افغانستان؛ از ‌جنگ‌هاي نيابتي تا نبرد مذهبي!

 

خالد میرزایی

پس از کاهش چشم‌گير نيروهاي بين‌المللي به رهبري ايالات متحده امريکا در سال 2014 ميلادي از افغانستان نبردها در اين کشور دوباره شدت پيدا کرد.

به اساس آمارهاي رسمي منتشر شده از سوي نهادهاي ملي و بين‌المللي به ويژه سازمان ملل متحد تلفات غير نظاميان ناشي از جنگ در بين سال‌هاي 2014 تا 2018 پيوسته رو به افزايش بوده است که عامل اصلي شدت گرفتن دوباره جنگ و افزايش تلفات غير نظاميان را آگاهان امور خروج پيش از وقت نيروهاي بين‌المللي در سال 2014ميلادي از اين کشور مي‌خوانند.

در سه سال گذشته افزون بر اين که گروه تروريستي طالبان، در ميدان‌هاي نبرد دوباره نيرومند شدند، نيروهاي امنيتي افغانستان نيز با گروه تروريستي ديگر، (داعش) در نبرد هستند و در حقيقت ارتش و پوليس افغانستان در حال حاضر در دو جبهه (طالبان و داعشيان) مي‌جنگند.

گروه تروريستي داعش نيز حملات خونين را عليه اهداف ملکي و نظامي در افغانستان انجام مي‌دهند که در حملات اين گروه بيشتر غير نظاميان به شهادت رسيده اند.

آگاهان امور به اين نظر اند که هدف گروه تروريستي داعش در افغانستان ايجاد اختلاف‌هاي مذهبي و انداختن  پيروان مذهب به جان هم‌ديگر است. چون  تمام حملات تروريستي که از آدرس داعش در افغانستان انجام مي‌شود، رنگ و بوي مذهبي دارد؛ به گونه مثال در يک سال گذشته چندين مسجد، تکايا و حوزه‌هاي علميه اهل تشيع  توسط داعشيان در کابل و ولايت‌ها هدف قرار گرفتند که آخرين مورد آن روز جمعه گذشته، افراد داعش نمازگزاران را در ولايت پکتيا هدف قرار دادند و داعش با نشر اعلاميه‌اي مسووليت  آن را پذيرفت.

در چند دهه گذشته «جنگ نيابتي» از مانوس ترين واژه‌ها در ادبيات سياسي افغانستان بوده است که اغلبن کشورهاي منطقه به خاطر تأمين منافع و رسيدن به عمق اشتراتيژيک خود در افغانستان متهم به پشتيباني از گروه‌ها، احزاب و اقوام خاصي در داخل افغانستان عليه يک‌ديگر بوده اند. در اين ميان پاکستان در صدر جدول متهمان قضيه افغانستان قرار دارد و تا امروز گروه تروريستي طالب را که عليه دولت و مردم افغانستان مي‌جنگند، پشتيباني نظامي، مالي و لوژستيکي مي‌نمايد. با اين وصف ساير کشورهاي منطقه‌يي و فرا منطقه‌يي نيز در عميق ترساختن بحران افغانستان نقش دارند و دولت‌ها در مقياس توانايي و بُرد استراتيژيک منافع شان در اين کشور حضور داشته و از گروه‌ها، احزاب و اقوام طرف‌دار خود در جهت تأمين منافع کشورشان استفاده کرده اند. اما قرباني اصلي اين نبردها هميشه مردم و دولت افغانستان است.

مداخله خصمانه کشورهاي دور و نزديک در امور افغانستان در چند دهه گذشته به هيچ کس پوشيده نيست. گروه طالبان مثال واضح از جنگ نيابتي پاکستان در افغانستان است که در اين اواخر دنيا هم متوجه شد که اسلام‌آباد حامي و باني گروه‌هاي تروريستي به ويژه گروه تروريستي طالبان که در افغانستان مي‌جنگند است.

در بحبوحه‌اي نبردهاي چندين دهه در افغانستان و به تحليل رفته توان و اراده جمعي در افغانستان به امراض چون بي ثباتي سياسي و اقتصادي، جنگ‌هاي دوام‌دار، تعصب، فقر و در نهايت فروپاشي شيرازه نظم و رفتن به سوي واگرايي گرفتار شده است، روي هم رفته اصلي ترين عامل تداوم بحران در کشور را مي‌توان نبود يک دولت مقتدر، حاکميت قانون و فقر مزمن عنوان کرد.

فاجعه تاريخي- سياسي فروپاشي نظم در جريان جنگ‌هاي دهه نود ميلادي در کشور سبب شده است که در اين روزها حلقات بيروني و داخلي در تباني با حلقات مخرب استخباراتي منطقه جرقه جنگ مذهبي را در کشور روشن کنند. قابل ذکر است که جنگ مذهبي يکي از مباحث داغ و نگران کننده براي مردم افغانستان است که از سوي گروه داعش دامن زده مي‌شود، آگاهان‌ نظامي به اين باور اند که داعش در افغانستان هيچ گونه سنخيتي با داعش خاور ميانه ندارد،  زيرا با توجه به اوضاع امنيتي، سياسي و اقتصادي در منطقه، داعش در افغانستان يک نيروي جزم انديش افراطي جدا شده از بدنه‌ي گروه تروريستي طالبان است که جديدن در خدمت استخبارات منطقه قرار گرفته به خاطر بي ثبات سازي منطقه و اجرايي کردن برنامه‌هاي تخريبي کشورهاي حامي خود هر روز از مردم افغانستان قرباني مي‌گيرد. داعش مدلي از تروريزم است که ويژه‌اي دولت‌هاي خاورميانه و نفت خيز منطقه طراحي شده است اين مدل در مناطق فقير و بي بضاعت چون جنوب آسيا به ويژه افغانستان کارايي ندارد از همين رو باورها بر اين است که داعش در افغانستان تنها نام است و بس!

اما پرسش اين است که؛ آيا افغانستان مستعد نبرد مذهبي است؟ پاسخ به اين پرسش پژوهش و کنکاش بيشتر مي‌طلبد که از حوصله اين نوشته بيرون است، اما با آن‌هم من به چند دليل اين قلم در اين خصوص مي‌پردازد.

1- از ديد تاريخي: افغانستان در چند دهه اخير که نبردهاي نفس گير را پشت سر مي‌گذراند، هيچ‌گاه به ادبيات مذهبي در هنگام نبرد، متوسل نشده است. همه طرف‌هاي درگير در جنگ افغانستان ادعاي تأمين عدالت اجتماعي و برابري حقوق شهروندي داشته اند، نه داعيه آزادي‌هاي مذهبي و با اين وصف گفته مي‌توان که هيچ انساني به جرم پيرو بودن فلان مذهب، در افغانستان قرباني نشده است.

2-  از ديد سياسي: افغانستان نظام‌ها و رژيم‌هاي سياسي گوناگون را تجربه کرده است، اما هيچ رژيمي اقليت‌هاي مذهبي را در کشور از آزادي‌هاي شان محروم نساخته و در هر نظامي کماکان حقوق اقليت‌هاي مذهبي رعايت و پيروان مذاهب در اجراي مراسم و اظهار باورهاي شان آزاد بوده اند.

3-  ازديد بافت اجتماعي: بافت اجتماعي افغانستان به گونه‌اي است که نمي توان متوسل به جنگ و تفرقه‌اي مذهبي شد، زيرا در هر منطقه‌اي که يک سني مذهب زنده‌گي مي‌کند در همسايه‌گي او يک پيرو مذهب شعيي نيز زنده‌گي، روابط خويشاوند و فاميلي، مراودات روزانه اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي دارند. از اين رو کشتار پيروان مذهب اهل تشيع از يک آدرس نا مشخص به هيچ وجهه مسووليت آن به مذهب اهل سنت بر نمي‌گردد و اگر گروه‌هاي افراطي دست به اين کشتار مي‌زنند، نمي‌تواند، روي روابط عادي مردم تاثير بگذارد، زيرا در هر رويداد تروريستي همه‌اي مردم افغانستان فارغ از کي بودن شان در غم و اندوه يک‌دگير شريک هستند.

بنابراين در کوتاه مدت جنگ مذهبي در افغانستان قابل پيش بيني نيست، اما در ميان مدت و دراز مدت اگر استخبارات منطقه عزم را براي درگير ساختن مذاهب در کشور جزم کرده باشد و به توطئه پراگني عليه مذاهب ادامه دهد و از سويي هم دولت افغانستان هيچ گونه برنامه بازدارنده و پيش‌گيرانه براي مهار اين جنگ  روي دست نداشته باشد بدون شک توطئه پيروز خواهد شد و در آن صورت اين بحث قابل تأمل خواهد بود که اگر استخبارات منطقه در پي ايجاد گونه‌اي جديد از منازعه در درون مرزهاي افغانستان است پس مسووليت دولت و حکومت در برابر شهروندان افغانستان چيست؟

بي ترديد مي‌توان گفت، حکومت افغانستان هيچ پاسخ نه در گذشته و نه در حال حاضر براي اين پرسش جز کم کاري و بي مسووليتي نداشته است، اما بيم آن مي‌رود که در صورت تداوم اين وضع و بي کفايتي حکومت در برابر حفظ زنده‌گي شهروندان، افغانستان به کام هيولاي جنگ مذهبي فرو خواهد رفت.

از اين رو مي‌بايد رهبران و کارگذارن دولتي، اوضاع را درست تحليل نمانيد و بسترهاي داخلي را که مستعد جنگ فرقه‌اي درکشور است را شناسايي کنند، تا اين کشور دوباره به پايگاه و صدور تروريزم به کشورهاي منطقه تبديل نشود.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید