با طرح جديد ترامپ تروريستان ضمانت مي شوند!

 

احمد سعیدی

به نقل از روزنامه نيويارک تايمز دونالد ترامپ رييس جمهوري امريکا از نيرو هاي مسلح افغانستان خواسته است تا از مناطق کم جمعيت عقب نشيني نمايد و در حفاظت شهر هاي عمده و پر نفوس توجه بيشتر به  خرج دهند. هنوز گفته هاي ترامپ در سطح بين المللي فراگير نشده بود که سرپرست سخن‌گوي وزارت دفاع ملي اعلام نمود که اين وزارت برنامه‌اي را روي دست گرفته تانيروهاي امنيتي و دفاعي از مناطق دورافتاده، کم‌جمعيت و غيراستراتيژيک عقب‌نشيني کرده و در مناطق مهم مستقر شوند. به گفته جنرال محمد رادمنش معاون سخنگوي وزارت دفاع ملي به منظور بلند رفتن احضارات، تقويت توان عملياتي اين نيروها در نقطه‌هاي مهم و استراتيژيک و جلوگيري از زيان‌هاي جاني که طور اغلب در جنگ‌هاي چريکي متقبل مي‌شوند، مناطق غير استراتيژيک را ترک مي‌کنند. به گفته وي پروسه ترک مناطق کم‌جمعيت و غير استراتيژيک از چندي به اين‌سو آغاز شده و هم اکنون نيروهاي ارتش ملي از مناطق دورافتاده ولايت‌هاي پکتيا، غزني، غور و فراه عقب نشيني نموده اند و در برخي ولايت‌هاي ديگر نيز اين پروسه درحال تطبيق است.

از سوي ديگر گفته مي شود که اين تصميم مقامات امريکايي بخاطر عقب نشيني از مناطق کم جمعيت  قبلن نيز به طور خصوصي با مقامات عالي رتبه حکومت افغانستان مطرح شده بود، اما شماري از فرماندهان اردوي ملي از آن‌چه ايجاد بدگماني در ميان مردم مناطق دورافتاده گفته شده، در برابر تطبيق اين برنامه مقاومت نشان داده موافق نبودند .

به عقيده من مردمان قرا و قصبات نيز افغانستاني اند و حق دارند زير سايه دولت از امنيت برخوردار باشند وظيفه دولت تنها تحفظ امنيت شهر هاي بزرگ نيست بلکه دولت بايد سرتاسري و ملي باشد؛ باور دارم اين طرح نا امني ها را زيادتر و ساحه فعاليت مخالفين را وسيع تر خواهد ساخت، با تطبيق اين طرح دولت به شهر ها محدود مي شود که عواقب خطرناکي را به دنبال خواهد داشت.

به باور من اين طرح  جديد امريکا هرگز به نفع منافع ملي افغانستان نيست؛ و غير مستقيم نشان دهنده حمايت از طالبان است و خيلي ظالمانه خواهد بود تا يک روستا يا چندين روستا را به دليل کم بودن جمعيت آن به مصرف بگيريم و بگذاريم که تحت ظلم افراد تفنگ‌دار قرار بگيرند و از تمام امتيازات از قبيل مکتب، بيمارستان و ديگر سهولت ها به خصوص مکاتب دخترانه بي‌بهره بمانند؛ اين کار خلاف قانون اساسي و خلاف ارزش هاي انساني و حقوق بشر است.

فکر مي‌کنم اين سياست براساس اين واقعيت بنا شده چون مقامات امريکايي به درستي مي‌دانند که حکومت وحدت ملي بعد از اين قادر به تأمين امنيت مناطق دور دست و روستاهاي اين کشور نيست. از طرف ديگر با گذشت هر روز روابط طالبان با امريکايي ها نزديک تر شده مي‌رود اين بازي ها گرچه پيچيده اند ولي شخصاً به ياد دارم در حدود يک سال و اندي قبل دونالد ترامپ زماني‌که  استراتيژي جديد دولتي‌ خود را براي کشورهاي جنوب آسيا و افغانستان اعلام کرد، تاکيد داشت که طالبان و گروه تروريستي داعش «بايد بدانند که آنان هيچ جايي براي پنهان شدن بعد از اين ندارند و هيچ جايي فراتر از قدرت امريکا و اردوي امريکا وجود ندارد. حالا براي مخالفين دولت افغانستان ساحات معيني را واگذار مي‌نمايد.

از طرف ديگر بايد گفت تنها يک چهارم مردم افغانستان در شهرها زنده‌گي مي‌کنند و کابل بزرگ‌ترين شهر اين کشور است که جمعيتي در حدود 5 الي 6 ميليون نفر دارد، متباقي نفوس افغانستان در روستاها ساکن بوده و به کشاورزي و مالداري مصروف اند در سرنوشت اين مردمان چه بايد نوشت.

به باور من  رها کردن مردم که در روستا ها زنده‌گي دارند آن هم زير چکمه‌هاي طالبان و داعش بدترين نقطه ضعف دولت را  نشان مي‌دهد که نمي تواند امنيت را تأمين نمايد.

باور دارم اين استراتيژي طور عمده شبيه به راهبرد نظامي بارک اوباما رييس جمهور قبلي امريکا در افغانستان است که بعد از خروج عمده نظاميان خارجي از افغانستان در سال 2014 به کار گرفته شد. اما بعد از گذشت زمان آن سياست نادرست و غلط از آب بدر آمد. بعضي به اين باور اند که بعد از خروج نيرو هاي منظم اردواز اين مناطق دفاع از نواحي دورافتاده به دوش نيروهاي پوليس محلي يعني مليشه هاي قومي قرار داده خواهد شد که طور عمده آموزش‌هاي ضعيف‌تري ديده و خيلي بيشتر در مقابل خشونت‌هاي طالبان آسيب پذير هستند و سلاح قوت هاي مليشه درد سر ديگري براي دولت خواهد بود پيش‌بيني مي شود.

افسران و بزرگان که پوليس ملي را رهبري مي‌نمايند بدون ترديد با طالبان در راستاي محافظت از خودشان در مقابل حملات معامله خواهند نمود.

نتيجه :

1- به تازه‌گي مقامات امريکايي مذاکرات را که با طالبان در قطر انجام داده اند طالبان از آنها خواسته است تا مناطق وسيع از خاک افغانستان در اختيار آنها قرار داده شود واگذاري اين مناطق بدست مخالفين از جمله  پيشنهادات طالبان که عملي مي‌شود.

2- واگذاري روستا ها بدست مخالفين امنيت شهر ها و مناطق پر نفوس را با گذشت هر روز تنگ تر و پر مخاطره تر مي‌سازد .

3- رفت و آمد هاي ترانسپورت زميني براي کارمندان دولت با تطبيق اين طرح محدود گرديده تنها اشخاص و افرادي از طريق زمين سفر کرده مي‌توانند که با مخالفين دولت روابطي داشته باشند.

4- از طرف ديگر اين طرح باعث تقويه روحيه دشمن گرديده و موجب تشويش و تضعيف نيروهاي دولتي مي‌گردد عواقب اين طرح نه علمي است و نه منطقي، تطبيق اين طرح از سر تا پا به نفع دشمن است. باور دارم اين طرح در نقطه آخر به نفع دشمن و به ضرر دولت تمام مي شود اين طرح تضمين کننده منافع مخالفين است نه دولت و مردم افغانستان.

حافظ وظيفه تو دعا گفتن است و بس

در بند آن مباش  که نشنيد يا شنيد

اشتراک گذاری:

نظر بدهید