ناتو؛ افغانستان کانون گفت‌وگوهاي بلاک‌هاي غرب و شرق!!

 

نورالله وليزاده

هرچند اندکي دشوار است که روابط امروز امريکا و روسيه را در چارچوب گفتمان “جنگ سرد”، تحليل کرد، اما با توجه به اين‌که اخيرن روس‌ها در قبال افغانستان حساسيت بيشتري نشان مي‌دهند و قضاياي افغانستان را همراه با کشورهاي مقتدر منطقه دنبال مي‌کنند، مي‌توان گفت تا آن‌جا که به افغانستان برمي‌گردد، امريکا و روسيه در قبال اين کشور همواره از سياست تقابل‌آميز پيروي کرده‌اند و اين تقابل با شراکت تيم سياسي ارگ درکابل، اين بازي‌ها و ادامه بازي‌هاي «موش وگربه» در داخل، با گذشت هر روز برجسته مي‌شود و ثبات و امنيت افغانستان را نيز بيشتر به مخاطره روبرو مي‌کند.

هم‌زمان با برگزاري نشست سران ناتو(اواخر هفته گذشته) رسانه‌هاي روسي از نشستي ميان مديران سرويس‌هاي اطلاعاتي روسيه، ايران، چين و پاکستان خبر دادند که در آن پيرامون صلح و امنيت افغانستان ميان طرفين مذاکره شده است.

خبرگزاري تاس روسيه، از نشست چهارجانبه مقامات مسکو، تهران، اسلام‌آباد و پکن در استانبول گزارش داده و به نقل از سرگئي ايوانف، رييس روابط عمومي سرويس اطلاعات خارجي روسيه نوشته است که مديران ارشد اطلاعاتي اين کشورها، در ملاقات اخير بر ضرورت اقدام‌هاي هماهنگ عليه داعش تاکيد کرده‌اند.

سخن‌گوي سرويس اطلاعاتي روسيه گفته است که مذاکرات چهارجانبه در استانبول روي خطرات ناشي از تروريسم و داعش در افغانستان متمرکز بوده است.

روسها و ايرانيها ايالات متحده امريکا را متهم به حمايت پنهاني از گروه داعش مينمايند. مقامهاي روسي چندين مرتبه حتا مقامهاي ارشد امنيتي افغانستان را متهم به حمايت از داعش در تباني با امريکاييها نمودهاند. ادعاي روسها اين است که امريکا ميخواهد از طريق گسترش نفوذ داعش به آسياي ميانه، در حياط خلوت چين و روسيه، رخنه کرده و اهرم فشاري براي اين دو قدرت رقيب درست کند. اين ادعا را امريکاييها همواره رد کرده اند، اما روسها تا آنجا بر اين ادعا تاکيد کرده اند که حتا گفتهاند با طالبان جهت مقابله با نفوذ داعش وارد تماس شدهاند.

مقام‌هاي اطلاعاتي چهار کشور ياد شده در حالي در ترکيه با موضوع بحث پيرامون امنيت افغانستان نشست داشته‌اند که موضوع محوري نشست امسال سران ناتو نيز «مهار روسيه» از طريق تقويت پيمان ناتو خوانده شده بود و در اين نشست، مقام‌هاي ناتو به صورت واضح پيرامون تهديدهايي صحبت کردند که از جانب روسيه متوجه اعضاي سازمان ناتو بوده است. دونالدترامپ رييس جمهوري ايالات متحده امريکا در روز نخست نشست سران ناتو، با انتقاد از سياست‌هاي آلمان گفت که آلمان ميلياردها دالر را براي خريد گاز از روسيه مصرف مي‌کند و «ما» اين کشور را بايد از خطر روسيه محافظت کنيم. او، افزود که آلمان “اسير” روسيه است.

در واقع در حالي که امريکا در تلاش متعهدسازي سران ناتو براي تقويت اين سازمان است و روسيه را خطرجدي براي امنيت اعضاي سازمان ناتو عنوان ميکند، روسيه در پي تشکيل يک ايتلاف بزرگ منطقهيي جهت جلوگيري از نفوذ بيشتر ناتو در آسياي ميانه از طريق افغانستان است. محور اصلي اين تلاشها جنگ و صلح افغانستان عنوان ميشود. امريکا با دولت افغانستان پيمان راهبردي امنيتي امضا کرده است تا اين کشور را از خطر تروريزم و دهشت افگني در امان نگهدارد، اما در عين حال روسيه با ابراز شک و ترديد در مورد نيات امريکا، مدعي است که روسيه در تأمين امنيت افغانستان صادقتر و متعهد تر از امريکا است. در عمل، اما ادامه تقابل اين دو قدرت بزرگ جهاني در افغانستان به معناي حمايت هر يک از طرفين از يکي از گروههاي تروريستي است که منجر به دوام جنگ و ناامني در افغانستان گرديده و روزانه اين جنگ دامنهدار از مردم افغانستان دهها قرباني ميگيرد.

مي‌توان گفت که جنگ 40 ساله اخير افغانستان همان جنگ نيابتي روسيه و امريکا است. از زمان اشغال نظامي افغانستان به وسيله شوروي سابق تا کنون امريکايي‌ها به گونه‌يي در صدد جلوگيري از گسترش نفوذ روسيه در افغانستان و از اين طريق به آسياي جنوبي بوده‌اند که اين تلاش‌ها جنگ نافرجامي را براي افغانستان رقم زده است.

به تازه‌گي اما و بعد از آن که جنگ افغانستان بيشتر جنبه‌هاي تباري خود را برجسته ساخته، نقش کشورهايي چون ترکيه، ايران، اوزبيکستان و برخي از کشورهاي ديگر منطقه نيز برجسته شده است و اين کشورها به گونه‌هاي مختلف در قضاياي سياسي افغانستان دخالت مستقيم نموده و در صدد تحقق اهداف کلان استراتيژيک خود از وراي مناسبات تباري با جماعت‌هاي ساکن درافغانستان شده‌اند. به گونه نمونه، پس از افزايش ناامني‌ها در شمال افغانستان که روس‌ها دست امريکا را در آن دخيل دانستند، جنجال ميان ارگ رياست جمهوري و دو جنرال مقتدر شمال(جنرال دوستم و جنرال نور) نيز بالا گرفت که نقش ترکيه در اين زمينه قابل ملاحظه خوانده مي‌شود. ترکيه که اخيرن روابط‌اش با امريکا و اعضاي ناتو به سردي گراييده به نحوي با روس‌ها و ايراني‌ها در ايجاد يک ايتلاف منطقه‌يي هم‌سويي نشان داده که پناه دادن به جنرال دوستم و ديدوواديد با عطامحمدنور و محمد محقق، در محور ايتلاف نجات براي افغانستان در همين چارچوب قابل تحليل است. ترکيه تلاش کرده است تا نيروهاي سياسي-نظامي شمال را به خاطر جلوگيري از نفوذ داعش در شمال افغانستان متحد سازد. نتيجه بخش بودن و نبودن اين تلاش بحث جداست، اما نفس اين تلاش‌ها ترکيه را وارد يک ايتلاف بزرگتر منطقه‌يي مي‌کند که رهبري آن را روسيه به عهده داشته و در مخالفت با امريکا قرار دارد.

در اين ميان نيروهاي سياسي داخل افغانستان، به‌ويژه ارگ رياست جمهوري نيز تلاش کرده تا از وضعيت پيش آمده به نفع خود استفاده نمايد. رياست جمهوري افغانستان نيز که از منظر مناسبات تباري به قضاياي سياسي و امنيتي نگاه مي‌کند، در تغيير مناسبات قدرت در شمال افغانستان به نفع پشتون‌ها تلاش کرده که اين امر موجبات خشم و نارضايتي اوزبيک‌ها، تاجيک‌ها و هزاره‌ها را فراهم کرده است.

ارگ رياست جمهوري افغانستان، اتحاد نيروهاي سياسي شمال، را انزواي سياسي پشتون‌ها در شمال تعبير مي‌کند و در تلاش جلوگيري از اين اتحاد است. براي روسيه و چين و ايران، اما شکل نگرفتن اين اتحاد، به معناي نفوذ روز افزون داعش و ساير عناصر تروريستي در شمال خواهد بود که اين سه کشور وقوع چنين امري را به امنيت خود خطرناک مي‌دانند. به نظر مي‌رسد که روسيه، ايران و چين دو گزينه در اختيار داشته باشند:

1- متحد سازي نيروهاي سياسي-نظامي شمال و استفاده از اين نيروها در سرکوب داعش، طالب و هر گروه تروريستي ديگر.

2- حمايت از طالبان در برابر داعش. ارگ نشينان کابلي به نظر مي‌رسد که طرف‌دار گزينه دومي باشند؛ زيرا با توجه به اين که گروه سياسي ارگ، نگاه تباري به طالبان دارد، خواستار نابودي آنان و اتحاد رقباي نظامي آنان در شمال نيست.

اما تباني ارگ با طالبان و ادامه جنگ‌هاي نمايشي با آنان در شمال سبب خواهد شد، تا رابطه ارگ با امريکايي‌ها که پس از اين طالبان را نيروهاي نيابتي روسيه خواهند خواند، از بين خواهد رفت. امريکايي‌ها از محمداشرف غني، رييس حکومت وحدت ملي خواهند خواست که موقفش را در اين زمينه واضح سازد. يا از طالبان حمايت کند و به «بلاک‌شرق» بپيوندد يا طالبان را از بين ببرد و بر روي عواطف قومي و تباري خويش با اين گروه خط بطلان بکشد.

به نظر مي رسد که تا کنون ارگ در اين زمينه يک بازي چندگزينه‌يي را به راه انداخته است. ارگ خواستار حمايت جدي و قاطع نظامي و سياسي از جانب امريکا و ناتو است و اين حمايت را براي سرکوب نيروهاي سياسي شمال، طالبان و داعش خواستار است. اما اين کار دشوار است. وضعيت عيني بدتر از تيوري‌پردازانه ظاهرن فيلسوفانه در نهان‌خانه‌هاي ارگ است و پيچيده گي‌هاي اين بازي به مراتب بيشتر از آن است که نيروهاي سياسي مقيم ارگ بتوانند آن را به نحوي مديريت کنند که «هم لعل بدست آيد وهم يار نرنجدا»

منابع غير رسمي مي‌گويند که وزير خارجه امريکا در سفر اخيرش به کابل، با جديت و قاطعيت تمام از اشرف غني خواسته که اوضاع را هرچه عاجل(تادوماه ديگر) در کنترل بگيرد در غير آن، آنان در برنامه‌هاي خود تجديد نظر خواهند کرد. وزير خارجه امريکا در سفر اخيرش به افغانستان و آسياي جنوبي، استراتيژي امريکا در قبال اين منطقه را ناموفق عنوان کرده و خواستار تجديد نظر در آن شده است. تجديد نظر در اين استراتيژي مي‌تواند به معناي تحولات گسترده سياسي در افغانستان از وراي تغيير مناسبات امريکا با جريان‌هاي مختلف سياسي باشد که البته در کل ثبات و امنيت افغانستان را بيشتر صدمه مي‌زند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید