تشديد فشار حکومت بر ايتلاف نجات؛ آيا ايتلاف نجات از خطر فروپاشي نجات خواهد يافت؟!

 

نورالله ولي‌زاده

نظام الدين قيصاري، نماينده ويژه جنرال عبدال‌رشيد دوستم، معاون اول رياست جمهوري و فرمانده نيروهاي خيزش مردمي در ولايت فارياب، يک روز پس از برگزاري محاکمه رزاق وحيدي وزير پيشين مخابرات و تکنالوجي معلوماتي بازداشت شد. آقاي وحيدي از افراد نزديک به محمد محقق معاون دوم رياست اجرايي حکومت است و نظام‌الدين قيصاري نماينده ويژه جنرال دوستم در ولايت فارياب است. محمد محقق از اعضاي برجسته رهبري ايتلاف نجات افغانستان، به محاکمه رزاق وحيدي واکنش تند و بي‌پيشينه نشان داد و آن را دسيسه حکومت در برابر يک جريان قومي-سياسي خواند. جنرال عبدال‌رشيد دوستم از اعضاي ديگر رهبري ايتلاف نجات نيز در پيوند به بازداشت نظام‌الدين قيصاري واکنش تند نشان داد و آن را دسيسه‌يي عليه خودش خواند.

فرماندهي قول اردوي شاهين، دليل بازداشت قيصاري را رفتار« قلدرمابانه» و اهانت آميز در برابر اعضاي جلسه امنيتي عنوان کرده است. بربنياد اعلاميه قول اردوي شاهين، اين جلسه براي بحث روي چگونگي حفظ و تأمين امنيت شاهراه ميمنه – جوزجان با حضور مقام‌هاي امنيتي در ساختمان لواي اول اين قول اردو در شهر ميمنه مرکز ولايت فارياب برگزار شده بود. در اعلاميه اين نهاد آمده که يادآوري سقوط دسته جمعي چند پاسگاه خيزش مردمي، «واکنش تند و پرخاشگرايانه» آقاي قيصاري را به دنبال داشت.

رسانه‌ها گزارش کرده‌اند که آقاي قيصاري از سوي نيروهاي ويژه ارتش بازداشت شده و در کابل به نهادهاي عدلي و قضايي سپرده شده است. رييس شوراي ولايتي فارياب به رسانه‌ها  گفته که در درگيري براي بازداشت آقاي قيصاري، چهار نفر از نگه‌بانان او کشته شده و چهار نفر ديگرشان زخمي شدند.

نظام الدين قيصاري، فرمانده پوليس ولسوالي قيصار فارياب و مسوول بخشي از خيزش‌هاي مردمي اين ولايت است که گفته مي‌شود هفت هزار نيروي مسلح تحت امر خود دارد.

سخن‌گوي وزارت دفاع گفته که آقاي قيصاري به اتهاماتي که عليه‌اش وجود دارد، پاسخ خواهد داد و اگر از سوي دادگاه برائت گرفت، آزاد و اگر مسوول شناخته شد مطابق قانون با او برخورد خواهد شد.

گفته مي‌شود آقاي قيصاري از فرماندهان نظامي ضد طالبان در فارياب بوده که نيروهاي مسلح مردمي زيادي را براي مقابله با نفوذ طالبان در اين ولايت بسيج نموده و از افراد وفادار و نزديک به جنرال عبدال‌رشيد دوستم است.

به دنبال بازداشت آقاي قيصاري، راهپيمايي‌هاي اعتراضي در ولايت‌هاي  فارياب، جوزجان و سرپل راه اندازي شده و صدها معترض در اين سه ولايت خواستار رهايي سريع او شده‌اند.

آقاي قيصاري به عنوان يک چهره ضد طالباني در فارياب در حالي بازداشت شده که حدود دو ماه پيش فرمانده فاروق قاطع از فرماندهان جمعيت اسلامي در فارياب که از او نيز به عنوان يک فرمانده ضد طالباني ياد مي‌شد، ترور شد.

برخي‌ها بازداشت فرمانده قيصاري و ترور فرمانده قاطع را کار حلقات مشخص استخباراتي به هدف تضعيف صفوف نيروهاي ضد طالباني در شمال و به‌ويژه در فارياب مي‌دانند.

اما چارچوب تحليلي ديگر بيشتر سياسي است. چنان‌که اشاره شد، فرمانده قيصاري از افراد نزديک به جنرال دوستم است و در نبود جنرال دوستم، قيصاري توانسته بود که بخشي از ماموريت‌هاي نظامي جنرال دوستم را در ولايت فارياب که از پايگاه‌هاي اصلي مردمي جنرال دوستم به شمار مي‌رود، ايفا کند و به طالبان اجازه ندهد تا اين پايگاه را تحت نفوذ بگيرند. بنابراين بازداشت او بخشي از فشارهاي حکومت بر جنرال دوستم است تا به کابل برگردد و به وظيفه خويش تحت شرايطي که تيم ارگ مي‌خواهد ادامه دهد. جنرال دوستم بيشتر از يک سال مي‌شود که بعد از تيره‌گي روابط‌اش با ارگ افغانستان را ترک کرد و در ترکيه زنده‌گي مي‌کند. حکومت در اين اواخر تلاش‌هايي را به هدف برگرداندن جنرال دوستم به خرج داده که در ظاهر اين تلاش ها بي‌نتيجه بوده است.

به تازه‌گي عطامحمد نور، رييس اجرايي جمعيت اسلامي افغانستان که او نيز مدتي در ترکيه بود، به بلخ برگشت و گفت که به زودي به کابل آمده و موجوديت ايتلاف نجات افغانستان را طور رسمي در کابل اعلام خواهد کرد.

ايتلاف نجات، متشکل از احزاب جمعيت اسلامي، جنبش اسلامي و حزب وحدت اسلامي افغانستان است. اين ايتلاف پس از آن شکل گرفت که جنرال دوستم به ترکيه رفت و دولت اجازه برگشت او به کشور را نداد. نارضايتي‌هاي عطامحمدنور و محمد محقق از حکومت نيز باعث شد تا آنان به صف جنرال دوستم پيوسته و ايتلاف نجات افغانستان را تشکيل نمايند. گفته مي‌شود که اعضاي اين ايتلاف توافق کرده‌اند که در انتخابات رياست جمهوري آينده يک کانديداي قوي معرفي کنند که به نظر مي‌رسد اين موضوع محمداشرف غني رييس حکومت وحدت ملي را نگران ساخته  و بنابر اين، مي‌‎خواهد که اهرم‌هاي فشار بر اعضاي اين ايتلاف را بيشتر سازد.

ناظران به اين باوراند که اگر احزاب سه‌گانه جمعيت، جنبش و وحدت بتوانند اتحاد خود را حفظ کنند و در برابر فشارهاي حکومت ايستاده‌گي نمايند، تهديد سياسي بزرگي را براي اشرف غني ايجاد مي‌کنند، به‌ويژه اگر بتوانند با چنين ترکيبي حمايت کشورهاي خارجي به خصوص ايالات متحده امريکا را نيز جلب نموده و به گونه منسجم و روشمند کار کنند. در مقابل سوال درشتي که همواره در برابر ايتلاف‌هاي سياسي‌اي از اين قبيل در افغانستان وجود داشته، سوال دوام و استحکام اين ايتلاف است که به‌ويژه در برابر تطميع تاب مقاومت را ندارند و زود از هم مي‌پاشند. در زمان حکومت حامدکرزي نيز اين احزاب چنين ايتلافي را تشکيل دادند، اما کرزي توانست با تطميع آن را از هم بپاشاند.

هرچند اشرف غني در مقايسه به کرزي، به دليل رفتارهاي تندخويانه و تحقيرآميزش با رهبران سياسي غيرپشتون، چانس کمتري در ازهمپاشاندن ايتلاف نجات دارد، اما عملکرد اين ايتلاف در مدتي که ايجاد شده نيز ضعيف‌تر از آن به نظر مي‌رسد که بتواند با فشارهاي چندسويه ارگ مقابله کند و از هم‌نپاشد. رهبران سياسي‌اي که ايتلاف نجات افغانستان را تشکيل داده اند، از نظر حمايت مردمي و تجارب نظامي مهره‌هاي قدرت‌مند سياسي-نظامي در افغانستان شناخته مي‌شوند(که ترس حکومت نيز از همين‌جا ناشي مي‌شود) اما در عرصه سياسي در هفده سال اخير بارها اشتباهات بزرگي را مرتکب شده‌اند که بيشتر اين اشتباهات ارگ را در ناديده گرفتن آنان جسورتر ساخته است.

اما در يک تحليل بازتر و کلان‌تر اين پرسش مطرح است که چرا با گذشت نزديک به بيست سال از ايجاد نظام سياسي جديد، بازي‌هاي سياسي و مهره‌هاي مهم اين بازي‌ها تکراري‌اند؟ اشرف غني طور معمول رهبران ايتلاف شمال را بي‌برنامه، جنگ‌سالار و پرخاش‌گر معرفي مي‌کند که توان انجام کارهاي بزرگ سياسي و رهبري کشور را ندارند. تا حدي در ميان مردم شمال نيز چنين ديدگاهي در مورد رهبران سياسي-نظامي شمال وجود دارد، اما در سوي ديگر رفتارهاي ناصواب حامدکرزي و محمداشرف غني قرار داشته که باعث شده فضاي سياسي براي يک نسل نو باز نشود و اين رهبران هم‌چنان در صحنه بمانند و تأثيرگذار باشند.

به تعبير ديگر، اشرف غني به دليل تمسک جستن به روش‌هاي کهنه و تکراري بازي، خود بخشي از همين بازي خسته کننده است که در يک ديد وسيع‌تر مترادف به جنرال دوستم، جنرال عطا و محمد محقق دانسته مي‌شود. غني با رفتارهاي قومي و ديد بسته‌يي که به سياست دارد، نتوانست از ميان ازبيک‌ها، تاجيک‌ها و هزاره‌ها نسل نوي را پرورش دهد که به ساختار پوسيده نظامي-سياسي در شمال پايان دهند و براساس ارزش‌هاي دموکراتيک نوين سياست کنند، تا بازي از بيناد تغيير کند و ديگر ارگ مجبور نباشد که انرژي دولت را صرف مقابله با زورمندان شمالي نمايد. مثال  اگر غني مي‌توانست يا مي‌خواست که به خواست‌هاي جنبش روشنايي پاسخ معقول، دموکراتيک و با حسن نيت بدهد، کار بزرگي در ختم بازي‌هاي تکراري سياسي در اين جغرافيا مي‌کرد که نکرد/ نخواست!

اشتراک گذاری:

نظر بدهید