زمـان اکثریـت از زمـام داران افغانسـتان دسـت کاری هـم شـده باشـد بازهـم هنـوز حقیقت هـا جوانـه می زنـد.

چـون گفتـه انـد؛ «تاریـخ چـون دشـت اسـت کـه هـر گیـاه قابـل روئیـدن در آن را دارد.» پیـش از حکومـت جمهـوری در افغانسـتان، هویـت سـازی در میـان زمـام داران یکـی از مهـم تریـن وظایـف بـود. فـرق نمی کـرد کـه ایـن امـر توسـط زور، قتـل عـام، اختنـاق، محرومیـت کـردن و زنـده به گور کـردن صورت می گرفـت. صـرف بـرای زمـام داران کـه تـازه قرار اسـت هویـت بنیـان نماینـد، زیـرا ایـن طرز دیـد در کشـورهای عقـب مانده اسـت. پیـش ازاین که به سـاخت کشـور فکر شـود نخسـت بـه ایـن فکـر می شـود کـه، چگونـه بـرای خودمـان ارجحیـت تاریخـی و اجتماعـی بسـازیم. روی هـم رفته دیـری نمی گذرد که حکومت بـا نام «جهانی» و حاصـل روشـنگری ها دریـک جامعـه عقب مانـده و هنوز بـا تفکر قبیله شـکل  می گیـرد، و هویت سـازی ایدئولوژیک در اقشـار متفـاوت جامعه افغانسـتان رونما می گردد. درس هـای در سـاختن هویـت، تلفیقـی می شـود بـرای نسـل های بعـدی، درسـت بیـان می کننـد دانشـمندان کـه «هویـت یـک پدیـده نسـبی اسـت و با مـرور زمـان از بین مـی رود» و صـرف ارزش یـک جغرافیـا بـرای شـهرواندن آن هویـت مـی شـود و بـرای آبـادی آن تـاش مـی کنند، امـا در افغانسـتان عکـس این قضیه اسـت. شـاید سـاکنین امریـکا همـه اش امریکایـی نباشـد، امـا چیـزی کـه بـرای آن هـا مهم اسـت جغرافیا اسـت و ارزش هـای در آن نهفته اسـت، تـا بـرای سـاختن آن تـاش صـورت می گیـرد بـه هـم همیـن ترتییـب کشـورهای زیـادی را می بینیـم کـه تعـدد اقـوام و ادیـان وجـود دارد، امـا حرمـت گذاشـتن بـه ارزش هـای کشـور یـک امـری اجتنـاب نا پذیر اسـت، همیـن وجیبـه را باید شـهروندان افغانسـتان در نظر داشـته باشـند و ایـن یـک شـهر خیالـی افاطونـی نیسـت کـه، تحقـق پذیر نباشـد.

بـرای اکثریـت از جوان هـا وقتـی کـه سـوال مـن کـی هسـتم؟ جایـگاه فامیلـی مـن کجاسـت؟ جایـگاه اجتماعی در کـدام سـطح اسـت؟ تحصیـات مـن چگونـه خواهـد بـود؟ شـغل آینـده مـن چیسـت؟ … از این طیف سـوالات پیـش مـی آیـد، فـرد بـه ناچـار بـرای جسـتجو آسـتین بر مـی دارد تـا بیابـد، مـن؛ یعنـی کی؟ در افغانسـتان کـه رهبـران از نطفه هـای قومی بـه آب ونان و احتـرام رسـیده انـد، تحـت هـر نـوع شـرایط قومیـت را حفـظ می کننـد چـون از کاسـه قومیـت خیلـی نـان چـرب نصیـب شـان می شـود. بـه همیـن دلیـل کـه، حتـا روشـنفکران ایـن جغرافیـا هم بـه هویت های قومی بیشـتر توجـه دارنـد و دهـن وگلـو پـاره می کننـد تا از ایـن بابت قهرمان داسـتان شـوند. در واقـع وقتی به ریشـه های عمیق هویت نـگاه می اندازیم خیلـی دشواراسـت کـه، بدانیم چیسـت این هویـت که، ما برایـش از جـان هـم می گذریـم  و حتا فیلسـوفان هم گیج می شـوند وبـه بیان پاسـکال: «متولد شـدم ، ندانسـتم براي چـه ؟ زنده گـي کـردم، ندانسـتم چگونـه زنده گـي کنـم ؟ اکنـون مي میـرم و نمي دانـم چـرا؟» و اضافـه مـی کنـد: انسـان از عجیب ترین موجودات طبیعت اسـت. از جسـم اطاعـات کافـي نـدارد ، روح را نمي شناسـد و از ارتبـاط جسـم و روح چیـزي نمي دانـد اجتماع جسـم و روح او را متحیـر مي کنـد. در صورتـي که خـود او مولود آن اسـت. در آخـر بایـد خاطـر نشـان کـرد کـه حکومـت افغانسـتان بایـد بـه هویت هـای نهفتـه درایـن جغرافیا حرمـت گذارد و مسـأله هویتـی پیش آمده را در کشـور به شـکل انسـانی و بـه لحـاظ حقـوق شـهروندی آن حـل نمایـد. بـرای این کـه جفـا اسـت به مـردم کشـور، در ایـن برهـه تاریخی به روی هـم دیگر شمشـیر بکشـند و آب دهنده این شمشـیر حکومت باشـد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید