هراس افگنان از موجوديت نظامى، تا مشروعيت سياسى

 

محمدعارف منصوري

 

در تداوم طرح واگذارى مناطق امن به تروريستان طالب كه هدف از آن به رسميت شناختن موجوديت قانونى آن‌ها به عنوان يک طرف منازعه در داخل كشور محسوب مي‌شود. اقدامات سياسى و استخباراتى نيز در شرف وقوع است كه موازى با سفارت‌خانه هاى دولت افغانستان در قطر، اوزبيكستان و دبى نماينده‌گى‌هاى سياسى گروه طالبان هم در آن كشورها ايجاد شود تا گويا روند مذاكرات سريع‌تر انجام شود.

قرار است افزون بر ايجاد دفتر سياسى طالبان در قطر، دو نماينده‌گى ديگر آن‌ها در اوزبيكستان و دبى به زودى افتتاح و فعال شود. مقام‌هاي گروه طالبان گفته اند كه دفتر دوحه به مركز تعليمى آن‌ها مبدل خواهد شد و از نماينده‌گى شان در دبى به دليل سهولت در رفت و آمدها به عنوان مركز ارتباطى كار گرفته خواهد شد و اما دفتر اوزبيكستان كه نزديك‌تر به افغانستان است كارهاى سياسى شان را به دوش خواهد داشت.

اين اقدامات زنجيره‌يي پس از دستور ترمپ مبنى بر جست‌وجوي راه‌كار مذاكرات بى قيد و شرط با گروه طالبان راه افتاده است البته قرار است نماينده‌گان امريكا بُعد خارجى مذاكرات و حكومت وحدت ملى بخش داخلى مذاكرات را به پيش برند، تا طالبان را در يک گفت‌وگوى دو طرفه و يک بده بستان چند جانبه طى يک مكانيزم پيچيده آماده‌ رام و اهلى شدن نمايند.

تلاش‌هاى هماهنگ و موازى داخلى و خارجى مبنى بر امتياز دادن به گروه طالبان به هدفى صورت مى‌گيرد و در جهتى سير دارد، تا به آن‌ها كه بيشتر در سيماى يک گروه تروريستى و دهشت افکن شناخته شده اند وجاهت و مشروعيت نظامى و سياسى در سطح داخلى و در مقياس خارجى بخشد تا نه تنها به مثابه يک طرف قانونى و مشروع در برابر دولت افغانستان و جامعه جهانى عرض اندام نمايند، بلكه موانع ديپلماتيكى براى حضور و اشتراك شان در روند مذاكرات و مشاركت در قدرت نيز وجود نداشته باشد.

فراخوان صلح حکومت افغانستان و گردهمايى علماى اسلامى در اندونزيا و سعودى مبنى بر محكوميت جنگ، زمينه سازى و مقدمه چينى چنين پروسه‌اى بود. در ضمن دونالد ترمپ رييس جمهوري امريکا، براى افغانى جلوه دادن پديده‌ى (مناطق امن) نخست آن را از زبان طاغوتچه شان حكمتيار مطرح نمودند، تا به رهبران طالبان تفهيم نمايند كه سرنوشت رهبر تسليم شده حزب اسلامى مي‌تواند الگو، تضمين و گارانتى براى اطمينان آينده آنان باشد.

از آن‌جايي كه پديده‌ى منحوس طالبان، تشكيلات سازمان يافته سياسى و يا يک جريان منظم نظامى نيست بلكه معجونى است از گروهک‌ها و دسته‌هاى وابسته به پاكستان، ايران، روسيه و كشورهاى ديگر منطقه كه به طور پراکنده و در مسير منافع باداران شان در مناطق مختلف عمل مى‌كنند و فاقد يک آدرس مشخص سياسى اند، بنابراين موفقيت هم‌چو اقداماتى از پيش محكوم به شكست است و ثمره‌اى در قبال ندارد.

پروسه صلح حکومت افغانستان با گروه طالبان در طي 13 سال گذشته با پرسش‌هاي جدي همراه بود و يکي از دلايل که اين روند در اين مدت نتوانست در عمل پياده شود اين بود که حکومت افغانستان، آنچه تحت عنوان صلح با مخالفان مسلح حکومت را روي دست دارد، هدف آن آوردن صلح در افغانستان و تأمين عدالت نيست، بل برخي حلقات معين و مشخص در درون حکومت در تباني با ارگ رياست جمهوري تلاش دارند، به بهانه صلح به هراس افگنان طالب امتياز بدهند و به دليل اين که با گروه طالبان ريشه “قومي و تباري” دارند، آنان را در قدرت و نظام شريک سازند.

البته نقش حکومت پاکستان به عنوان حامي اصلي هراس افگنان طالب در اين روند را نمي‌توان نا ديده گرفت، اما آنچه براي شهروندان افغانستان مشخص شده اين که حلقات داخلي که حامي گروه طالبان هستند، خطرناک‌تر از حاميان خارجي طالبان به حساب مي‌آيند، آن‌گونه که حامد کرزي رييس جمهور پيشين هزاران تروريست را از زندان‌هاي افغانستان رها کرد و اين افراد دوباره به صفوف طالبان پيوسته و در برابر نيروهاي امنيتي و دفاعي به جنگ پرداختند که يکي از دلايل نيرومند شدن هراس افگنان طالب در ميدان‌هاي جنگ رهايي هزاران تروريست توسط آقاي کرزي از زندان‌هاي افغانستان بود.

با اين حال بازي که اين بار امريکايي‌ها در نباني با محمد اشرف غني در راستاي گفت‌وگوهاي صلح و مذاکره با گروه طالبان روي دست گرفته اند، بسيار خطرناک است، زيرا اگر قرار بر اين شود که بخش‌هاي از کشور به گروه طالبان واگذار شود، اين در حقيقت به معنا ايجاد يک دولت در مقابل دولت افغانستان است و جزيرهاي قدرت که طالبان هم اکنون در کنترل دارند وسعت پيدا خواهد کرد که اين گروه با استفاده از آن ديري نخواهد گذشت که خواهان حکم‌راني بر تمامي افغانستان را روي دست خواهند گرفت.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید