سازش براي به قدرت رسانيدن «طالبان خان»

 

فهیم دشتی

«دروغگو خان»،« مظاهره چي خان» و «لافوک خان» القابي بود که پيش از اين در صحنه سياسي پاکستان، به عمران خان، رهبر تحريک انصاف، داده شده بود و حالا«طالبان خان» تازه ترين عنوانيست که حزب مردم پاکستان به عمران خان، نسبت داده است.

ابراز نظرهاي سياسي و مواضع عمران خان در جهت حمايت از گروه طالبان در افغانستان، يکي از دلايلي است که او، به اين عنوان نايل شده؛ اما هدف قرار دادن رقباي سياسي‌اش، در ايالت‌هاي پختونخوا و بلوچستان که در روزهاي اخير اتفاق افتاده، و طالبان، عامل اين حملات تروريستي، خوانده مي‌شوند، در نسبت دادن اين عنوان، رنگ تازه تري دارد، البته که حمايت ارتش پاکستان از عمران خان و حمايت هم‌زمان آن از طالبان هم در اين ميان، نقش خود را داشته است.

قرار است چهار شنبه هفتة آينده، انتخابات ايالتي و فدرال در پاکستان برگزار شود و سرنوشت دولت‌هاي چهار ايالت (پنجاب، سند، بلوچستان و پختونخوا) و هم‌چنان حکومت فدرال اين کشور را روشن سازد.

فضاي انتخاباتي پاکستان، اين روزها به گونة بي پيشنه‌اي داغ است و در اين ميان تلاش‌هايي که براي به قدرت رساندن «طالبان خان» به عنوان نخست وزير آيندة پاکستان، جريان دارد و اکثر پاکستاني‌ها، دست ‌ارتش پاکستان را در عقب اين تلاش‌ها مي‌بينند و باور دارند که ارتش در سازش با قضاي پاکستان، تلاش دارند زمينة حضور طالبان خان در رأس قدرت ملکي در پاکستان را فراهم کنند، از همه بيشتر، ورد زبان هاست.

از چند سال و به ويژه از چند ماه به اين‌سو، حزب مسلم ليگ نواز شريف، پيوسته و به گونة مستقيم و غير مستقيم اين اتهام را بر ارتش  و طالبان خان بسته است که هر دو تلاش دارند براي کنار زدن دو حزب اصلي  و بزرگ سياسي(مسلم ليگ نواز و حزب مردم) زمينه را فراهم سازند و به تازه‌گي رهبران حزب مردم و شماري ديگر از احزاب سياسي پاکستان از جمله حزب ملي عوامي در پختونخوا نيز اشاراتي به اين مورد داشته اند.

اتهام وابسته بودن به ارتش از آغاز فعاليت‌هاي سياسي طالبان خان وجود داشته و نقش ارتش در به قدرت رسيدن حزب تحريک انصاف به رهبري طالبان خان در انتخابات گذشتة ايالت پختونخوا روشن بود، اما اين پيوند زماني آشکارتر شد که در يک و سال و نيم اخير فشار بر مسلم ليگ نواز به ويژه رهبر اين حزب، به صورت فزاينده‌اي، بالا گرفت.

در کنار اين که ظاهرن به حکم دادگاه عالي پاکستان، نواز شريف، نخست وزير پيشين، از قدرت کنار زده شده و بعد، از فعاليت‌هاي سياسي محروم شد، اقدامات تازه‌اي که عليه نواز شريف و دخترش مريم نواز، در هفته‌هاي گذشته انجام شده و به زنداني شدن هر دو، انجاميد، تبصره‌ها در مورد کنار زدن عمدي نواز شريف به وسيله‌ي ارتش و با سوء استفاده از قدرت داد گاه عالي، و به سود طالبان خان را شدت بخشيد.

در آخرين حکم دادگاه استيناف ايالت پنجاب، در حالي که گفته شده اتهام‌هاي فساد مالي عليه نواز شريف ودخترش، به اثبات نرسيده، اولي به يازده سال و دومي به هشت سال حبس محکوم شده اند. اين حکم در حالي صادر شد که پدر و دختر براي عيادت گلثوم نواز، همسر نواز شريف که در کوما به سر مي‌برد، در لندن حضور داشتند.

با اين حال، هنوز بخت پيروزي مسلم ليگ نواز در انتخابات آتي، بيشتر از ديگران به نظر مي‌رسيد و سازش کننده‌گان شايد فکر مي‌کردند که با اين حکم دادگاه، ممکن است نواز شريف و دخترش از لندن برنگردند و اين در گام نخست بر فعاليت‌هاي انتخاباتي مسلم ليگ نواز و در گام بعدي بر نتيجه‌اي که اين حزب از انتخابات، انتظار دارد، تأثير منفي خواهد گذاشت.

اما زماني که نوازشريف و دخترش اعلام کردند که به کشورشان بر مي‌گردند، اين محاسبه بر هم خورد و در آستانة برگشت آن دو، به بهانة اين که اعضاي مسلم ليگ بنا دارند تظاهرات بدون مجوز را برگزار کنند، شماري از اعضاي ردة دوم اين حزب باز داشت شدند و پس از تظاهرات، نام‌هاي اعضاي برجستة مسلم ليگ نواز از جمله شه‌باز شريف، برادر نواز شريف و حمزه شريف، پسر شه‌باز شريف، به عنوان کساني که قانون شکني کرده و هراس افگني نموده‌اند، ثبت ادارة پوليس پنجاب شده است، و اين به اضافه جلوگيري از حضور اعضاي مسلم ليگ در فرودگاه لاهور در زمان نشست هواپيماي عامل نواز شريف و دخترش و خشونت پوليس در برابر آنان و بازداشت شمار ديگري از کارکنان مسلم ليگ است.

با اين وجود و در حالي که ميزان محبوبيت حزب مردم پاکستان، پس از به قدرت رسيدن آصف علي زرداري، شوهر بي نظير بوتو در دورة پيشتر از حکومت مسلم ليگ نواز، کاهش چشم‌گيري يافته، امکان اين که طالبان خان در انتخابات هفته آينده، بخش بزرگ‌تري از آرأ، را به خود و حزب‌اش اختصاص دهد، بيشتر شده است.

اما هنوز بسياري از تحليل گران پاکستاني به اين باور اند که مسلم ليگ نواز، در رقابت نزديک با تحريک انصاف طالبان خان قرار دارد.

با اين وصف گزينة غالب‌تر اين است که در روزهاي آينده، فشار بيشتري بر مسلم ليگ نواز تحميل شده و به فعاليت‌هاي انتخابي اين حزب آسيب‌هاي بيشتري وارد شود، حتا در چنين حالتي، امکان اين که طالبان خان بتواند اکثريت مورد نياز آرأ را براي تشکيل حکومت فدرال به دست بياورد، بعيد به نظر مي‌رسد و تحريک انصاف ناگزير از تشکيل حکومت ائتلافي خواهد بود.

براي تشکيل حکومت ائتلافي، طالبان خان به همراهي يکي از احزاب بزرگ(مسلم ليگ نواز يا حزب مردم) نياز دارد و طبيعتاً متحد طالبان خان در اين ميان، مسلم ليگ نواز نخواهد بود.

گزينة ائتلاف با احزاب کوچک‌تر، چون جنبش قومي مهاجر، ويا شاخه انشعابي آن(حزب سرزمين پاک) درد طالبان خان را دوا نخواهد کرد، مگر اين که بخواهد هم‌زمان با چند حزب از جمله، جمعيت علماي مولانا فضل رحمن، جماعت اسلامي سراج‌الحق، حزب ملي عوامي و شاخه‌هاي جنبش قومي مهاجر، تشکيل ائتلاف بدهد؛ ائتلافي که به شدت شکننده و متزلزل خواهد بود.

اگر نيرنگ‌هاي طالبان خان و ارتش پاکستان به ثمر ننشيند و به هر صورتي مسلم ليگ نواز، اکثريت نسبي را به دست بياورد، با توجه به تجربة ائتلاف با احزابي چون جمعيت علما و حزب ملي عوامي، خواهد توانست، بار ديگر تشکيل حکومت دهد، اما اين حکومت با دسيسه‌هايي که ارتش دنبال مي‌کند و با توجه به رو در رويي مسلم ليگ نواز با داد گاه عالي پاکستان، زياد دوام نخواهد يافت.

به اين ترتيب، ارتش پاکستان، دير يا زود، طالبان خان را بر اريکة قدرت ملکي آن کشور خواهد نشاند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید