ما و انتخابات پاکستان

غلام رسول قرلق

روز جمعه مورخ 15 برج سرطان سال جاري يک محکمه رسيده‌گي و مبارزه با فساد مالي و اداري در اسلام آباد پايتخت پاکستان که سر گرم بررسي پرونده‌هاي فساد مالي و سوء استفاده از موقف دولتي محمد نواز شريف نخست وزير پيشين پاکستان و رييس حزب مسلم ليگ نواز و دخترش بودند، پس از دريافت دلايل و اسناد مؤجه بر عليه او، مريم نواز دخترش، صفدر داماد نواز شريف و همسر مريم نواز اصدار حکم کرد.

درين حکم آمده است که نواز شريف به ده سال زندان با مشقت و پرداخت مبلغ 8 ميليون پوند انگليسي جريمه نقدي، مريم نواز به هفت سال زندان با مشقت و پرداخت 2 ميليون پوند پول نقد و صفدر شوهرش به يک سال زندان با مشقت و هر يک پس از اتمام مدت دوره زندان به ده، ده سال محروميت از شرکت در انتخابات، به دليل فساد مالي و اداري و خريد جايداد در منطقه (اي ون فيلد ) لندن و جعل‌کاري محکوم هستند.

گفته مي‌شود نواز شريف و خانواده‌اش پس از 30 سال مشارکت فعال در قضاياي سياسي و اداري پاکستان به چنين يک محاسبه‌ي رو برو مي‌شوند و اين اصدار حکم به ذات خود قدرت و استقلاليت محاکم پاکستان را در اذهان عامه پاکستان و جهانيان به رخ مي‌کشاند.

پاکستان پس از جدا شدن از هند در سال 1947 ميلادي حکومت‌هاي نظامي کودتايي و دموکراتيک نوع پاکستاني را تجربه کرد که بازيگران پنج دهه اخير آن اکثرن پيروان احزاب “پيپلز پارتي و مسلم ليگ” بودند که گاهي يکي و زماني ديگري به قدرت مي‌رسيدند و سپس در پي کودتايي مدتي به حاشيه رانده مي‌شدند، اما باز هم هم‌فکران آن‌ها در نظام‌هاي کودتايي حضور مي‌يافتند.

حزب پيپلز پارتي پس از اعدام باني آن، آقاي ذوالفقار علي بوتو در زمان حکومت جنرال ضياءالحق و پس از کشته شدن بي‌نظير بوتو دختر او، از قدرت و قوتي که داشت به پائين آمده است و حزب مسلم ليگ با وجودي که به چندين شاخه تقسيم شده است، بدنه اصلي آن نخستين بار است که با چنين ضربه مهلکي رو برو مي‌شود.

پس حالا که قرار است به تاريخ 25 جولاي 2018 مطابق 3 اسد سال روان انتخابات پارلماني درآن کشور برگزار شود و در حالي که حزب پيپلز پارتي به انزوا رفته و اتهام‌هاي هم‌گون با نواز شريف، آصف علي زرداري شوهر بي‌نظير بوتو و خانواده او را بدنام ساخته است و حزب مسلم ليگ نواز شريف با ضربه شديد محکوميت محکمه مبارزه با فساد مالي و اداري و سوء استفاده از صلاحيت‌هاي وظيفه‌يي دچار گرديده است، زمينه و چانس کدام يک از گروه‌ها و احزاب سياسي بيشتر در اين انتخابات مهيا خواهد شد و که خواهد توانست تا ازين فرصت مساعد استفاده بهينه نمايد؟

ظاهرن چنان معلوم مي‌شود که گروه‌ها و احزاب اسلام‌گراي پاکستاني شايد در اثر توجيه نظام استخباراتي پاکستان (آي اس آي) و تحجر فکري و قشر گرايي سردمداران آن‌ها همه توجه و هم و غم خود را به قضيه افغانستان، گويا مبارزه با امريکا و غرب در داخل افغانستان و نه در پاکستان، پشتيباني گروه‌هاي جنگي در افغانستان و گرم نگه‌داشتن تنور داغ جنگ اين کشور معطوف داشته اند که به جز طيف  متحجر از مردم پيروان چنداني ندارند و شايد چانس برنده شدن آن‌ها در اين انتخابات چندان مساعد نشود، اما چنان معلوم مي‌شود که تحرک انصاف به رهبري عمران خان سياست‌مدار فعلي و کرکت باز پيشين و معروف پاکستاني چانس بيشتري براي به دست آوردن کرسي‌هاي پارلمان را داشته باشد.

نامبرده در حال حاضر در ساختار نظام فدرالي تشکيلات حکومتي ايالت (صوبه) پختونخواه را به عهده دارد و در ايالت (صوبه) بلوچستان نيز دست بالايي دارد.

اين سياست‌مدار تازه کار در مدت کوتاهي که به جمع سياست‌مداران کهنه کار پاکستاني پيوسته است و نظر به زمان فعاليت سياسي‌اش، به مراتب در ميان شهروندان و سياسيون پاکستاني پيشرفت داشته است.

عمران خان با اعلام محکوميت نواز شريف از سوي محکمه، علني اعلام کرد که محکمه پاکستان پس از مدت درازي براي نخستين بار توانسته است تا حکمي را عليه بزرگ‌ترين و قدرت‌مند ترين مفسد در پاکستان اصدار نمايد.

هرچند همه سياسيون و مردم عام پاکستان از اين حکم محکمه استقبال نموده و اظهار خوشي کردند، اما عمران خان و حزب او، در شرايط حساسي که چند روز بعد موعد انتخابات پارلماني در پاکستان است، از اين حکم محکمه به نفع خود  استفاده خواهند کرد و امکان دارد با نمايش فعاليت‌هاي مثمر اقتصادي و عام المنفعه را که براه انداخته اند، اکثريت قاطع کرسي‌هاي پارلماني را در دو ايالت پختونخواه و بلوچستان به دست بياورد و در دو ايالت سند و پنجاب هم حيثيت اپوزيسيون قوي را داشته باشد که در اين صورت جايگاه نخست سياست را در پاکستان به دست خواهد آورد.

پيش ازين نيزنظاميان پاکستاني يکي دو بار حکم به بند کشيدن نواز شريف را صادر نموده بودند که با وساطت و فشار شهزاده‌هاي سعودي از بند رها و اخيرا چند سالي را در تبعيد در کشور شاهي عربستان سعودي و بعدا انگليس به سر مي‌برد. اما اين  بار ديده شود که آيا خاندان آل سعود بار ديگر به اين منازعه دست درازي مي‌نمايند و يا اين که با بميان آمدن افکار روشن‌فکرانه وليعهد آقاي محمد بن سلمان که  در تلاش به دست آوردن توجه غرب است، دست از مداخله و پشتيباني آقاي نواز بر مي‌دارد؟

شايد تقويت حزب تحرک انصاف و پيشروي‌هاي او، در مدت کوتاهي بيشتر با طرز تفکر غربي‌ها هماهنگ باشد و نيازي به بازيابي نواز شريف و امثال او ديده نشود.

از سوي ديگر در گير و دار سياستي که در پاکستان جريان دارد نقش احزاب اسلام‌گرا چون جماعت اسلامي و جمعيت علماي اسلام شاخه‌هاي مولانا فضل الرحمان و مولانا سميع الحق شباهت به ماشين‌هاي کهنه را دارند که دود آن‌ها به خانه همسايه‌ها لوله کشي شده است. اين گروهک‌ها که در داخل پاکستان نفوذ و مؤثريت چنداني ندارند به کار اصدار فتواي جهاد بر عليه افغانستاني‌ها و هندوها مشغول اند و از اين مدرک به نام و نان رسيده اند.

سوال جدي اي‌که براي شهروندان افغانستان مطرح است، اين که با تغيير سياست داخلي در پاکستان، سياست اين کشور در قابل افغانستان چگونه خواهد بود و سياست‌مداران جديد چه راهي را در پيش خواهند گرفت؟

از خلال تجارب تلخ گذشته چنين نتيجه به دست مي‌آيد که سياست خارجي پاکستان را سازمان استخبارات آن کشور (آي اس آي) از پيش برنامه ريزي کرده و هرگاه نيازي به تدوين آن باشد، “آي اس آي” تصميم نهايي را اتخاذ مي‌کند. بنا بر اين، حکومت‌هاي ملکي پاکستان با هر اسم و رسمي که به ميان مي‌آيند مجبور اند، استراتيژي از پيش تعيين شده استخبارات را تطيق کنند و هندوستان به حيث دشمن و افغانستان را به عنوان ساحه نفوذ و عمق استراتيژيک خود علامت گذاري نمايند.

آقاي عمران خان رهبر تحرک انصاف با آن که نصراني انگليسي دارد و شخص دين‌ دار نيست و ادعاي برپايي دولت اسلامي را ندارد، اما چند سال پيش حين بازديد از مدرسه حقانيه در اکوره ختک که توسط مولانا سميع الحق  رهبري مي‌شود و او بر کشتار شهروندان افغانستان همواره از آنجا فتوا صادر مي‌کند، مبلغ سي ميليون کلدار پاکستاني از دارايي شخصي خود را جهت تقويت اين مدرسه کمک کرد. اين مدرسه در واقع تحت الحمايه استخبارات نظامي پاکستان بوده و ده‌ها تن را با پسوند “حقاني” به افغانستان فرستاده است که به جز تعداد اندکي همه‌گي بر مشروعيت جنگ و کشتار مردم افغانستان معتقد اند.

از خلال آن‌چه گفته شد، مي‌توان به اين نتيجه دست يافت که در کوتاه مدت در سياست خارجي پاکستان در قبال افغانستان تغيير مثبت به وجود نخواهد آمد، اما پاکستان بازهم تلاش خواهند کرد که حکومت و زمام‌داران افغانستان را به خاطر تامين منافع شان در اين کشور فريب دهند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید