«مبارزه زندهگي من است»؛ با تخليص و باز نويسي سميع مهدي از چاپ برآمد

 

جاويد روستاپور

«راه دشوار آزادي» كتابي از خاطرات و زندگينامه نلسون ماندلا که به روايتي داستانگونه به قلم خود ماندلا نوشته شده و در سالها گذشته توسط «مهوش غلامي» نويسنده ايراني به فارسي دري برگردان شد و از سوي انتشارات «اطلاعات» نيز به چاپ رسيده است.

سميع الله مهدي روزنامهنگار جوان افغانستان اين کتاب را با عنوان، «مبارزه زندهگي من است» که عنوان يکي از فصلهاي کتاب ماندلا است را تخليص و باز نويسي کرده و در يازده فصل و 248 صفحه از سوي انتشارات اميري، در کابل اقبال چاپ يافت.

نلسون مانديلا يکي از انگشت شمار چهرههاي تأثير گزار در جهان به شمار ميرود. او باوجودي که در نخست براي نابودي آپارتايد «حاكميت اقليت سفيد بر اكثريت سياه» در آفريقا جنوبي، مبارزه کرد، اما سپس اعتدال و برابر را براي همه شهروندان کشورش ميخواست و با اين هدف به رهبر محبوب تبديل شد.

بدون شک کسي که ميتواند محبوبيت جهاني را کسب کند و جهانيان امروز او را به عنوان الگوي اعتدال و برابري ميشناسند، بايد راههاي دشوار زندهگي و مبارزه را پشت سر گذشتانده باشند، تا به سر منزل مقصود برسد. دشواريهاي که نلسون ماندلا آنها را پيمود، تا به اينجا رسيد، او قهرمان جهان است، قهرماني که زندهگي خود را وقف مبارزه با تبعيض نژادي در آفريقاي جنوبي کرد و سپس اعتدال و برابري را در سرزمين خود به ارمغان آورد و به پاس اين مبارزاتاش، مستحق جايزه «صلح نوبل» شد.

ماندلا 27 سال از بهترين سالهاي زندهگي خود را در پشت ميلههاي زندان سپري کرد، اما براي رسيدن به آرمانهايش که همانا نهادينه شدن اعتدال، مساوات و برابري بود، لحظهي از مبارزه و مقاومت دست برنداشت، «تا سرانجام در سال 1990 در سن هفتاد و دوسالهگي از زندان آزاد و سپس به عنوان رييس» کنگره ملي آفريقا و نهضت ضد آپارتايدآفريقاي جنوبي«ملتاش را به سوي آرمان حکومت اکثريت و دولت چند نژادي هدايت کرد.»

مبارزه زندهگي من است، روايتي از دشواريها و حماسه آفرينيهاي ماندلا در طول مبارزات سياسي اوست که به قلم خودش روايت شده است. در اين کتاب ماندلا از شکستهاي پيدر پياش حکايت کرده و اميد براي پيروزي و رسيدن به «آرمانشهر» خود را شرح داده است که ميتوان آن را نمادي از يک دژ خستهگي ناپذير در برابر بيعدالتيها و زورگوييها در يک جامعه که او در آن زندهگي داشت، عنوان کرد.

باز نويسي و تخليص «راه دشوار زندهگي» تحت عنوان، «مبارزه زندهگي من است»، کاريست در خور ستايش و کمپيشنه در ميان جامعه فرهنگي و قلم به دستان افغانستان، زيرا روزگاري که ماندلا در افريفاي جنوبي براي اعتدال و برابري مبارزه ميکرد، شباهتهاي نسبي با وضعيت افغانستان امروز دارد.

هرچند در افغانستان، امروز، شهروندان افغانستان، شامل همه اقوام ساکن در اين کشور، به گونهي آزادي خود را دارند و به گونة نسبي حق خود را به دست آورده اند؛ اما شباهتهاي آنچه در آفريقاي جنوبي وجود داشته و ماندلا به خاطر از ميان برداشتن آنها مبارزه کرد و آنچه در افغانستان امروزي جريان دارد، وجود دارد که براي از ميان برداشتن و محو آنها شهروندان افغانستان به رهبري چون ماندلا نياز دارند و براي پيدا کردن ماندلاشان نياز است، شخصيت و مبارزه ماندنلا اصلي را بشناسند و در باره او بدانند.

با وجودي که حکومت شعاربرابري مساوات ميدهد، ولي هنوز هم بيعدالتي، تبعيض و نابرابري در افغانستان وجود دارد و در برخي موارد، اين مسائل به صورت سيستماتيک از سوي صاحبان قدرت دامن زده ميشود.

آنچه اهميت اين کتاب را براي مخاطبان به ويژه نسل جوان بيشتر ميسازد، اين است که افغانستان از نداشتن يک رهبر مردمي و يک مبارز خستهگي ناپذير که در برابر بيعدالتي و تبعيض و برتري طلبيهاي قومي، مبارزه کند، رنج ميبرند و شهروندان اين کشور به  ويژه جوانان در فقدان يک رهبر واقعي براي رهايي از رنج و نابساماني که سالهاست دامنگيرشان است و قربانيهاي فراوان، به دليل تبعيص و نابرابري، بيعدالتي و حق تلفي  داده اند، رنج ميبرند، بنابراين به داشتن شخصي چون نلسون ماندلا ضرورت مبرم دارند. اين که بحران افغانستان با گذشت هر روز گستردهتر ميشود و ابعُاد گوناگون به خود ميگيرد و شهروندان اين کشور نيز براي دست يابي به آرامش، رفاه، همديگر پذيري نياز به راه اندازيِ مبارزات مدني، دارند، يک واقعيت است، اما  راه اندازي مبارزه نياز به يک رهبر مردمي دارد و براي آن که چنين رهبر را در نهايت بايد پيدا کرد و برگزيد، نياز است تا با شخصيت و کارنامههاي نلسون ماندلا آشنا شد، از اين رو مطالعه اين کتاب براي جوانان افغانستان يک ضرورت مبرم است، که آقاي مهدي اين خدمت بزرگ را انجام داده و مسووليت خود را به عنوان يک جوان «چيز فهم» در برابر همنسلان خود ادا کرده است.

حادثهاي که به فرصت تبديل شد:

آقاي مهدي در مقدمه که براي کتاب «مبارزه زندهگي من است، نوشته است، تصريح کرده است که حادثهاي ناگواري پيش آمد و اين حادثه به فرصتي برايش تبديل شد، تا کتاب «راه دشوار زندهگي» را تخليص و باز نويسي کند:

«از قضا سال 2010 در يک حادثهي بدِ ترافيکي پايم شکست و طبيبان برايم 50 روز استراحت تجويز کردند. در اين مدت، با استفاده از فرصت، يادداشتهايم را با دقت و جديت بيشتر بازبيني کردم و کار فشرده سازي آن کتاب قطور را به پايان رساندم.

عنوان اين کتاب، مبارزه زندهگي من است، عنوان يکي از فصلهاي کتاب ماندلا است که به اين ترتيب هم ميان عنوان متن اصلي و عنوان اين تلخيص يک تفاوت به وجود آمد و هم اين عنوان را خود ماندلا انتخاب کرده است.»

در جامعهاي که در حال حاضر کار فرهنگي در حاشيه قرار دارد و از برنامههاي فراموش شده دولت به حساب ميآيد و بسياري از فرهنگيان و قلم به دستان را غم نان نميگذارد، تا بنويسند و دست به پژوهش بزنند، تخليص و فشرده سازي کتاب به بزرگ و تأثير گذاري شخصيت چون «ماندلا»، را ميتوان يک ابتکار کلان عنوان کرد.

آقاي مهدي با تخليص اين کتاب، شناخت شخصيت ماندلا را براي مخاطبان و خوانندهگان نسبت به ترجمه که در 800 صفحه توسط خانم مهوش غلامي انجام شده، آسانتر کرده اين است. او تلاش کرده است، تا  خلآهاي که در ترجمه بانو غلامي از قبيل، ذکر کردن پاورقيها، ذکر نامهاي مناطق مربوط به کشور افريقاي جنوبي که در ترجمه بانو غلام مشخص نشده و براي مخاطبان ناآشنا گيج کننده است و همچنان، نام شخصيتها و مکانها، که در ترجمه بانو غلامي، تنها به الفباي فارسي نوشته شده و املاي انگليسي يا لاتين آن وجود ندارد را باز نويسي و اين کاستيها را برطرف کند و کتاب به گونهي جامع و خواناتر براي مطالعه آماده شده است.

هدف از اين کار آن گونه که آقاي مهدي، آن گونه که در مقدمه کتاب به آن شاره کرده، اين است که؛ «ممکن است برخي از مخاطبان بخواهند تفحص بيشتر در مورد حوادث و شخصيتهاي معرفي شده در کتاب داشته باشند، بنابر اين، املاي انگليسي نامهاي افراد را در پاورقيها اضافه کردم. در بعضي موارد، ميان متن انگليسي و ترجمهي بانو غلامي تفاوتهاي به نظر ميرسيد، که آن بخشها را دوباره از انگليسي به فارسي ترجمه و به کتاب افزودم، در متن اصلي، گاهي براي توضيح يک مسأله که مربوط تاريخ، فرهنگ و يا سياست افريقايجنوبي است، جزئيات فراواني وجود دارد که به باور من براي مخاطبانِ افغانستان، شايد زياد دلچسپ نباشد، آنها را کوتاه و با حفظ امانت و بيرون نشدن از چارچوب کليِ موضوع مورد بحث، تمام ماجرا در چند جملهي کوتاه بازنويسي کنم.»

ميتوان گفت، «مبارزه زندهگي من است»، خلاصهاي از زندهگي و مبارزات ماندلا است که آقاي مهدي با تخليص باز نويسي آن به صورت خلاصه، به  دنبال پاسخ به اين پرسش برآمده که «روليهلاهلا، چطور تبديل به نلسون ماندلا ميشود؟ حوادث، عوامل و شخصيتهاي تأثيرگذار کدامها بودهاند؟»

ماندلا در مبارزاتاش به دنبال باپان دادن به برتري طلبي نژادي بود، مسألهاي که شهروندان افغانستان نيز امروز به آن گرفتار هستند و نياز است تا بر عليه آن به گونه جدي مبارزه صورت گيرد، آقاي مهدي در بخشي از مقدمه کتاب مبارزه زندهگي من است، تاکيد کرده است: «يکي از دلايلي که مرا انگيزه بخشيد اين کتاب را به شکل فشرده در خدمت مردم عزيزم قرار دهم، باورم به اين مسأله بود که ميتوانيم از درسهاي ماندلا در مبارزه براي عدالت استفاده کنيم.»

ابتکار ديگري که آقاي مهدي در تخليص و بازنويسي «مبارزه زندهگي من است» به خرج داده، جمله بندي  و روايت از رويدادها است که مخاطب را هنگام مطالعه پا به پاي رويدادها ميکشاند و صحنه به صحنه زندهگي و وقايع که ماندلا با آنها مواجه شده است را در ذهن خواننده مجسم ميسازد.

تلخيص باز نويسي و چاپ اين اثر ماندگار را به جناب آقاي مهدي، جامعه فرهنگي افغانستان تبريک ميگويم و به اميد اين که جوانان افغانستان و کساني که دغدغه مبارزه و عدالت خواهي دارند با استفاده از کارنامههاي نلسون ماندلا بتوانند قادر به آوردن تغيير در جامعه افغانستان شوند و همچنان اين ابتکار آقاي مهدي در ميان فرهنگيان و قلم بهدستان جوان افغانستان تکانه ايجاد کند و آغازي باشد براي ترجمه، تخليص و باز نويسي آثار مهم و با ارزش که مطالعه آن براي نسل جوان يک ضرورت است.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید