پشتيباني حکومت از رسانه‌ها ارزش هاي مردم سالاريرا تقويت مي‌کند

 

مهرالدين مشيد

در اين شکي نيست که جامعة جنگ زده افغانستان با چالش‌هاي جدي در حوزه‌هاي گوناگون روبه روست که رسانه‌ها يکي از آن مي‌باشد، اما اين دشواري‌ها نمي‌تواند، سبب بي‌مهري حکوت به رسانه‌ها باشد. نظر حاکم نسبت به رسانه‌ها بايد ملي بوده و حکومت نبايد در برابر انتقادهاي سالم آن‌ها واکنش تند نشان دهد ورسانه‌ها را شامل فهرست سياه کند. اين در حالي است که حکومت‌هاي ملي با رسانه‌ها برخورد ملي کرده و در راستاي تقويت رسانه‌ها گام بر مي‌دارد، زيرا تقويت رسانه‌ها در يک جامعه معناي تقويت ارزش‌هاي دموکراسي و مردم سالاري را دارد، البته به دليل اين که رسانه‌ها رکن چهارم نيرو را پس از قواي اجراييه، مقننه و قضا دارند.

رفتن به جنگ رسانه‌ها نه تنها زيان‌بار است، بلکه اين روي‌کرد با رسانه‌ها حکومت را از داشتن يک حامي و هم‌کار خوب به مثابة نيروي فعال، براي مبارزه با جنايت، فساد و مواد مخدر محروم مي‌سازد، زيرا رسانه‌ها حيثيت بازوي استوار را براي دولت دارند که مي‌توانند، در حالت‌هاي خطرناک آن را ياري کنند.

از اين رو تقويت دموکراسي بسته‌گي به پشتيباني و تقويت رسانه‌ها دارد، زيرا رسانه‌‌ها براي بسترسازي ارزش‌هاي مردم سالاري زمينه ساز اند  و هم‌زباني حکومت با رسانه‌ها در واقع تغييرات در عرصه‌هاي فرهنگي را کليد مي‌زند.

انقلاب فرهنگي در واقع نياز مبرم جامعه است که دگرگوني‌هاي در سطح گسترده شامل افراد خاص و عام جامعه شده و ملت را به آگاهي مي‌رساند. اين آگاهي در واقع شمشير برنده يي برگلوي حلقه‌ها، گروه‌هاي قوم گرا و تروريستان مي‌باشد که براي رسيدن به اهداف شخصي و قومي و گروهي افراطي حتا از قرباني کردن منافع ملي هم خود داري نمي‌کنند.

برهمه‌گان آشکار است مصيبت کنوني که امروز به نام تروريزم دامن‌گير جامعه است و ديروز هم ارزش‌هاي جهاد را به خاک يک‌سان کرد، همان فقر فرهنگي و نبود خودآگاهي و آگاهي‌هاي لازم سياسي و اجتماعي بود و امروز ملت ما انحصارقومي و تروريزم را در موجي از بازي‌هاي درون دستگاهي و بيرون دستگاهي با گوشت و پوست شان تجربه مي کنند. به دليل فقر فرهنگي عصبيت‌هاي قومي درکشور دامن زده مي‌شود و بحران هر روز در کشور بيشتر مي‌شود و به گونة منظم و سيستماتيک در حال  خارج شدن از کنترل است.

حلقه‌هايي از درون و بيرون دستگاهي حکومت براي رسيدن به اهداف ويژه خود سرگرم توطيه ريزي برضد منافع و وحدت ملي مردم افغانستان اند که عامل اصلي اين همه مصيبت‌ها فقر فرهنگي است که با تجريد رسانه‌ها از صحنة فعال جامعه افزايش مي‌يابد، از همين رو است که حلقه‌هايي در صدد توطيه ريزي برضد رسانه‌هاي هستند که صداي آنان حتا به گوش مقام‌هاي مسوول حکومتي نرسد.

در حالي که هم‌صدايي و هم‌ديگر  پذيري ميان حکومت و رسانه‌ها نه تنها پروسة دموکراسي در کشور را تقويت مي کند، بلکه انتقادهاي سازنده و افشاگري‌هاي رسانه‌ها در واقع چراغي بر فراز راه حکومت است تا با پرداختن به آن بنيادهاي حکومت‌داري را تقويت کند.

بنا بر اين در بسياري از کشورها هم‌صدايي و هم گرايي حکومت با رسانه‌ها در واقع رمز پيروزي‌هاي آن را کليد مي‌زند؛ زيرا اين هم‌صدايي سبب مي‌شود تا رسانه‌ها در فضاي مملو از اعتماد به انتقاد سازنده از حکومت ادامه دهند. اين گونه انتقاد نه تنها خشم حکومت را برضد رسانه‌ها برمي‎انگيزد، بلکه برعکس با دل‌گرمي تمام به رفع آن نقايص خود مي‌پردازد. در اين صورت رسانه‌ها مي‌توانند، به حيث پل، ميان مردم و حکومت باشند و براي تقويت و استحکام  پايه‌هاي حکومت فرصت‌هاي بايسته و مهمي را فراهم کنند.

هم‌صدايي و هم‌ديگر پذيري زماني ميان حکومت و اصحاب رسانه‌ها به وجود مي‌آيد که حکومت ثابت سازد که نگاه‌اش به تمامي رسانه‌ها يک‌سان است و مقام‌هاي حکومتي با نگاه شخصي، قومي و گروهي به رسانه‌ها نگاه نمي‌کنند. اين زماني ممکن است که حکومت نگاه گزينه‌يي را با رسانه‌هاي داخلي نداشته باشد.

حکومت براي ايجاد چنين اعتماد و تقويت آن گام‌هاي عملي بر دارد و حرف‌هاي گوش کرکن در اين زمينه بسنده نيست. اين زماني ممکن است که حکومت تمامي سهولت‌ها براي حق دسترسي به اطلاعات را براي خبرنگاران به گونة واقعي فراهم و پرونده‌هاي خشونت عليه خبرنگاران را دقيق و سريع بررسي کند، تا اعتماد و باور رسانه‌ها نسبت به سياست‌هاي رسانه‌يي حکومت افزايش يابد و اين اعتماد سازي مي‌تواند، تمامي سوء تفاهم‌ها ميان حکومت و رسانه‌ها را از بين ببرد.

هم‌صدايي رسانه‌ها با حکومت را نبايد وارونه به تعبير گرفت و به معناي خاکستري خواندن کارنامه‌هاي دولت از سوي رسانه‌ها خواند. زيرا رسانه‌ها در کشور که نقش پيامبران آگاهي، آزادي و عدالت را دارند  و به مثابة چراغ‌هاي روشن بر فراز راه شهروندان کشور مي‌درخشند.

اين در صورتي ممکن است که رسانه‌ها با عبور از خط سرخ قومي و گروهي بر محورهاي بلند آزادي، برابري و هم‌ديگر پذيري شجاعانه و بي هراس اطلاع رساني کنند.

رسانه‌ها بايد ملي باشند و نبايد در محورهاي تنگ قومي وزباني به مانور بپردازند، زيرا پخش و نشر افکار قومي و تباري از هم گسيخته‌گي‌هاي دردناک اجتماعي را به وجود مي‌آورد که بيماري‌هاي مزمن اجتماعي آن خطرناک تر از سرطان است. اين گونه رسانه‌ها در واقع بلند گوي يک قوم ويژه و گروه ويژه اند که گاهي تا سرحد لجن‌زار تباري سقوط مي‌کنند و رسالت ملي خود را که همانا دفاع از ارزش‌هاي کلان و جانب‌داري از روايت‌هاي بزرگ ملي است، فراموش مي‌کنند.

اين در حالي است که رسانه‌هاي ملي رسالت دارند تا پيام‌هاي روشن و بدون ابهام را به مردم برسانند، نه اين که با رساندن پيام‌هاي مبهم و مشکوک افکار مردم را مغشوش کنند و برنگراني‌هاي آنان بيافزايند. کار رسانه‌ها روشن‌گري و فراخواني جامعه به رستگاري و هدايت است و رسانه‌هايي در جامعه اعتبار ملي و همه‌گاني پيدا مي‌کنند که در خطوط نشراتي شان ارزش‌هاي ملي را نسبت به ارزش‌هاي تباري ترجيح مي‌دهند و در خط دفاع از منافع ملي و اقتدار ملي استوار و راسخ مي‌ايستند.

اين موضع گيري رسانه‌ها جدا از معناي پشتيباني ويا مخالفت آن‌ها با حکومت است، رسانه‌ها مکلفيت دارند تا در خط منافع ملي و اقتدار ملي استوار بايستند. اين که اين گونه موضع گيري حتا در جهت مخالف با دولت هم قرار داشته باشد، نيايد نسبت به آن نگران بود، زيرا دفاع از حريم منافع ملي و اقتدار ملي حق شهروندي است و رسانه‌ها و دست اندرکاران آن که علم‌بردار حقوق شهروندي اند، رسالت دارند تا حامل پيام مردم سالاري بوده و دفاع از حقوق و آزادي‌هاي بشري را رسالت تاريخي و اجتماعي خود تلقي کنند. اين زماني ممکن است که رسانه‌ها با پرداختن به محورهاي کلان ملي، به دور از تنگناهاي قومي به نشرات خود ادامه دهند، تا مسوولانه در برابر جامعة خود پاسخ‌گو باشند. در عين زمان حکومت بايد از رسانه‌هاي ملي بدون گرايش‌هاي قومي و زباني و گروهي و سمتي استقبال به عمل آورد و به دهن کجي شماري دهن کجان متعصب، آري گوي و خوش‌باش را اعتنا نکند، زيرا اين افراد چنان در گرايش‌هاي قومي غرق اند و اين تمايل زشت چشم‌هاي شان را کور، افکار شان را پليد و دل‌هاي شان تيره و تار گردانيده است. بنا بر اين هم‌صدايي با اين افراد و شنيدن حرف‌هاي آنان نه تنها حکومت را تباه و زمام‌داران را منزوي مي‌کند، بلکه مردم را بيشتر از آن به تباهي مي‌کشاند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید