بازي قدرت در افغانستان

 

احمد سعیدی

به انتخابات رياست جمهوري افغانستان کم‌تر از 9 ماه باقي مانده است، تنها به طور آشکار ديده مي شود که جناب آقاي غني علاقه‌مند است تا يکبار ديگر به کرسي رياست جمهوري تکيه نمايد، اما اشخاص و افراد ديگر به طور واضح ديده نمي شوند که کي و کي ها نامزدان مقام رياست جمهوري در سال 1398 در افغانستان اند .گرچه از نشست ها تشکيل  و ايتلاف ها و دعوت هاي خورشيدي و بزرگ فهميده مي شود تعداد زيادي علاقه‌مند اند تا به مقام رياست جمهوري از طريق انتخابات برسند مگر رسيدن به اين مقام کار آساني نيست؛ بايد نفوذ مردمي داشت، پول داشت ،به شمول پشتيباني جهاني، حداقل در تقلب کاري نيز راه بلد بود .

من مي‌دانم که رسيدن به مقام رياست جمهوري کوه است و کوتل دارد. از سوي ديگر از چندي به اين سو تحولات در افغانستان به قدري سريع اتفاق مي افتد که تا حد زيادي پيش بيني حوادث و رويداد ها غير ممکن است. درباره علت سرعت تحولات ممکن است ديدگاه هاي متفاوتي وجود داشته باشد ولي آنچه مسلم است بحث اصلي در اين کشور قدرت است و قدرت آن هم قدرت رياست جمهوري. گرايش هاي تکنوکراتان يا آناني‌که از غرب آمده اند  احزاب جهادي به انحصار قدرت از يک طرف و رقابت بين بخش سياسي و بخش نظامي، قومي و زباني ازطرف ديگر فضاي ناسالم را بوجود آورده است. به طوري که چرخه قدرت را در افغانستان نسبت به گذشته بر بستر ناآرام تر قرار داده است. ايتلاف بزرگ با اشتراک احزاب، شخصيت هاي ملي. فرماندهان جهادي تکنوکرات هاي ملي گرا ها به شمول آقاي حامد کرزي رييس جمهور قبلي گفته مي شود که با يک تعهد کنار هم آمده اند اين‌که اين اتحاد ها تا آخر خط مي‌روند يا در نيمه راه مي شکنند حرف جداگانه اي است.

بعضي ها به اين باور اند تشديد رقابت ها بر سر کسب قدرت بين دو شخصيت يعني حامد کرزي و اشرف غني است ديگران منحيث نيروي خورد کننده و فشار به کار گرفته خواهند شد، اما تنها اين دو آدم نمي‌توانند همه کاره باشند.

شخصيت هاي مطرح ديگري مانند استاد عبد رب رسول سياف، استاد عطا محمد نور ، داکتر عبدالله عبدالله، صلاح الدين رباني ،  جنرال عبدالرشيد دوستم ، محمد يونس قانوني ،محمد حنيف اتمر، دکتور انوارالحق احدي ، محمد عمر داوود زي ، محمد محقق، داکتر فرامرز تمنا ، همايون همايون، ظاهر قدير، جنرال عبدالرازق  و يک تعداد شخصيت هاي ديگر را نمي‌توان بخاطر تعيين سرنوشت انتخابات رياست جمهوري ناديده گرفت. همه مي‌دانيم در سياست دوست و دشمن دايمي وجود ندارد آنچه که دايمي است منافع است اگر با اين زد و بند هاي سياسي که روي تقابل با رييس جمهور آقاي غني است اگر مصالحه اي صورت نپذيرد و چالش قدرت بين بخش سياسي شدت بيشتري بگيرد، تجربه دهه هاي گذشته که هنوز پيش بيني آن دشوار است تکرار خواهد شد.

گرچه با حضور داشت نيرو هاي خارجي در افغانستان هر قدر اين اختلافات به اوج خود رسيده باشند با آن هم هيچ کودتاي نظامي متصور نيست با اين حال، واقعيت ديگر اين است که انحصارطلبي مقام رياست جمهوري نيز با ازدياد بحران کمک کرده است و اکنون به صراحت مي توان گفت که بازي قدرت خطرناکي مجددا شکل گرفته است؛ بازي قدرتي که به احتمال زياد سرنخ هاي آن در دست محافل پنهان قدرت نيز باشد. دو واقعيت مهم وجود دارد که حکومت طور جدي از انحصارطلبي آن با مشکل روبرو کرده است اين تنها مبارزه قدرت نا امني بيکاري و بي برنامه گي مسوولان نيست که مردم از آن رنج مي‌برند رشد افراط گرايي و حمايت از نيرو هاي افراط گرا توسط حلقات معين در داخل نظام خود مشکل ديگريست که بحران را فراگير ساخته مي‌رود بعضي ها به اين باور اند که آهسته آهسته قدرت در افغانستان طالبانيزه خواهد شد و حتا گفته مي شود که غربي ها نيز به تطبيق اين پروسه علاقه‌مند اند.  آنچه که من باور دارم و تاکيد مي‌نمايم.

محافل پنهان قدرت تا سرنخ هاي بازي جديد قدرت را نيز در دست دارند در يک محاسبه روشن سود و زيان، به احتمال قوي، دو گزينه اول را در حد زمينه سازي گزينه سوم مي توانند تحمل نمايند يعني حاکميت عمر خود را تکميل خواهد کرد ولي مصلحت نهايي گزينه سوم تشحيص داده خواهد شد که کسي يا کسان ديگري آينده رهبري را عهده دار شود در چنين شرايط سخت و دشوار احزاب شخصيت هاي ملي و مردمي با مسؤوليت تاريخي سنگيني روبرو شده اند که بايد چه کنند آن ها بين تفاهم و توزيع متوازن قدرت يا پذيرش شکست و تکرار تجربه جنگ هاي داخلي سال هاي قبل مجبور به انتخاب خواهند بود.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید