در مذاکرات افغانستان- پاکستان همه موارد قابل بحث است

 

صديق الله توحيدي

دراين آواخر تلاشها براي تأمين صلح در افغانستان شامل ابعاد وسيعي گرديده است؛ هيأتهاي عالي رتبه دوجانب در کابل ويا در اسلام آباد پيوسته ديدار مينمايند و سخن از تطبيق نقشه راه  صلح توسط افغانستان و پاکستان گفته ميشود.

محمدحنيف اتمر مشاور امنيت ملي رييس جمهور، ويس احمد برمک وزير امور داخله و معصوم استانکزي رييس امنيت ملي به تازهگي از دور تازه مذاکرات با جانب پاکستان برگشته اند. حکومت ايالات متحده امريکا گروهي را براي نظارت از صلح افغانستان مؤظف کرده است، تا اين روند را تسهيل نمايد و همچنان سفارت امريکا در کابل اعلام آمادهگي براي انجام مذاکرات مستقيم با گروه طالبان نموده است.

در همين حال داکتر زلمي خليل زاد سفير پيشين امريکا در کابل و از افراد نزديک به جورج بوش رييس جمهور پيشين امريکا ابراز نگراني نموده است که پاکستان گروه طالبان را به ميز مذاکره خواهد آورد، اما به آنها گفته است که مذاکرات انجام شود، اما اين مذاکرات منتج به صلح در افغانستان نميگردد. لذا به آنها اطمينان داده اند که به جنگ ادامه خواهند داد.

اما انچه به عنوان نقشه راه ميان دوکشور قبول شده است تا اکنون افشاء نشده وشهروندان افغانستان نميدانند که اين برنامه چگونه آغازشده و به کدام سمت در حرکت است، حفظ اسرار دراين زمينه نگرانيها وتشويشهاي زيادي را در محافل سياسي برانگيخته است. تحليل گران وناظران اوضاع سياسي  حفظ  اسرار روند مذاکرات به نفع مردم نميدانند و اذعان دارند که چون روند مخفيانه دنبال ميشود ممکن است مواردي در اين نقشه راه وجود داشته باشد که بيشتر تأمين کننده منافع سياسي يک گروه خاص باشد.

از سوييهم برخيها به اين باورند که روند مذاکرات مطابق منافع افغانستان ادامه داشته وقتي بسياري از موضوعات منازعه ميان دوکشور حل شده وتوافق صورت گرفت، آن زمان همه جريان مذاکرات به سمع مردم دوکشور خواهد رسيد.

شماري از افراد قوم گرا نگران آينده مسأله خط ديورند، اند و در رسانههاي اجتماعي اين مسأله به صورت گسترده انعکاس يافت.

تاجاي که دفتر مشاوريت امنيت ملي با نشر خبرنامهاي، تاکيد کرده است که در جريان مذاکرات هيچ وقت مسأله ديورند از دوطرف مطرح نشده وهمه جريان مذاکرات متمرکز به اجرايي شدن نقشه راه صلح است و امنيت ملي همچنان تصريح کرده که فيصله درمورد خط ديورند از صلاحيتهاي شهروندان افغانستان بوده و هيچ حکومت حق تصميم نهايي را دراين زمينه ندارد.

اگر واقعن پاکستان ميخواهد مشکل افغانستان برطرف شود و دو طرف با کشتن ملا فصل الله رهبر تحريک طالبان پاکستاني و تشويق گروه طالبان به دستور آتش بس از سوي اسلام آباد به گروه طالبان درايام عيد فطر و تطبيق موافقتنامه آن نشان دهنده اين نکته است که دوطرف وارد يک مرحله جديد از مذاکرات جدي صلح شده اند.

واگر مذاکرات ميان دو کشور منتج به تأمين آتش بس دوامدارشده و ياهم در آخر روز، صلح به افغانستان بازگردد، مبرهن است که توافق منطقهيي نيز از نيازهاي جدي اين روند خواهد بود. روابط پنهاني  رييس جمهورترامپ با رييس جمهورپوتين و تسريع مذاکرات ميان امريکا وکورياي جنوبي و احداث بند برق بر درياي کنر توسط کشورهاي چين وهند نشان ميدهد که اين توافق در حال شکل گيري است.

 اما تنها مشکل جمهوري اسلامي ايران با امريکا به عنوان معضل جدي مطرح است که آن هم در گذشته ديده شده است. در مسأله افغانستان امکان همکاري ميان امريکا وايران بوده وآنها ميتوانند براي منافع مشترک باهم کار نمايند و ياهم اختلافات ميان اروپا وامريکا زمينه همکاري با ايران را نيز مساعد خواهد ساخت، اما نبايد گفتهي داکتر خليل زاد را نيز از نظردورداشت که  حکام اسلام آباد در  چنين موارد نشان داده است که زيرکانه سياست نموده و منافع کشور خويش را جداً مد نظر دارند، اما توسعه اقتصاد منطقه  اين نگراني را کاهش ميبخشد. واضح است که موفقيت مذاکرات ميان دوکشور بستگي به اراده صادقانه هيأت هاي دوطرف داشته و همچنان اندک بودن خطوط قرمز ميتواند روند مذاکرات را به پيروزي برساند. 

بحث ديورند نبايد به بهانه تصميم شهروندان افغانستان به تعويق افتد، از سال 1354خورشيدي به اينسو اسلام آباد دست مداخلات گسترده در افغانستان زده و حتا آن کشور مسکن وماواي مخالفان سياسي حکومتهاي افغانستان بوده است، ادعاي ارضي بريک کشور خود اعلام جنگ است و از جانب ديگر نيازمردم به صلح از هر مسأله اي اولاترمي باشد. اگر بحث نظر مردم افغانستان خوب است پس مطابق قانون اساسي در چنين موارد ريفراندم برگزار شده و نظر و راًي مردم مشخص شود.

شکي نيست که افغانستان بايد امتيازت لازم را در مذاکرات به دست آرد، اما نبايد به اميد واهي فرصت از دست داده شود و نوار مرزي دو کشور لانههاي تروريزم منطقهيي و بينالمللي باقي بماند. ادعاي تاريخي بر خط ديورند از جانب افغانستان قابل بحث است، اما دراين شکي نيست جهان اين مرز را به رسميت شناخته و عدم توجه به اين مسأله جنگ را در کشور تداوم وتشديد ميبخشد.

خوب است نخبهگان سياسي از هر مسألهاي منازعه برانگيز داخلي ومنطقهيي پيراهن خونين حضرت عثمان نسازند و سعي کنند که اشک يتيمان خشک و جبين بيوه زنان باز و روي دسترخوان مردم غذا بازگردد. احساسات قرن نوزده ديگر درتاريخ معاصر کارآ نيست، اما فقط به روند سازنده صلح آسيب جدي مي زند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید