«وحدت ملي» حکومتي که نيست!

 

برنا صالحي

اعلام موجوديت ائتلاف بزرگ ملي بر بي‌پايه‌گي و انزواي حکومت وحدت ملي سنگ تمام گذاشت.

اگر جريان‌ها و شخصيت‌هاي سياسي مطرح افغانستان را از حيث هم‌صدايي با برنامه و رفتار حکومت موجود در نظر بگيريم کسي و حزبي جز صبغت‌الله مجددي و حزب‌اش در کنار محمد اشرف‌غني باقي نمانده است، عده‌اي مخالف مسلح اند که حساب‌شان از همه جدا است (طالبان) و عده‌اي ظاهرن شريک قدرت اند که حالن تمايلي به دوام عمر حکومت ندارند (جنبش ملي، حزب وحدت و جمعيت اسلامي)

عده‌اي ديگر که ديروز در به قدرت رسانيدن محمد اشرف غني نقش داشتند امروز منتقدند و در برابر آقاي غني و حکومت‌اش قرار دارند (حزب اسلامي حکمتيار، شوراي مشرقي، پکتيا و کندهار) و عده‌اي ديگر که سياست‌هاي تبعيض آميز رژيم دامن‌گير کار و زنده‌گي شان شده است (مردم عادي) همه و همه براي هرچه زودتر رخصت شدن حکومت کنوني را لحظه شماري مي‌کنند.

حکومت وحدت ملي، محلي براي يک اقليت بي‌تعهد و بادآورده و جمع منصبدار و معاش بگيري است که از خلاي موجود استفاده کرده و در صدد بهره کشي و سود جويي به نفع جيب خود هستند، از بدو تشکيل اين حکومت، سياست‌هاي مخرب و غير ملي و دموکراتيک رهبري‌اش بوده که هر روز بدنه‌ي آن را لاغر کرده رفت تا به اين‌جا رسيده است.

امروزه هيچ چيزي براي اين حکومت از حيث اساس مردمي باقي نمانده است. حمايت جامعه بين‌المللي از سر ناگزيري تا پيداکردن بديل اين حکومت از طريق انتخابات يا طرح‌هاي ديگري است که حتمن بايد در کوتاه مدت روي دست گرفته شود.

در نهايت قطع نظر از اين که فردا و پس فرداي ائتلاف بزرگ ملي چه مي‌شود همايش چند روز اخير به مردم افغانستان و جامعه بين‌المللي ثابت کرد که از حکومت وحدت ملي در افغانستان جز نام چيزي باقي نمانده است.

با اين حال تيم آقاي غني و حلقه مشخصي که در ارگ براي عملي کردن توطيه‌هاي شان برنامه ريزي مي‌کنند، هنوز کوتاه نيامده و دارند دهل «ملي بودن» اين حکومت را بر سينه خود مي‌کوبند، اما در حال حاضر به نظر مي‌رسد خط به آخر رسيده و حرف‌هاي ميان تهي و فريبنده آن‌ها پس از اين خريدار ندارد.

به هر حال آنچه در سه سال و اندي در افغانستان گذشت و حکومت وحدت ملي عملي کردن برنامه‌هايش بر شهروندان افغانستان تحميل کرد، شايد در تاريخ سياسي افغانستان بي‌پيشينه باشد. امروز شهروندان افغانستان از هر جهتي با مشکلات و دشواري‌هاي گوناگون دست و پنجه نرم مي‌کنند که همه‌اش نتيجه عملکردهاي ارگ نشينان است، اما در نهايت مردم بايد تصميم بگيرند و سرنوشت خود و آينده کشور را به دست گيرند.

از سويي‌هم با آن که رهبران قومي- سياسي افغانستان بارها نسبت به آنچه براي مردم وعده سپرده اند، تعهد شکني کرده و در معادلات سياسي خواست‌هاي مردم و تعهدات شان به مردم را با رهبران حکومت معامله کرده اند، اما شهروندان افغانستان بازهم به آن‌ها اعتماد کرده و به خواست‌شان لبيک گفته اند، از اين رو اين بار بايد صادقانه براي بيرون رفت افغانستان از بحران و بهبودي زنده‌گي مردم از وضعيت فلاکت بار در کنار مردم ايستاد شوند و از آنچه در گذشته انجام داده اند ابراز پشيماني کنند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید