من را نترسانيد هيچ‌گاه تسليم نمي‌شوم!

 

احمد سعيدي

با نزديک شدن زمان برگزاري انتخابات پارلماني نگراني‌ها از  تقلب گسترده در انتخابات و گمانه زني‌ها مبني به برگزار نشدن انتخابات در زمان تعين شده‌اش با گذشت هر روز بيشتر مي‌شود، شماري از آگاهان سياسي و نهادهاي ناظر بر انتخابات به اين باور اند که انتخابات پارلماني به گونة شفاف و سراسر برگزار نخواهد شد و شمار ديگر نيز مي‌گويند، نماينده‌گان آينده پارلمان را غربي‌ها انتخاب مي‌کنند و حتا برخي‌هاي ديگر ادعا مي‌کنند که افراد که به پارلمان آينده گماشته مي‌شوند، قبلا مشخص شده اند.

من که يکي از نامزدان انتخابات پارلماني از کابل پايتخت هستم، برايم مي‌گويند، خود را سرگردان نکنيد وهمين معلمي و تدريس در دانشگاه برايت بهتر است، اما با وجود همه نگراني‌ها، من به اين باور هستم که برگزاري انتخاب به دست خارجي‌ها نه، بلکه از مکلفيت‌ها و مسووليت‌هاي دست شهروندان افغانستان است.

يکي از بزرگ‌ترين ترس‌هاي ما است که ما ترس از طرد شدن يا ترس از رد شدن داريم. به طور مثال زماني که آيده‌اي داريم يا مي‌خواهيم درباره آن با کسي صحبت کنيم، با خود مي‌گوييم شايد من را رد کنند، شايد خيانت شود، يا حتا به آيده و مبارزه من اهميت ندهند. اين ترس سبب مي‌گردد که ما خيلي از کارها را انجام ندهيم و حتا بسياري موقع به علت اين که شخصي يا اشخاصي ما را طرد کنند، احساسات خود را بيان نمي‌کنيم. ممکن است در زنده‌گي با در نظرداشت اين ترس‌ها تسليم شويم يا به نزد بعضي‌ها کمتر قابل محاسبه باشيم. سطح‌ها مهم نيستند. مهم اين است که ما مي‌خواهيم مبارزه کنيم پيشرفت کنيم و به خاطر به دست آوردن حق مردم خود خود، را به سطح بالاتري برسانيم و حتا يک پله هم که شده به خاطر تحقق عدالت بالا برويم. موضوعي که جلوي ما را در بالا رفتن خواهد گرفت ترس‌ و دلهره‌هاي ما است؛ ترس از رد شدن توسط ديگران، ترس از اين که جواب رد بشنويم و آيده ما و يا خود ما طرد گردد.

زماني که مي‌خواهيد کاري را انجام دهيد، يا يک آيده‌اي به ذهن‌تان مي‌رسد، يا اين که بايد با يک نفر صحبت کنيد و يا به يک نفر پيشنهاد دوستي و مشوره نمائيد، اما دست و پاي شما مي‌لرزد و يا زماني که به خود مي‌گوييد اين کار نتيجه نمي‌دهد، اما ته دل‌تان مي‌دانيد که اين امر يک بهانه است که به ذهن شما خطور مي‌کند، تا شما از اجراي اين امر خود داري نماييد، اين تمامنً به ترس شما از طرد شدن بر مي‌گردد. اين‌ها همه يک حس هستند، پس نخست بايد بررسي کنيد که اين خاصيت در وجود شما است يا خير و توجه نماييد که عدم اصلاح اين خاصيت و عدم رفع اين ترس سبب مي‌گردد که فرصت‌هاي خوب زنده‌گي خود را از دست دهيد، اما بايد بدانيد که هميشه در هر مرحله از زنده‌گي ممکن است قسمتي از پاسخ‌ها ناشنيده بماند، حالا من با توکل به خدا و با استقامت حق بيني شما تصميم گرفته‌ام به اميد پيروزي به مبارزه خود ادامه دهم. من غمنامة سه دهه اندوه و درد مادران داغديده و پدران قامت خميده و خواهران به ماتم نشسته اين سرزمين را ديده و فرياد کرده‌ام و سه دهه بازي با خون و استخوان و بازي به آبرو عزت و سه دهه خورد کردن ملت سرفرازي که در دوام تاريخ، افتخارات انکار ناپذير داشت و بالاخره سه دهه تجربه و تکرار بازي‌هاي سياسي (هم مضحک وهم غم افرين) که روح هر انسان آزاده و بيداردل را مي‌آزارد و اثر مشابه بر آينده‌گان نيز خواهد داشت، بازهم تصميم گرفتم تا وارد ميدان مبارزه شوم شما مي‌دانيد من با اضافه تر از پنج دهه پيوسته جرعة تلخ ناکامي‌ها و ناگواري‌ها را به کام کشيدم و کوله بار رنج‌ها وغم‌ها را تا امروز به دوش دارم ترديد وجود ندارد که در حال حاضر زنده‌گي در کشورم رنگ خون و بوي دود و باروت و طعم زقوم دارد تعدادي از دوستان گذشتة من را در اين آيينه غبارآلود سرزمينم ديده اند دوستان زيادي من را مي‌شناسند که چندين مرتبه به استقبال همه نارسايي‌ها رفته و به خاطر نجات ملت در عمق بحر تا حلقوم نهنگان آدم‌خوار غواصي کرده و در کوره هاي داغ مبارزه ذوب و در کوهسار نبرد زخمي و معلول شده، اما از اظهار حقيقت هرگز نه هراسيده‌ام، بنان من را نترسانيد من آدم ترس نيستم و به خاطر سعادت مردم خود آماده هر نوع قرباني مي باشم.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید