زمان خر سوار گذشتن از زير ريش مردم گذشته است ؟

 

فهیم دشتی

در روزهاي عيد مردم شاهد حضور گروه‌هايي از طالبان در کابل و چند شهر ديگر بودند. در ظاهر، اين حضور پس از اعلام آتش بس يک‌جانبه «رييس جمهورغني و پس از اعلام آتش بس سه روزه، گروه طالبان ميسر شد؛ اما به نظر نمي‌رسد که همه چيز به همين ساده‌گي بوده باشد» زيرا چنين برداشتي درست به نظر نمي‌آيد و قدر مسلم اين است که پشت پرده‌هايي هم در کار بوده باشد.

از سه يا چهار ماه به اين‌سو گزارش‌هاي تأييد ناشده‌اي از جريان گفت‌وگوهاي پشت پرده، مقام‌هاي حکومتي و حتا نماينده‌گان ايالات متحده امريکا، با گروه طالبان، وجود داشته، اين گزارش‌ها به گونه‌ي غيرمستقيم، گاهي تأييد هم شده، اما هيچ مقام حکومتي، به صورت واضح و مستقيم، از اين گفت‌وگوها حرف نزده و به اين ترتيب، از جزئيات آن کسي آگاه نشده، البته بدون آن‌هايي که در اين گفت‌وگو ها شريک بودند يا آن‌هايي که هدايت پيشبرد آن را صادر کرده بودند.

حالا اين پرسش‌هاي که مطرح مي‌شود، اين است که چرا کسي حاضر به تأييد جريان اين گفت‌وگوها نيست و به چه دليلي، جزئيات آن فاش نمي‌شود؟

شايد رهبران گروه طالبان از اين بيم دارند که اگر جزئيات گفت‌وگوهاي شان با حکومت يا امريکايي‌ها فاش شود، موقعيت شان زير سوال مي‌رود. بالاخره آن‌ها بيش از دو دهه است که مردم اين سرزمين را به نام مبارزه براي دين، قتل عام مي‌کنند و حالا اگر مي‌آيند و با حکومتي که به صورت مستقيم از سوي به تعبير آن‌ها مسيحيان و يهوديان حمايت مي‌شود، يا با خود اين حاميان، باب مذاکره را مي‌گشايند، حتماً سربازاني که در جبهات جنگ با هدايت آن‌ها و زير شعار آن‌ها مي‌جنگند، خواهند پرسيد که پس اين همه سال چرا مردم را قتل کرديد و چرا ما را به کشتن داديد؟

شايد هم سردسته‌هاي طالبان از اين مي‌هراسند که اگر جزئيات گفت‌وگوهاي شان فاش شود، به سرنوشت ملا برادر و امثال او مواجه شوند و پاکستان جزاي اين برخورد شان را بدهد. اين روز ها که طالبان به گروه‌هاي متعددي تقسيم شده و هر کدام از سوي يک کشور منطقه يا فرامنطقه‌يي حمايت مي‌شوند، بي ترديد، آسيب پذيري شان هم بالاگرفته و ترس و هراس شان هم از اين بابت بيهوده نيست.

از اين سو هم مقام‌هاي حکومت افغانستان و نماينده‌گان امريکايي، شايد نگران اين مسأله اند که با فاش شدن جريان اين گفت‌وگوها و جزئياتش، ممکن است حلقات يا کشورهايي در منطقه و فرا منطقه، بخواهند به اين جريان صدمه بزنند يا مانع آن شوند؛ در حالي که در مناسبات امروزي جهان، هيچ معامله اي پنهان نمي‌ماند و هر حرکتي به ويژه زماني  که در آن بازيگران عمده‌جهان نقش يا منفعت دارند، با دقت زير ذره بين گرفته مي‌شود و اطلاعات آن روي ميز سازمان‌هاي استخباراتي قرار مي‌گيرد، پس اين محافظه کاري شان، جايي را نمي‌گيرد.

مقام‌هاي حکومت به ويژه رييس جمهورغني و اطرافيان‌اش، از اين هم مي‌ترسند که يکبار ديگر اتهام برخورد قوم‌گرايانه بر آنان وارد نشود؛ اتهامي که بر بنياد برخوردهاي سياسي و سليقه يي آن‌ها در چند سال گذشته، به شدت بر آنان وارد است. در اين مورد نيز پنهان کاري مخرب تر از رعايت شفافيت است.

دليل هر چه باشد، پنهان‌کاري در اين ماجرا، واکنش‌هاي منفي را بر خواهد انگيخت. چنين پنهان کاري‌ها، پرسش‌هاي تازه و جدي تري را به وجود مي‌آورد؛ مثلاً وقتي مردم خبر ندارند و به يک‌باره‌گي طالبان مسلح را پشت درب منزل يا مقابل مغازه و فروش‌گاه يا در کوچه- پس‌کوچه‌هاي شهرشان مي‌بينند، نگران مي‌شوند، زيرا وحشت طالباني در جريان حاکميت شان، از خاطر شان نرفته وجنايت‌هايي که اين گروه و تروريستان هم‌دست شان در سال‌هاي پسين مرتکب شده اند، تازه‌تر از آن است که فراموش شود.

بالاخره مردم حق دارند و مي‌خواهند بدانند که گروه طالبان بر بنياد کدام توافق، چنين فرصتي را يافته اند؟ در اين توافق چه مسايل ديگري مطرح شده است؟ امتيازات و مکلفيت‌هاي طالبان و ديگر گروه‌هاي تروريستي شامل اين توافق، چيست؟ آيا حکومت و حاميان خارجي شان توانسته اند، منافع مردم و ارزش‌هايي را که براي آن قرباني داده شده، در اين توافق تضمين کنند يا خير؟ سود مردم از اين توافق چيست؟ و ده‌ها پرشس مشابه و خرد و بزرگ ديگر؛ مثلاً اين که آيا قتل ملافضل الله، رهبر طالبان پاکستاني، با اين ماجرا پيوند دارد يا خير؟ و قس عليهذا.

طبيعتاً چنين گفت‌وگوهايي پهلوهاي آشکار و پنهان خود را دارد و شايد گاهي نياز مي‌افتد که درافشاي برخي از موارد جانب احتياط رعايت شود، اما زمان معاملات پنهاني و پشت پرده گذشته است و مردم اين سرزمين با قرباني‌هايي که در نزديک به نيم قرن گذشته داده اند، به اين حد از شعور سياسي رسيده اند که بخواهند بر سرنوشت خود حاکم باشند و اجازه ندهند که سرنوشت شان قمار زده شود.

طبيعتاً هيچ صلحي هم بدون حمايت مردم، محقق شدني نيست و به اين ترتيب بر مقامت حکومت است که بيايند و پرده از اين ماجرا بردارند.

زمان خرسوار گذشتن از زير ريش مردم گذشته است.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید