تمايل غني به طالبان؛ هم‌تباري و هم‌ زباني است

 

جاوید روستاپور

يکي از انتقاد هاي که بر حکومت به ويژه بر محمد اشرف غني رييس جمهوري افغانستان در خصوص ديدگاه و سياست‌هايش با گروه طالبان مطرح است، اين که آقاي غني به دليل هم‌تبار بودن‌اش با هراس افگنان طالب، تلاش دارد بدون در نظر گرفتن منافع ملي و تأمين عدالت اجتماعي در کشور، بر تمامي جنايت‌هاي طالبان سرپوش بگذارد و آن گروه را به بهانه صلح و مذاکره در قدرت و نظام سهيم آينده سازد؛ روي‌کردي که حامدکرزي رييس جمهور پيشين در سال‌هاي آخر حکومت‌اش بر عملي شدن آن تلاش کرد و در نهايت تروريستان طالب را «برادر» خواند و به برادر خواندن اين گروه نيز تاکيد نمود، اما در نهايت به دليل نفرت و انزجاري که شهروندان افغانستان از هراس افگنان طالب دارند، کرزي را به چهره منفور و خاين مبدل ساخت. اما آقاي غني که عمل‌کرد‌اش در مسايل قومي و برتري طلبي نسبت به کرزي افراطي تر است، به نظر مي‌رسد حس قوم‌گرايي‌اش سبب شده است، که همه جنايت‌هاي هراس افگنان طالب که در برابر شهروندان افغانستان انجام داده اند را ناديده بگيرد و براي طالبان هر امتياز بي‌قيد و شرط را بدهد، آن‌گونه در مورد صلح و گفت‌وگو با اين گروه تاکيد کرد؛ «آماده است بدون قيد و شرط با طالبان در هر کجا که بخواهند مذاکره کند.»

مسأله بر سر اين که گروه طالبان به صورت کل پشتون هستند، با نظرات گوناگون همراه است، اما آنچه مشخص است که رهبري اين گروه در دست پشتون‌هاست و هدف اصلي طالبان از ايجاد «امارت‌اسلامي» در افغانستان حاکم ساختن پشتون‌ها بر ديگر اقوام ساکن در کشور بود واضح و مشخص است و قابل بحث نيست. هرچند طالبان مدعي اند که آنان وابسته به يک قوم افغانستان نيستند و لشکرشان از همه اقوام ساکن در اين کشور است، اما اکثريت رهبري و تصميم‌گيرنده‌گان طالبان را پشتون‌ها تشکيل مي‌دهند و زبان اداري طالبان در دوران حکومت شان زبان پشتو بود.

آگاهان امور به اين نظر اند که گروه طالبان از دين و شرعيت به عنوان ابزار براي رسيدن به هدف شان که حاکم ساختن پشتون‌ها بر ديگر اقوام افغانستان بود استفاده کردند و در حال حاضر نيز جنگ طالبان در برابر ديگر اقوام افغانستان بيشتر از آن‌که جنگ به خاطر تأمين شريعت و نظام اسلامي که آنان تعريفي از آن دارند، حاکم ساختن پشتون‌ها بر ديگر اقوام افغانستان است.

از سويي‌هم گروه طالبان در زمان حاکميت‌شان ولايت کندهار در جنوب افغانستان را به عنوان مقر و سپس پايتخت امارت خود انتخاب کرده بودند تا سرنگوني رژيم طالباني از افغانستان، ملا محمد عمر رهبر طالبان از کندهار به کابل نيامد که اين مورد را نيز مي‌توان از تمايل طالبان به قوم پشتون عنوان کرد.

نه تنها سياسيون و آگاهان سياسي در افغانستان به اين نظر اند که گروه طالبان تمايل بيشتر بر حاکم ساختن پشتو‌ن‌ها در افغانستان دارند، بل در باور و برداشت‌ها در بيرون افغانستان هم بر اين است که طالبان هويت تباري، قومي و زباني گروه طالبان پشتون است و اين گروه در صدد حاکم ساختن پشتون‌ها به صورت مطلق بر ديگر اقوام افغانستان هستند.

باري، «ريچارد هالبروک»، نماينده پيشين امريکا براي افغانستان و پاکستان بود، در يکي از صحبت‌هاي خود در مورد گروه طالبان گفته بود؛ « من نمي‌گويم تمامي طالبان پشتون هستند، اما مي‌توانم بگويم که در خانه هر پشتون يک طالب وجود دارد.»

هرچند گروه طالبان تاکنون به پيشنهادهاي بي‌قيد و شرط محمد اشرف غني پاسخ رد داده و او را دست نشانده امريکايي‌ها در افغانستان مي‌خوانند، اما آقاي غني با وجود اين همه بي‌مهري‌هاي که از جانب هم‌تباران طالب‌اش صورت گرفته، نااميد نشده و هم‌واره در تلاش است، تا آن‌ها را شريک قدرت خود در آينده بسازد.

بحث ديگري که مي‌توان آن را مدعاي بر پشتون بودن گروه طالبان عنوان کرد، حمايت بي‌قيد و شرط حکومت پاکستان به ويژه سازمان استخبارات و ارتش اين کشور از طالبان است، زيرا پاکستاني‌ها همواره بر اين تاکيد دارند که مالکان اصلي و صاحبات قدرت در افغانستان بايد پشتون‌ها باشند و گروه طالبان نماينده‌گان اصلي پشتون‌هاي افغانستان هستند.

اما در افغانستان هر ازگاهي که بحث از هويت و تبار گروه طالبان به ميان مي‌آيد، بيشتر آگاهان سياسي به ويژه تحليل‌گران پشتون در اين خصوص سکوت اختيار مي‌کنند و شماري ديگرشان هم تاکيد دارند که گروه طالبان از اقوام مختلف افغانستان تشکيل شده اند و تنها به قوم پشتون ارتباط ندارند، اما گاهي که بحث در مورد جنايت‌ها و عمل‌کردهاي ضد بشري طالبان به ميان مي‌آيد سياسيون پشتون تبار با سکوت و يا هم احتياط کامل در خصوص اين موضوع بحث مي‌کنند و حتا برخي‌شان تلاش مي‌کنند اعمال طالبان را توجيه کنند و با گفتن اين که اعمال خشونت آميز کار افراد طالبان نيست و به اين گروه نسبت داده مي‌شود در دفاع از طالبان اظهار نظر مي‌کنند.

بحث قومي و تباري در افغانستان هم‌واره حساسيت بر انگيز بوده و رهبران قومي در چهل سال پسين براي حل اين مشکل هم‌واره محافظه کارانه برخورد کرده اند، حال آن که بسياري‌ها به اين باور اند که بخش کلاني از بحران چهل ساله افغانستان به موضوع قومي و تباري ربط مستقيم دارد و تازماني که مسايل قومي به گونه عادلانه ومساوي در اين کشور حل نشود، جدال و کش‌مکش هم‌چنان پار برجا خواهد بود.

اما در مورد تبار طالبان حقيقتي انکار ناپذير است که گروه طالبان اهداف پشتوني داشتند و هم‌اکنون نيز بر عملي کردن اهداف خود در برابر نيروهاي امنيتي مي‌جنگند، اسناد و مدارک زيادي وجود دارد که افراد طالبان اسيران نيروهاي امنيتي که غير پشتون بوده اند را به صورت وحشيانه به قتل رسانده اند، اما در برخي موارد سربازان پشتون را که اسير گرفته اند، يا رها کرده و يا هم با خود برده و پس از مدتي دوباره رها شده اند. با اين حال برخورد محمد اشرف غني از نخستين روزهاي به قدرت رسيدن‌اش در حکومت وحدت ملي به تصفيه قومي در حکومت اقدام کرد در مورد گروه طالبان و برخورد‌اش با اين گروه قومي بوده اين مسأله بارها موضوع بحث در محافل سياسي و نشست‌هاي رسانه‌يي شده است، اما آنچه مشخص است که حکومت به خصوص آقاي غني با چنين طرز ديد نه تنها افغانستان به بحران بيشتر خواهد برد بل سرنوشت شهروندان اين کشور را با نابساماني و بدبختي بيشتر هم‌سرشت خواهد ساخت.

اين در حاليست که مذهب و باور گروه طالبان جنگ، دهشت آفگني و وحشت آفريني در ميان شهروندان افغانستان است و اين گروه جز ويراني و تباهي افغانستان برنامه‌اي براي اين کشور ندارند.****

اشتراک گذاری:

نظر بدهید