از دشمنی با حضور نیروهای خارجی تا دشمنی با شهروندان افغانستان

مهرالدین مشید

بـدون تردیـد ایـن پرسـش در ذهـن هر شـهروند افغانسـتان خطـور می کنـد کـه آیـا دشـمنی کشـورهای همسـایه افغانسـتان بـا شـهروندان این کشـور اسـت یا دشـمنی آنـان با حضـور نیروهای خارجـی در افغانسـتان و یـا ایـن کـه حضـور خارجی هـا در افغانسـتان بهانـه  ای بـرای مداخلـه پاکسـتان، ایران و روسـیه در امور افغانسـتان است و به ایـن وسـیله می خواهنـد، مداخله های شـان را در افغانسـتان توجیـه کننـد. این هـا پرسـش هایی اند که پاسـخ آن هـا می تواند، گـره بـن بسـت موجـود بحـران را بـاز کند و سـر نخـی از کلافـۀ سـردرگم و پیچیـدۀ جنـگ چهـل سـاله ایـن کشـور به دسـت آیـد و دسـت کم یکی از پهلوهـای ناشـناختۀ جنـگ شناسـایی می شـود. طـرح ایـن موضـوع بـه معنـای آن نیسـت کـه تـا اکنـون اهـداف و نیـات کشـورهای همسـایه در پیوند به افغانسـتان ناشـناخته مانده اسـت؛ بلکه بر همـه گان هویدا اسـت که ریشـۀ اختلاف پاکسـتان بـه حیـث میـراث دار انگلیـس،  با افغانسـتان پس از اسـتقلال ایـن کشـور آغـاز شـده که بخشـی از آن وابسـته بـه مـرز دیورنـد اسـت کـه بیشـتر از خطاهـای رهبـران آن سـوی سـرحد ماننـد خـان غفـار خـان آب می خـورد. او، بـر رغـم تاکیـد رهبـران هنـد ماننـد جواهـر لعـل نهـرو تـا پایـان حیـات طرف دارالحـاق پشتونسـتان به کشـور هند بـود.

هرچنـد داعیـۀ او تحقق پیـدا نکـرد، اما برای افغانسـتان درد سـر همیشـه گی آفریـد. ایـن داعیۀ بـود کـه دنـدان زمـام داران پاکسـتانی را برضـد افغانسـتان تیزتـر کـرد و جنـگ نیابتی پاکسـتان و هنـد را در افغانسـتان بـه میـان آورده اسـت. ایـن طـرح جنرالان پاکسـتانی را واداشـت تا افغانسـتان را بـه حیث عمق اسـتراتیژی شـان در نبـرد با هند برگزیننـد تـا ناامنی ها در افغانسـتان ادامـه پیدا کند و آب هـای رودخانـۀ کنـر بـدون اسـتفاده بمانند و به پاکسـتان سـرازیز شـوند. به همین گونه مشـکل ایـران هـم در افغانسـتان برمی گـردد، بـه جنـگ بر سـر آب که ریشـۀ آن به دوران پادشاهی حبیب الله خـان کـه حتا آب  بیشـتر از معاهدۀ دوران موسـی شـفیق نخسـت وزیـر ظاهـر شـاه را از افغانسـتان خواهـان انـد، برمی گـردد. ایـن دو کشـور پیش از  خورشـیدی کمتـر علاقه منـد تنـش با ۱۳۵۷سـال افغانسـتان بودند و از سـویی هم شـاهان افغانسـتان در ایـن زمینـه توجـه داشـتند و نمی گذاشـتند کـه اوضـاع از کنتـرل بیرون شـود و گاهـی رخدادهای سـرحدی هـم کـه رخ مـی داد، بـه زودی آن هـا را مهـار می کردنـد و گاهـی هـم بـا میانجی گـری کشـورهایی، مثل عربسـتان سـعودی حل می شـد. هرچـه بود سیاسـت های پاکسـتان و ایران نسـبت بـه افغانسـتان بیشـتر دفاعـی و بـا احتیاط بـود، اما پـس از کودتا هفت ثور و قیام مـردم در برابر رژیم دسـت نشاندۀ شـوروی پیشـین و آغاز مهاجرت ها به دو کشـور، (پاکسـتان و ایـران)، فرصت مداخلۀ را در افغانسـتان فراهم کرد و سیاسـت های آن ها را در مـورد افغانسـتان هم از حالـت دفاعی به حالت تهاجمی درآورد.

ایـن دو کشـور آزمنـد کـه خـود را حامیـان جهـاد افغانسـتان می خواندنـد و فکـر می کردنـد کـه بـا پیـروز شـدن، مجاهدیـن، صاحـب ایـن سـرزمین می شـوند و تمامـی آرزوهـای شـان در افغانسـتان بـرآورده می شـود، انتظـار فراوانـی را از رهبـران مـزدور شـان در افغانسـتان داشـتند کـه تنـدی حوادث و شـتاب قـدرت خواهی رهبـران جهادی ایـن فرصت هـا را از آن هـا گرفت. این سـبب شـد کـه پاکسـتان و ایـران  بـرای رسـیدن بـه اهـداف شـان در افغانسـتان هـر روز در صـدد راه انـدازی توطیه هـای تـازه براینـد و گـروه طالبـان را برضـد رهبـران جهـادی بـه وجـود آوردنـد و حکومـت مجاهدیـن را سـقوط دادنـد، امـا نتوانسـتند گـروه طالبـان را کنتـرل کننـد و فعالیت هـای القاعـده را تحت نظر داشـته باشـند که حادثۀ یازدهم سـپتمبر بـه وقـوع پیوسـت و طومـار حکومـت طالـب از افغانسـتان بـه وسـیلۀ نظامیان غربی برچیده شـد و از آن بـه بعـد شـیپور مبارزه بـا تروریزم با شـتاب تمـام نواختـه شـد و امریکا چنـان به مانـور نظامی و سیاسـی پرداخـت که تمامی کشـورها به شـمول پاکسـتان، ایـران و روسـیه را بـا خود هم سـنگر و هـم صـدا گردانید. امریـکا توانسـت از فضای تب آلود و وحشـتناک رخداد سـپتمبر بیشترین سود را ببـرد، امـا در این میـان جنرالان پاکسـتانی به همان انـدازه که برای بوش پاسـخ مثبت سـریع دادند، به همان سـرعت به احیا، انسـجام، آموزش، تمویل و تجهیـز گـروه طالبـان پرداختند و آنـان را به جنگ نیروهـای امریکایی آماده کردند و اکنون پاکسـتان، ایران و روسـیه حامیان اصلی گروه طالبان هسـتند. پرسـش ایـن اسـت کـه چگونـه شـد تـا گـروه طالبان توانسـتند تنهـا تحت حمایت پاکسـتان این قدرنیرومنـد شـوند و در برابر حکومت افغانسـتان کـه از کمک هـای مالـی و نظامـی بیـش از چهـل کشـور جهـان برخـوردار اسـت، اما با آن هـم دامنۀ شـورش گری در این کشورکاسـته نشـد و برعکس بـر حضـور فعـال جنگـی بیـش از بیسـت گـروه تروریسـتی در کشـور افزوده شـد.  افزایـش تروریـزم در موجودیـت و حضـور نظامیـان ناتـو و امریکا در افغانسـتان پسـآ طالبانی بـرای شـهروندان ایـن کشـور پرسـش برانگیـز اسـت، این مسـآله گمانـی زنی هایـی را نیز تقویت کـرده اسـت کـه هـدف غـرب پایـان دادن جنـگ در این کشـور نیسـت، بلکـه خواهـان ادامۀ جنگ اسـت و ادامـۀ تنش هـا را تـا سـقوط ولایت هـا سـناریوی بقای حضـور نیروهای خارجـی در این کشـور می دانـد. پـس هـرگاه چنیـن باشـد و بهانه کشـورهای همسـایه هـم از کمـک بـه مخالفـان مسـلح حکومـت حضـور نیروهـای خارجـی در افغانسـتان باشـد. از سـویی هم نیروهـای خارجـی از تامیـن امنیت در کشـور کوتـاه آمدند و برعکس ناامنی هـا هـر روزدر کشـور بیشـتر می شـود و ده هـا شـهروند افغانسـتان بـه شـهادت می رسـند. در چنیـن حالـی گزینـۀ خـروج و هم زمـان بـه آن کمک خواسـتن از کشـورهای همسـایه و فراخوان طالبـان بـه صلـح می توانـد، یکـی از راه هـا بـرای کاسـتن از دامنۀ شـورش در افغانسـتان باشـد و اما بـا ایـن هم گیریـم بپذیریم کـه نیروهـای خارجی افغانسـتان را تـرک کردنـد و طالبـان هـم بـه روند صلـح پیوسـتند. در آن صـورت سرنوشـت داعش چـه خواهد شـد، معلوم دار اسـت کـه ارابه جنگ را او بـه پیـش می بـرد. اگـر بپذیریـم کـه داعـش پدیـدۀ بیـن المللـی اسـت که از عـراق و سـوریه بـه افغانسـتان منتقـل شـده اسـت، ازتوانایی هـا و ظرفیت های بیشـتری بـرای ادامۀ جنـگ برخوردار اسـت که برای پیشـبرد سـناریوی ناتمام مبـارزه با تروریـزم از امکانـات بیشـتری برخـوردار خواهند بود.

از همین رو شـماری نسـبت به سیاسـت های غـرب در قبـال مبارزه بـا تروریزم مشـکوک اند و تاکیـد می کننـد کـه هدف تـداوم جنگ و رسـیدن بـه اسـتراتیژی های کلان و تحـت فشـار داشـتن چیـن و روسـیه و ایـران و پیش گیـری از برتـری جویی هـای اقتصـادی آنـان اسـت. بهتـر خواهـد بـود کـه حکومـت بـر بنیـاد قاعـدۀ فقهـی پذیـرش “اخف ضـرر” عمل کنـد. فقها به ایـن بـاور انـد کـه “در تزاحـم دو حـرام، حرامـی کـه مفسـده کمتـری دارد حرمتش باقی اسـت. در برخـی محرمات شـرعی، فتوای فقیا این اسـت که در صـورت صـدق عنـوان مصلحـت یـا مصلحت اهـم، حرمـت محرمات سـاقط می شـود و به جواز  در ایـن صـورت بـرای پیـش ،”. تبدیـل می گـردد گیـری از افتادن در پرتـگاه لاعلاج و نابودی کامل، بهتـر خواهـد بـود، تـا روی گزینه هـای بدیـل کار شـود و بـه گزینه یـی ارجحیت داده شـود که منافع ملـی، اقتـدار ملی و وحـدت ملی را  کمتر آسـیب پذیـر می سـازد.  بـرای گزینـش بدیـل قابـل بـاور حکومـت بایـد اعتماد سـازی کنـد و اجمـاع ملی متشـکل از گروه هـای سیاسـی، اجتماعـی، قومـی و نهادهـای جامعـه مدنـی و نخبه گان سـازماندهی کنـد و در ضمـن بـا اتخـاذ دیپلوماسـی فعـال و با ایجـاد مناسـبات بهتر با همسـایه ها فصـل جدیدی از سیاسـت تعاملـی را بـا آن تجربـه کنـد، اما پای دسـتگاۀ دیپلوماسـی کابل می لنگد و بعید است که چنیـن تصـوری را از آن داشـت، اما هرچه باشـد، کوتـاه کـردن درازراۀ صلـح بـه دسـت حکومـت اسـت تـا چگونـه ایـن فاصله هـای شکسـته را وصـل کنـد و زودتـر بی پیمایـد. هرچنـد پیمـودن ایـن فاصلـه دشـوار اسـت، زیـرا همسـایه های افغانسـتان بـه ویـژه پاکسـتان و ایران بـا بهانه قرار دادن حضـور نیروهای خارجی دشـمنی شـان را با مـردم افغانسـتان توجیـه می کنند. ایـن در حالـی اسـت کـه علـت اصلـی حضـور نیروهـای خارجی در افغانسـتان، مداخلۀ پاکسـتان و ایران و لشکرکشـی های ملیشـه یی آنـان زیر نام طالب و داعش اسـت. از همین رو اسـت که مردم افغانسـتان بـه ایـن بـاور انـد کـه بـا قطـع مداخله پاکسـتان و ایـران در افغانسـتان و بسـته شـدن لانه هـای تروریسـتی در خـاک پاکسـتان و ایران و رانـدن و یـا بـدام افگنـدن طالبان کلیـد اصلی حل معضل افغانسـتان اسـت. همسـایه های افغانسـتان بداننـد کـه بـا شکسـتن فانـوس زنده گـی در افغانسـتان، شکسـت آن هـا هـم آغـاز می شـود و هنـوز هـم وقـت اسـت تـا برگردنـد و بـرای نجـات “فانـوس زنده گـی” در منطقـه دسـت دوسـتی و هـم کاری یک دیگـر را بـرای صلـح پایـدار فشـار دهنـد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید