مداخله پذيري ومداخله گري هردو بد است

 

صدیق الله توحیدی

پارلمان پاکستان فيصله کرد که ايجنسي‌هاي هفت‌گانه نوار مرزي افغانستان- پاکستان  رسماً مربوط ايالت خيبرپختون‌خوا گردد.

در معاهده 1919 که ميان محمود طرزي و نماينده هند برتانوي به امضاء رسيده بود قرار براين بود که درمورد سرنوشت قبايل (باجور، کرم، مهمند، وزيرستان شمالي،  وزيرستان جنوبي، خيبروورکزي) هرگاه دولت انگليس تصميم اتخاذ نمايد پيش ازآن بايد با دولت افغانستان در زمينه مشورت نمايد.

سپس در معاهده صلح کابل که در 1921 به امضاء رسيد، اين بند لغو شد و در هردو سند اميرامان الله خان خط ديورند را به عنوان مرز رسمي هر دو کشور به رسميت شناخت .

در زمان صدارت داوود خان که مناسبات دوکشور به وخامت گراييد، شوراي ملي افغانستان به صورت يک جانبه معاهدات يادشده را لغو اعلام کرد و خواستار الحاق سرزمين‌هاي ازدست رفته گرديد که فقط در صورت اقدام نظامي ممکن بود.

داوود خان تا مرز جنگ با پاکستان پيش‌رفت، اما پيش از اين که آتش جنگ مشتعل شود، محمد ظاهر شاه دست بکار شد و با ديپلوماسي و رفتن داکتر نجيب‌الله تورويانا نماينده خاص شاه افغانستان به اسلام‌آباد مناسبات دوکشور به حالت عادي برگشت و داوودخان هم از صدارت مستعفي شد.

معين وزارت اقوام وقبايل هنوزهم به همان سرناي معاهده 1919 مي‌دمد و ادعا دارد که بايد دولت پاکستان دراين زمينه با دولت افغانستان مشورت مي‌کرد.

حالا اگر خط ديورند را امان الله خان الي مرحوم محمدظاهرشاه به رسميت شناخته اند و اميرعبدالرحمان خان آن‌را امضاء کرده است، نبايد درمورد آن‌ها فرافگني صورت گيرد و کارشان بد وخودشان خوب تبليغ شود.

اما بحث اين است که آيا اين اقدام پاکستان به ضرر افغانستان و مردم مناطق قبايل که حدود سه الي چهار ميليون جمعيت دارد، مي‌شود و ياهم به نفع  آن‌ها، تا جاي‌که مردم قبايل به‌ويژه (منظور پشتين) که رهبري تظاهرات بزرگ پشتون‌هاي قبايل را به‌دوش داشت ازاين اقدام پشتيباني مي‌نمايد، چون خواست جنبش تحفظ پشتون به رهبري منظور پشتين قانونيت وعدالت و برابري بود.

عدم قانونيت در قبايل مصايب بزرگي را براي مردم اين مناطق به وجود آورده است، اولاً آن‌ها دست‌رسي به دادگاه‌هاي پاکستان نداشته و هرکس که جنايتي را مرتکب مي‌شود مطابق روايت قيبلوي پرونده‌اش حل وفصل مي‌گردد وچه بسا که اين فيصله‌ها ظالمانه و ناعادله هم هست وياهم توسط پليتکل ايجنت فيصله غيرقانوني صورت مي‌گيرد که آن‌هم به ضرر قرباني محسوب مي‌شود.  اگر جنايت در جاده عمومي واقع مي‌شد مدعي مي‌توانست به دادگاه عارض شود اگر ازجاده عمومي دور اتفاق مي‌افتاد در آن‌صورت همان جرگه‌هاي سنتي تصميم مي‌گرفت. به همين دليل در روستاهاي اين مناطق ده‌ها وصدها دشمني ميان خانواده‌ها وجود دارد.

فروش اسلحه، نبود مکتب وخدمات صحي، عدم حاکميت قانون و حضور مافياي مواد مخدر به صورت علني و شبکه‌هاي افراطيت مذهبي از رنج‌هاي دوام‌دار مردمان اين مناطق محسوب مي‌گردد.

فعالان مدني و روشن‌فکران نسل نو تحصيل يافته مناطق قبايل امسال با جديت مبارزه کردند تا اين مناطق مربوط ايالت خيبر پختون‌خوا شده زمينه خود سري، ياغي گري و نفوذ تروريزم ازميان برداشته شود.

آن‌ها مدعي بودند که دولت پاکستان قصداً اين مناطق رابه صورت خود سرنگه‌داشته تامردم اين مناطق شهروند درجه دوم کشور باشند.

پارلمان پاکستان به گفته محمودخان اچکزي از رهبران پشتون پاکستان کار صدساله را در يک دقيقه تمام کرد.

اما براي افغانستان : براي کشورما حضور نيروهاي تروريزم بين المللي در وزيرستان حد اقل در يک دهه گذشته عامل بي‌ثباتي محسوب شده فعاليت شبکه حقاني به عنوان مخوف ترين شبکه تروريستي، گروه طالبان و شبکه القاعده واخيراً داعش در اين مناطق سبب شده است که افغانستان هزينه هنگفت جاني ومالي را همه روزه بپردازد.

در گذشته پاکستان رسماً مسووليت اين مناطق را به دوش نمي‌گرفت چون سيستم اداره اين مناطق مشخص بود، اما حالا هيچ دليلي براي طفره رفتن از بار مسووليت را نه خواهد داشت.

دولت افغانستان از يک‌سو ادعا مي‌کند همه رهبران گروه‌هاي تروريستي در آن‌سوي مرز ديورند سکنادارند و از جانب ديگر مرز ديورند را به رسميت نمي‌شناسد؛ اين سياست دوگانه سبب شده است که ازچهل سال به اين‌سو پاکستان در تخريت افغانستان دست يازد گروه ضد حکومتي را تقويت کند ونفاق قومي را در داخل افغانستان دامن بزند، تا به زعم رهبران اسلام‌آباد از حدود جغرافيايي خويش دفاع نمايند. اما حالا پنج ايجنسي (فتا) مربوط اداره ايالتي خيبر پختون‌خوا مي‌گردد وديگر بهانه براي پاکستان براي مداخله وجود نه خواهد داشت.

يک سال بعد در اين مناطق انتخابات سنا برگزار خواهد شد و مردم اين مناطق براي نخستين بار در پارلمان وسناي پاکستان نماينده‌گان خود را خواهند داشت.

افغانستان که قرباني مداخله وتجاوز پاکستان است، نبايد به خودهم اجازه مداخله درامور ديگران را دهد.

سياست‌هاي کهنه گذشته سبب اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ ، ارتش پاکستان و… شده است، پس دولت افغانستان، بايد تماميت ارضي خود و ديگران را محترم بشمارد.

نگاه قرن نوزدهم به مسايل مرزي، سياسي وقومي نه به درد مردم افغانستان مي‌خورد ونه هم به نفع مردمان آن‌سوي مرز تمام خواهد شد.

ما اگر انساني زنده‌گي کنيم نياز به کشمکش‌هاي مرزي نبوده همه در سايه صلح و آرامش در کنارهم خواهيم بود. آن وقت مشکل کشمير وديورند از مردم‌هاي هند وپاکستان وافغانستان قرباني نه خواهد گرفت.******************************************

اشتراک گذاری:

نظر بدهید