طالبان به جنگ عادت کرده اند به آتش بس بسيار خوشبين نباشيد!

 

مهرالدین مشید

محمد اشرف غني، رييس جمهوري افغانستان به تاريخ 17 جوزا، در واکنش به فتواي علماي دين که در گردهمايي در کابل جنگ جاري افغانستان را خلاف اصول دين و شريعت خواندند، در يک سخن‌راني که به صورت زنده از رسانه‌هاي کشور نشر شد، از تاريخ 27 ماه رمضان تا پنجم عيد سعيد فطر را آتش‌بس اعلام کرد و به نيروهاي ارتش و پوليس دستور داد که از تاريخ تعيين شده بر مواضع گروه طالبان عمليات‌هاي تعرضي خود را متوقف سازند.

آقاي غني گفت که اين تصميم را به دنبال ناروا خواندن جنگ جاري در افغانستان و احترام به خواست و علماي دين اتخاذ کرده است.

وزارت خارجه امريکا به دنبال اين تصميم با نشر خبرنامه‌اي از اين تصميم رييس جمهوري کشور پشتبياني واستقبال کرد و ابراز اميدواري کرد که اين آتش بس سبب خواهد شد که مردم افغانستان عيد فطر را بدون ترس از خشونت سپري کنند. در قسمتي ازاين خبرنامه آمده بود که حکومت افغانستان متعهد به پيدا کردن راه‌ها براي پايان دادن به جنگ است و اين آتش بس موقت را نشانة تعهد افغانستان براي  برآوردن صلح از ديدگاه مسووليت ملي و ديني خوانده و در آن تاکيد شده بود که امريکا در کنار مردم افغانستان که بناي روند صلح به رهبري و مالکيت افغانستان را مي‌گذارند، ايستاده است.

ليزا کورتس، معاون دستيار رييس جمهوري ايالات امريکا با استقبال از اعلام آتش‌بس حکومت افغانستان در برابر طالبان، مي‌گويد که واشنگتن آماده است تا در گفت‌وگوهاي صلح با اين گروه شرکت کند و افزود که ايالات متحده آمادة شرکت در گفت‎وگوها است، اما نمي‌تواند، هم‌چون جاي‌گزين حکومت و مردم افغانستان در روند صلح کار کند و رهبري صلح را مالکيت مردم افغانستان خواند. اين مقام امريکايي در ضمن نگراني هاي پاکستان را در روند صلح افغانستان مهم خواند و افزود که امريکا بايد نگراني پاکستان را در روند صلح درک کند تا اين کشور اطمينان يابد که منافع اش در نظر گرفته مي‌شود. او هم‌چنان گفته است، منافع پاکستان با شورش‌گري طالبان در افغانستان برآورده شده نمي‌تواند. پاکستان، مسووليت بنيادي دارد، تا جلواستفاده از قلم‌روش را از سوي اين عناصر مخرب بگيرد. در همين حال، ستيف بروکينگ، رييس صلح و آشتي يوناما در کابل، گفته است که کميسيون نظامي طالبان نيز به اين باور است که برنده شدن از راه جنگ در افغانستان ممکن نيست. به گفتة او کساني در حکومت افغانستان و در گروه طالبان استند که با برهم زدن تلاش‌هاي صلح از ادامه جنگ پول بدست مي‌آورند.

از اعلامية حکومت افغانستان بسياري کارشناسان بين‌المللي و کشورهاي جهان به‌شمول روسيه، امريکا، چين، بريتانيا، پاکستان، ايران پشتيباني خود را اعلام کردند و از گروه طالبان خواستند تا به خواست اين حکومت لبيک بگويند، اما بارنت روبين، يک تحليل‌گر امريکايي با تاييد اين تصميم حکومت افغانستان ابراز نگراني کرده و گفته است که گروه طالبان با روسيه، ايران، پاکستان و چين روابط ديپلوماتيک دارند. اگرچه اين کشورها خواهان برگشت طالبان به قدرت نيستند، اما با ثبات شدن افغانستان را به معناي با ثبات شدن پايگاه ارتش امريکا در قلب منطقه شان و حتا جدي تر از تهديد القاعده و داعش به خودشان مي‌پندارند. طالبان دو روز پس از اعلامية کابل در اعلاميه آتش بس را در سه روز عيد قبول کردند و  گفتند که مردم افغانستان مي‌توانند، در روزهاي عيد در فضاي امن زنده‌گي کنند و از عدم حمله بر نيروهاي امنيتي افغانستان خبر داده و اما نيروهاي خارجي را مستثنا از اين اعلاميه شمردند.

تلاش‌هاي صلح با طالبان براي پايان جنگ در افغانستان در زمان حکومت آقاي کرزي آغاز شد که تاکنون تلفات زيادي برجاي گذاشته و اما براي صلح کاري انجام نشده است. حکومت وقت چنان با اشتياق طبل صلح را نواخت که حتا باري يک دکان‌دار کويته با پا در مياني انگليس‌ها توانست به حيث سفير طالبان به ارگ راه پيدا کند و با اخذ ميليون‌ها دالر پول تشويق دوباره به کويته برود که بار ديگر تروريستان توانستند تا از تلاش‌هاي خوش بينانة حکومت براي صلح بهره بگيرند و سفير صلح خود را وارد خانة اسدالله خالد رييس پيشين امنيت ملي کنند و با انجام حملة انتحاري نيم بدنش را فلج کند و بار ديگر سفير صلح طالبان در رکاب اعضاي رهبري شوراي صلح چون واحديار و ستانکزي توانست خود را وارد خانة استاد رباني کند و مواد انفجاري را که در لنگي خود جابه جا کرده بود، در هنگام مصافحه با استاد منفجر کند و استاد رباني را شهيد کرد.

در اين شکي نيست که پيمودن دراز راة صلح افغانستان امري ساده و يک شبه نيست؛ زيرا نقطة پايان گذاشتن به جنگي که درحدود نيم قرن از آن مي‌گذرد و ابعاد منطقه‌يي و بين‌المللي را به خود گرفته است. افغانستان به ميدان جنگ نيابتي کشورهاي گوناگون بدل شده است، تروريستان با راه اندازي حمله‌هاي انتحاري و انقجاري هر روزجان ده‌ها تن از شهروندان بي‌گناه کشور را مي‌گيرند و به بهانة حضور نيروهاي خارجي افغانستان را به رزمگاه خطرناک ترين جنگ تبديل کرده اند که حالا از جمله 300 گروه تروريستي بيشتر از20 گروه آن در افغانستان فعال اند و تمامي مافيامواد مخدر، قاچاق‌بران اسلحه و فساد پيشه‌گان حکومتي در آن دخيل اند.

اين بخشي از بازي است و اين که در عقب اين جنگ دستان پنهان و مرموز و خطرناک ديگري دخيل اند  و عرادة اين جنگ را زير نام مبارره با تروريزم به کدام ناکجا آباد مي‌کشانند. هرگاه شايعات مبني بر انتقال اعضاي داعش از سوريه و عراق و به ويژه کرد ها به وسيلة چرخبال‌ها به افغانستان درست باشد. در اين صورت مسآلة جاگزيني داعش به جاي طالب مطرح است و در اين حال صلح در افغانستان خيالي بيشت نيست؛ بلکه جنگ نيابتي در شکل و شمايل ديگري رخ مي‌نمايد که اصطکاک ميان منافع ايران، روسيه و چين با غرب را بر سرمهار کردن برتري طلبي‌هاي اقتصادي چين بيشتر خواهد کرد، اوضاع افغانستان را خلاف پيش بيني‌هاي کارگذاران جنگ نيابتي پيچيده تر از امروز خواهد کرد و ماموران جنگ نيابتي از نخستين قربانيان آن خواهد بود.

از سويي‌هم صلح با گروه طالبان که از يک طرف وابسته به شبکه‌هاي استخبارات منطقه هستند و از جانب ديگر جز به انحصار قدرت، به فرهنگ ديگر حکومت داري باور ندارند و براي رسيدن به هدف به هيچ تعهدي پاي بند نيستند، خيلي‌ها دشوار است، زيرا خدعه از نظر آنان ابزار شرعي براي مقابله با دشمن است و بازي با طالبان دشوارتر از عبور از هفت خوان رستم است. از اين رو نبايد اعلام آتش بس طالبان را نبايد سطحي گرفت و از آن به عنوان نشان دادن چراغ سبز تعبير کرد، زيرا ترس اين مي‌رود که طالبان در عقب اين اعلاميه اهداف خاصي را دنبال مي‌کنند که شايد خطر آن بيشتراز همه متوجه صلح و ثبات در کشور باشد.

طالبان ابزاري در دست «آي اس آي» اند و امريکايي‌ها اين را خوب مي‌دانند و اشارة وزير خارجة امريکا هم مبني بر رفع نگراني‌هاي پاکستان در پيوند به صلح افغانستان، همين پيوندهاي محکم طالبان با آي اس آي است. امريکايي‌ها خوب مي‌دانند که دراز راه صلح افغانستان از اسلام‌آباد عبور مي‌کند و پس از آن به دهلي، لندن، برلين و نيويارک مي‎‌رسد. از همين رو پيش حرفي طالبان براي آتش بس سه روزه و سکوت و در ظاهر غافل‌گير کردن اسلام‌آباد براي تحليل‌گران اوضاع افغانستان و منطقه  پرسش برانگير است، زيرا پاکستان و ايران و روسيه و چين که طالبان را سپري در برابر داعش فکر مي‌کنند، در عقب طالبان خواب‌هاي طلايي جنگ نيابتي را براي پيش‌گيري از عبور داعش يه مرزي‌هاي شان دارند. بنا براين تصميم آتش بس و صلح و جنگ طالبان نمي‌تواند، به دور از شعاع برنامه ريزي‌هاي آنان باشد. حکومت افغانستان اگر از کل بازي آگاه نيست، دست کم د رسايه و روشن آن‌ها قرار دارد. ازهمين رو است که رييس جمهور غني گفت‌وگوها براي مبارزه با تروريزم را در رأس برنامه‌هاي سفر خود در نشست شانگهاي قرار داده و هدف از آن کشاندن پاکستان، ايران و روسيه براي مبارزة صادقانه با تروريزم و دست برداري آنان از پشتيباني و تجهيز و تمويل طالبان است که دست يابي کابل به اين هدف چندان مقدور نيست، زيرا کابل در نشست شانگهاي از جايگاهي برخوردار نيست که حرف‌اش زياد جابي‌افتد.

از اين رو هرگونه پيشرفت و انکشاف در راستاي صلح حرکتي چندين بعدي و چندين لايه است که طالبان بيشتر نقش مهره را دارند تا نقش تعيين کننده را؛ زيرا دست طالبان پس از شور خوردن دستاني به حرکت مي‌افتد که در واقع حرف اول را براي صلح مي‌گويند.

اين زماني ممکن است که پاکستان يک گام چه که چند گام پيش بردارد و آن گاه دست کم اندکي به راه افتادن روند صلح مي‌توان باورمند بود. به ويژه حالا که با ورود داعش به بازي جنگ افغانستان گمانه زني هاي متعددي را دامن مي‌زند که صلح افغانستان را زير پرسش برده و ارادة پاکستان و ايران و روسيه را در پيوند به صلح افغانستان سخت به چالش کشيده است.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید