قمار بانوانِ کارآفرين، در بازار شکننده تجارت افغانستان

 

يک بانوي ميان‌سال و خوش‌لباس درحالي که لباس رنگي دست‌دوز خودش را به تن کرده، در کارگاه‌‌اش نشسته و در ميان انبوهي از لباس‌هاي نيمه‌سنتي و نيمه‌مدرن افغانستاني، در مورد طرح تازه‌ي لباس عروس با شوهرش صحبت مي‌کند. محسنه ثاقب، بانوي کارآفريني است که يک سال پيش شرکت توليدي لباس جامه را به کمک شوهر و دخترش در کابل ايجاد کرد. اين بانوي کارآفرين با تمرکز بر مدرن‌سازي لباس‌هاي سنتي افغاني، در تلاش است تا جامه را به يک برند لباس در افغانستان بدل کند؛ هرچند مي‌گويد از همين حالا جامه برند شده است.

در وضعيت نابسامان و رو به رکود تجارت‌هاي کوچک در افغانستان، بانوان علاقه‌مند به تجارت و کارآفريني، همت پيشه کرده و همانند محسنه ثاقب براي خودکفايي اقتصادي، گام نخست را برداشته اند. محسنه ثاقب در مورد تجارت‌اش مي‌گويد: «اين تجارت خانوادگي ما است. من به عنوان مسوول، دخترم به عنوان معاون و شوهرم نيز به عنوان مشاور در اين شرکت فعاليت مي‌کنيم. در شروع تجارت‌مان، ما تنها يک خياط داشتيم اما پس از يک‌ونيم سال، حالا با افتخار مي‌توانم بگويم که بيش از 20 تن در اين‌جا کار مي‌کنند که 80 درصد آنان بانوان اند.»

در جامعه‌ي سنتي و ناامني چون افغانستان، کار به عنوان يک کارآفرين بانو، هميشه کار آساني نيست. هرچند هم مردان و هم بانوان کارآفرين با دشواري‌هايي چون ناامني، هزينه زياد و ماليات بالا رو به ور اند، اما بانوان کارآفرين افزون بر اين چالش‌ها، دردسرهاي بيشتري براي رويارويي با آنان دارند.

محسنه ثاقب در مورد چالش‌هاي که بر سر راه بانوان کارآفرين موجود است مي‌گويد: “بانوان زيادي است که عاشق کار کردن هستند. آنان استعداد نيز دارند، اما شايد خانواده، شايد خويشاوندان و شايد هم خانواده‌ي شوهرشان اجازه چنين کاري را به آنان نمي‌دهند.”

اما با وجود تمام اين چالش‌ها، بانوان زيادي اند که چشم بر اين دشواري‌ها بسته اند و براي کار کردن تلاش مي‌کنند. همانند مسعوده شيرزاد، دختر جواني که با سرمايه‌گذاري پول عروسي‌اش، يک مرکز فرهنگي را در کابل ايجاد کرده است.

در اين مرکز فرهنگي، صنف‌هاي آموزش موسيقي، نقاشي، تياتر، مدلينگ، عکاسي و فيلم‌برداري داير مي‌شود.

کافه‌ي آرام همراه با موسيقي زنده، حال و هواي اين مرکز را خاص‌تر ساخته است.

اين مرکز فرهنگي که تمام پول عروسي مسعوده بر آن هزينه شده، براي مسعوده خيلي عزيز است و با اهميت. او در اين مورد آغاز اين تجارت مي‌گويد: “در نخست اين مسئله به ذهن‌ ما رسيد که شايد هيچ‌گاهي و يا هم خيلي دير اين پول را دوباره به دست بياريم.”

مسعوده وقتي به اينجا مي‌رسد، مي‌خندد و چنين ادامه مي‌دهد: “ما تجارت يک قمار است و ما اين قمار را زديم.”

اما وقتي مسئله، روي سرمايه براي آغاز يک تجارت کوچک مي‌چرخد، شايد اين تنها مسعوده نباشد که قمار زده باشد. چنان‌چه کمي دورتر از مرکز فرهنگي مسعوده، قهوه‌خانه‌ي کوچکي در نزديکي يکي از مناطق پرجمعيت غرب کابل ايجاد شده است؛ زير نام قهوه‌خانه سمپل يا ساده.

اين قهوه‌خانه توسط دختر جوانِ ديگري به نام مينا رضايي ايجاد شده و مديريت مي‌شود. قهوه خانه سمپل درحالي پا در ميدان رقابت با قهوه‌خانه‌ها و رستوانت‌هاي اطرافش گذاشته که بنيان‌گذار آن سرمايه‌اش را به دشوراي به دست آورده است.

مينا رضايي مسوول اين کافه کوچک اما شيک مي‌گويد:”وقتي که تجارت‌ام را آغاز کردم هيچ چيزي نداشتم. من در جاي ديگري نيز وظيفه دارم و فعلا نيز دارم چون بايد تجارت ام را (از لحاظ مالي) پشتيباني کنم. مي‌دانم که شرايط، شرايط خوبي نيست و تجارت من هم يک تجارت نوپا است و وقت مي‌برد تا سر پا شود.”

اما در کنار سنتي که تاکنون برضد بانوان استفاده شده است، ناامني نيز بر چالش‌هايي که سد راه بانوان قرار مي‌گيرند افزوده است. روند پراصطکاکي که تبديل شدن به يک کارآفرين زن را دشوار ساخته است.

مينا رضايي در مورد ناامني و تاثير آن بر تجارت بانوان مي‌گويد: “ناامني‌ها تاثير منفي‌ خوده مي‌گذاره. مثلا وقتي که يک انفجاري شود، يک اتفاق بدي بيفته؛ مثلا مردم شايد زياد نيايند بيرون، کمتر بيايند و شهر خلوت شود.”

اما باوجود تمام اين دشواري‌ها، اتاق تجارت و صنايع افغانستان مي‌گويد که کار‌آفرينان بانو در کارشان موفق ظاهر شده اند. طعم موفقيتي که زخم‌هاي سال‌ها سرکوب شدن، تعصب جنسيتي و محروميت را درمان خواهد کرد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید