شهروندان افغانستان در سيماي طالبان آيت آشتي را خواندند

 

مهرالدين مشيد

شهروندان افغانستان پس ازچهل سال جنگ‎هاي خانمان سوز، دربدري‌ها، آواره‌گي‌ها، مهاجرت‌ها وبالاخره دردهاي بي پايان براي نخستين بار فرصت يافتند تا عيد سعيد فطررا زير چتر آتش بس در فضاي صلح، آرامش، صميميت و خالي از وسوسه‌ها سپري کنند. مردم افغانستان با استقبال از اين روز ازتمامي جناح‌هاي درگير و به ويژه  گروه طالبان مي‌خواهند تا رنج‌هاي مردم را درک و علاقه‌مندي مردم افغانستان را براي صلح دريافته باشند تا با درک شايسته از اين روز آتش بس را آغاز و نويد آور صلح و اراده يي براي تداوم آتش بس به حساب آورده باشند تا به جاي انديشيدن در مورد جنگ پس ازاين نيروهاي شان را براي صلج متمرکز نمايند و در يک بازگشت وطن دوستانه و خداباورانه در مورد صلح و آشتي فکر کنند، تا باشد که به جاي ضياع انرژي شان در حمله‌هاي انتحاري و تهاجمي و نابودي فرزندان اين کشور، نيروي شان را براي خدمت‌گذاري به خلق خدا و ترقي و شکوفايي کشور صرف کنند.

بدون ترديد مردم افغانستان از طالبان مي‌خواهند که نگذارند تا دشمنان اين ملت به بهانهء جنگ و ناامني سرنوشت مردم غيور افغانستان را به بازي بگيرند. طالبان درک کرده اند که وابستگي به شبکه‌هاي استخباراتي ذلت دردآور است، بلکه خوب مي‌دانند که اين شبکه‌هاي جهنمي هدفي کم تر از نابودي و تباهي افغانستان را نمي‌خواهند.

گروه طالبان بايد بدانند که مبادا روزي برسد که افغانستان به پرتگاهي بدتر از اين سقوط کند که هيچ کس قادر براي نجات آن نباشد و آن وقت ندامت هم اثري نخواهد داشت. آنان درک کرده اند که شبکه‌هاي درگير در جنگ افغانستان براي نابودي اين کشور چرخ جنگ‌هاي نيابتي را به دوران آورده اند.

هم آغوشي افراد گروه طالبان با نيروهاي امنيتي کشور و طبل صلح کوبي‌ها نشان داد که نه تنها مردم افغانستان، بلکه گروه طالبان نيز صلح مي‌خواهند و باورمند به آشتي شده اند.

بدون ترديد همه مردم افغانستان مي دانند که دشمنان اصلي آنان کي‌ها اند و چه کساني به حيث جنگ افروزان خود را در ميان آنان پنهان کرده اند و گويي با دستان نامريي بر روي جنگ افغانستان باروت مي‌پاشند. آنان هم‌چنان مي‌دانند که هرگاه شرايط جنگي در افغانستان تغيير کند، ديگر براي شان فرصت سربازگيري و عملي شدن اعمال ضد ملي و اسلامي مشکل است. گرم جوشي‌هاي امروز و به آغوش کشي‌هاي نيروهاي امنيتي و افراد طالبان نشان داد که در اصل اين ملت باهم اند و دستان نامريي توطيه و دخالت است که آنان را به دو جبهه تقسيم کرده است.

بدون ترديد طالبان اين ندا را در هنگام مصافحه با نيروهاي امنيتي از قلب‌هاي يک‌ديگر شنيدند و آنان را گواه گرفت که رسالت بزرگ پاسخ‌دهي به نسل‌هاي امروزو فردا دارند و در صورت بسر نرساندن آن در معرض بدترين داوري نسل‌هاي آينده قرار خواهند گرفت که امروز پاسخ‌گويي حتمي را از آنان مي‌خواهد.

براي چنين پاسخ‌گويي يايد اتمام حجت کرد و براي اثيات آن بايد برضد وشمن مشترک متحد شد تا کشور را از بن بست کنوني نجات داد و دست يابي به وحدت ملي و اقتدار ملي ممکن شود و منافع ملي در برابر مبارزه باتروريزم روشن و شفاف تعريف شود. در غير اين صورت کشور به پرتگاهي بدتر از اين خواهد سقوط کرد که در چنگال بيگانه‌گان اسير و دست پا بين آنان خواهد شد که در آن صورت از دست همه خواهد رفت و حال بهتر است که به قول مرحوم سيد قطب پيش از جنگيدن برسر مسح پاي چه نخست بايد براي نجات آن دست به کار شد و بعد از آن برسر شستن و مسح آن دست به کار شد. هرچه باشد، مردم افغانستان در گرم جوشي‌هاي طالبان نشانة صلح و در سيماي آنان آيت آشتي را خواندند.

مردم افغانستان در اين عيد با به آغوش کشيدن  يک‌ديگر براي نخستين بار همدلي‌ها و همديگر پذيري‌ها را جشن گرفتند و مردم در ميان شور و هلهلة اهورامزدايي و به صدا درآوردن ناقوس صلح و آشتي و با  پايکوبي بر نعش اهريمن بر يک‌ديگر مهر ورزيدند و با اين مهر ورزي‌ها نشان دادند که ديواري ميان نيروهاي امنيتي وطالبان وجود ندارد و هرگاه اندک ترين فرصت براي آنان فراهم شود، با هم اند و فارغ از وابسته‌گي‌هاي  گوناگون تنها براي افغانستان يک پارچه و متحد و مقتدر مي‌انديشند. افغانستان با غروري که نسل‌هاي آينده بر آن ببالد و خوش بختي‌ها و شکوفايي‌ها را به بار آورد.

گرم جوشي‌ها ميان طالبان و نيروهاي امنيتي و مورد استقبال گرفتن آنان از سوي مردم اميدها براي صلح و ثبات زود هنگام در کشور را بيشتر گردانيد و استقبال آتش بس در سطح گسترده در سطح ملي و بين‌المللي نه تنها نشان‌گر اجماع منطقه يي و جهاني در پيوند به صلح افغانستان است، بلکه اين نشان داد که افراد طالبان از جنگ خسته شده اند و آماده‌گي‌ها براي صلح در ميان آنان موجود است.

تنها نياز به راه‌کاري است که بتواند، در وصل کردن اين حلقه مؤثر واقع شود. اميد آن مي‌رود که تمديد آتش بس از سوي حکومت فشار رواني  باشد، بر طالبان در راستاي برچيده شدن بساط جنگ و باز شدن باب گفت‌وگو ها ميان دو طرف. چنان‌که احتمال مي‌رود که تمديد آتش بس فضاي جديد صلح و آشتي را گشوده تر گرداند و فضاي جنگي راجانشين فضاي آشتي نمايد تا نويد صلح را به همراه داشته و روحية آشتي ميان طالبان و نيروهاي امنيتي را تقويت کند. هرچند انعطاف حکومت پيش‌داوري‌هاي تحليل گران و سياست‌گران در مورد شکننده‌گي آتش بس را نادرست از آب بيرون کرد، اما هنوز زود است که رويکرد آيندة طالبان را به داوري گرفت و نيات اصلي آن را براي صلح درک کرد، زيرا آنان دشواري‌ها و وابسته‌گي‌هاي دارند که شايد خود شان نتوانند در اين زمينه مستقل تصميم بگيرند. با اين هم تمديد آتش بس راه ناهموار گفت‌وگوها را مي‌تواند، هموارتر کند و  ورود طالبان به شهرها و  آميزش آنان با مردم بر بسياري تبليغات منفي برضد حکومت مانند توجية ديني جنگ خط بطلان بکشد. هرچند اين موضوع سبب نگراني شاخه‌هاي طالبان ضد صلح خواهد شد که جاي نگراني را دارد تا مبادا مانع اين روند شوند و به تخريب آن آغاز کنند. اين حلقة اهريمني و  وابسته به شبکه‌هاي استخباراتي معلوم است که تمايلي براي صلح ندارند و در صدد تخريب آن اند و شايد به گونه‌هاي مختلف اين پروسه را تخريب کنند. حال بر نيروهاي صلح خواه دو طرف است تا اين روند را نگذارند ناکام شود و قافلة آن در نيم راه بماند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید