دهلي‌که ناوقت نواخته شد!!

 

ميرنجيب الله شمس

گذشت زمان اين واقعيت را به همه‎گان به درستي نشان داد که: سردمداران اقتدارگراي انتصابي (محمد اشرف غني به مثابه رييس جمهور و عبدالله عبدالله به منزله رييس اجرائيه) حکومت وحدت ملي با وزيران عمدتاً سرپرست و پاسيف، با تيم هاي کاري غير مجرب و ضعيف، با لشکر مشاوران فاقد جهش عالي فکري و غير اکتيف و با پارلمان زراندوز، امتيازبگير، بيکاره و غير قانون مندانه در نتيجه ضعف شديد مديريتي علي رغم وعده هاي بي پايه کمپاين انتخاباتي شان نتوانستند تا ساختار اجتماعي، زيربناي اقتصادي کشور را پايه گذاري کنند و از افغانستان جنگ زده مدينه فاضله و يک جامعه با ثبات و مرفه بسازند؟ و يا لااقل حاکميت نظم و قانون را در کشور بخت برگشته مان مستقر گردانند؛ زيرا گفتارهاي ميان تهي با کردارهاي عملي از زمين، تا آسمان فاصله دارد.

بعد از سپري شدن يک و نيم دهه: زمام‎داران، دولت‌مردان، سياست‎مداران و استراتيژيستان نظامي امريکا و کشورهاي عضو پيمان نظامي اتلانتيک شمالي (ناتو) با سرافگنده گي به اين واقعيت شرمناک اعتراف نمودند و با سرشکستگي به اين حقيقت دردناک به درستي و بصيرت عقلاني پي بردند که: نمايش قدرت نظامي با سلاح هاي مدرن و عصري، تهيه، ترتيب و ارائه استراتيژي هاي رزمي، هستري جنگي، کشتارهاي کتلوي افراد نظامي و ملکي، خون‎ريزي هاي استمراري که منجر به تزئيد تراژيدي هاي انساني، عامل بي شمار بدبختي هاي اجتماعي، باعث خسارات هنگفت مالي و اقتصادي و علت برانگيختن افکار ملي و اذهان عمومي عليه درگيري هاي متمادي و جنگ هاي طولاني در افغانستان شده است. متکي به اين اصل اساسي ادامه جنگ و خون‎ريزي و اعزام قواي نظامي بيشتر راه معقول، منطقي و عقلاني براي حل بحران جاري امنيتي، اقتصادي، اختلافات فرقه يي و تضادهاي اجتماعي در افغانستان نمي باشد.

در اين رابطه بايد يادآور شد که دونالد ترامپ رييس جمهوري امريکا در سخنراني هاي بلند بالاي خود تأکيد کرده بود که گروه طالبان را به زور مادر بمب ها و قدرت نظامي مغلوب و قلع و قمع مي نمايد. چنانچه استراتيژي نظامي دونالد ترامپ براي بحران افغانستان و آسياي مرکزي در اتکا به جنگ و فشار قدرت نظامي بر مخالفان دولت افغانستان مهندسي، طرح ريزي و سازماندهي شده بود، اما گذشت زمان به درستي نشان داد که استراتيژي ترامپ در قبال بحران افغانستان نتايج مثبت را در قبال نداشت و عملن به مأيوسي و ناکامي منجر گرديد.

در حالي که در ابتدا سردمداران قصر سفيد و پنتاگون امريکا هر گونه مذاکره با تحريک طالبان افغانستان را رد کرده بودند، اما اکنون همين پاليسي سازان، سياست‎مداران و جنرالان حکومت دونالد ترامپ و دولتمردان کشورهاي عضو ناتو به اين امر معترف شدند که درگيري، جنگ و بحران در افغانستان راه حل نظامي ندارد و مستلزم آنست تا با گروه طالبان افغانستان که ثبات و امنيت کشور را به خطر متوجه ساخته و شماري از ولسوالي ها، روستاها و محلات زياد کشور را در تصرف خود دارند راه مذاکره و مصالحه در پيش گرفته شود و در دولت داري شريک و سهيم ساخته شوند ولو آن که براي برخي از گروه ها، احزاب سياسي و تنظيم هاي سابقه جهادي خوش آيند نباشد.

براي نيل به مصالحه ملي و ختم جنگ و خون‎ريزي در افغانستان محمد اشرف غني به مثابه رييس جمهور و کل اختيار حکومت وحدت ملي از چند ماه قبل با راه اندازي يک سلسله تلا ش هاي پيگيرانه جهت رسيدن به مصالحه با تحريک طالبان افغانستان! دهل مصالحه را از راه مذاکره با گروه طالبان افغانستان در کابل، واشنگتن، جاکارتا، جده، مکه معظمه، قطر، بروکسل، ابوظبي و… به صدا درآورد؟ اي کاش اين دهل مصالحه به ابتکار جامعه بين المللي سردمداران کشور امريکا و دولت‎مردان کشورهاي عضو ناتو سال ها قبل نواخته مي شد؟ و به جنگ 18 ساله و بحران در افغانستان نقطه پايان گذاشته مي شد تا در پرتو آن از کشتار، مجروحيت و معلوليت ده ها هزار افراد نظامي و ملکي اعم از مرد، زن، پير، جوان و کودک افغانستان جلوگيري مي گرديد و موازي به آن از ريختن خون و مجروح شدن هزارها افراد نظامي کشورهاي امريکا و متحدان غربي اش در جنگ ناميمون، ناکام و نافرجام افغانستان جلوگيري مي شد و صدها ميليارددالر امريکايي، پوند انگليسي و يوروي اروپايي در جنگ و درگيري هاي متمادي افغانستان بيهوده و بدون نيتجه هزينه ساده لوحانه نمي گرديد؟

ناگفته نبايد گذاشت که: بودجه مصارفاتي هنگفت نظامي جنگ 18 ساله امريکا در افغانستان به مثابه طولاني ترين جنگ که در تاريخ امريکا سابقه ندارد به بيش از مبلغ (1.2) تريليون دالر امريکايي رقم زده مي شود که کمر ماليه دهنده گان ايالات متحدة امريکا را مانند کمان ندافان خم کرده است و کاسه صبر شان را لبريز نموده است.

اگر از حريم حقانيت و واقعيت عدول نشود، حقيقت و واقعيت اين است که: بعد از تشديد عمليات هاي نظامي، تحرکات انفجاري، تخريبکاري و حملات پياپي جنگجويان تحريک طالبان، ايجاد جبهه قدرتمند نجات ملي متشکل از (حزب جنبش ملي به رهبري جنرال دوستم معاون اول رياست جمهوري، حزب وحدت اسلامي افغانستان تحت رهبري حاجي محمد محقق معاون دوم رياست اجرائيه حکومت وحدت ملي و تنظيم جمعيت به رهبري عطا محمد نور رييس اجرائيوي حزب جمعيت) افزايش شديد بيکاري، فقر و گرسنه گي، مهاجرت هاي دسته جمعي شهروندان افغانستان و از همه مهم‌تر فاصله گرفتن و اوج‎‌گيري نارضايتي طيف وسيعي اقشار و طبقات مختلفه ملت در خون خفته افغانستان از نحوه حکومتداري تيپ مونوکراسي و ديکتاري محمد اشرف غني سردمداران قصر سفيد، پاليسي سازان وزارت خارجه و استراتيژيستان نظامي کاخ پنتاگون امريکا با استفاده از کاربرد ديپلوماسي رفت و برگشت به اين واقعيت عيني متوجه شدند که رييس جمهور حکومت وحدت ملي افغانستان محمد اشرف غني بسيار سراسيمه، خسته و آشفته به نظر مي رسد. بنابراين در صورت بروز حوادث مهم غير مترقبه و ظهور وقايع ناگهاني و غير منتظره با تيم ضعيف کاري که دارد نمي تواند تصاميم بصيرانه اتخاذ نمايد و در زمينه موفقانه، قاطعانه اقدام نمايد و جديانه عمل کند؟

در چنين فضاي غبار آلود سياسي و اوضاع وخيم و پيچيده امنيتي و با درنظرداشت ضعف مديريتي، مخالفت هاي درون دولتي و موقف لرزان حکومت وحدت ملي اشرف غني و عبدالله عبدالله، دونالد ترامپ، وزير دفاع و وزير امورخارجه امريکا براي حفاظت و صيانت منافع ملي نظامي، اقتصادي و اجنتوري استراتيژيک شان در منطقه جيو پولوتيک و جيو استراتيژيک آسياي مرکزي، آسياي ميانه و خاور ميانه و جلوگيري جدي و عملي از گسترش نفوذ و افزايش هر نوع مداخله هاي کشورهاي قدرتمند، رقيب و دشمنان ديرينه امريکا (فدراتيف روسيه، جمهوري خلق چين و جمهوري اسلامي ايران) در قلمرو افغانستان!! به نسبت ضعف دکترين سياسي و عدم موفقيت و پيشرفت نظامي در جنگ هاي فرسايشي و استمراري افغانستان ترجيح دادند و چنين فيصله نمودند تا: محمد اشرف غني با بصيرت عقلاني، جهش فکري، با حوصله مندي سياسي، انعطاف پذيري و دادن امتيازات ويژة مروجه و معموله بدواً با حزب اسلامي انجينير گلبدين حکمتيار مذاکره و مصالحه کند چنانچه اين کار را کرد و پس با گروه طالبان ملي گرا که در حالت تاخت و تاز، درگيري هاي متمادي نظامي و رويارويي با قواي نظامي حکومت وحدت ملي قرار دارند و عملن ثبات و امنيت سراسري کشور بلا کشيده افغانستان را مختل ساخته و به خطر مواجه ساخته اند، راه عادلانه و عاقلانه ترک مخاصمه را پيش گرفته و روند مذاکره جهت نيل به مصالحه را تعقيب و جديانه پيگيري نمايد تا زمينه عملي براي يک ايتلاف سه جانبه قومي و يک اتحاد مثلث نيرومند طوري مساعد و آماده ساخته شود، تا گرداننده گان اصلي چرخ هاي سياست خارجي حکومت ايتلافي آينده افغانستان همانا حلقات مهره هاي سوخته و افغان تبار هاي دو تابعيته غرب زده باشند لاغير. چنانچه دونالد ترامپ جهت تحقق همين برنامه متذکره قبلن به ديپلومات هاي امريکا در قطر، اسلام آباد، امارات متحده عربي و کابل دستور داده است تا با طالبان به طور مستقيم مذاکره نمايند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید