وقتي قدرت در سايه دموکراسي «پدرميراثي» مي‌شود!

 

ميرويس قادري

قدرت و سياست در افغانستان ميراثي شده است؛ بسياري از رهبران سياسي افغانستان، فراتر از چهار ديواري خانة شان نمي‌انديشند. کمک‌هاي بي‌حساب کشورهاي خارجي نوعي لجام گسيخته‌گي اقتصادي و سياسي را به وجود آورده است. رهبران سياسي به دستگاه دولتي به عنوان يک بنگاه تجاري مي‌نگرند. به محض قرارگرفتن فردي در رأس نهادهاي دولتي، قدرت و ثروت او تضمين مي‌شود و جاي‌گاه اجتماعي و اقتصادي‌اش عوض مي‌گردد. افغانستان در هفده سال گذشته در جمع چهار فاسدترين کشورهاي جهان قرار داشته است.

کمک‌هاي ميليارد دالري جامعة جهاني در راستاي بازسازي و توسعة اقتصادي به مصرف نرسيده است، بلکه شمار معدودي از زورمندان، تفنگ‌سالاران و مسوولان دولتي، دارايي عامه را به جيب‌زده و در دبي، ترکيه، کانادا، امريکا و انگليستان سرمايه‌گذاري کرده‌اند. غنايم دولتي، سطح زنده‌گي سياسيون رده‌نخست را متحول ساخته است. کاروان موترهاي ضدگلوله و خانه‌هاي مجلل رهبران، گوياي فساد گسترده در يک جامعة به شدت فقير، تهي‌دست، مظلوم و وابسته به جامعة جهاني است. رهبران سياسي به قيمت بدبختي يک ملت به آرگاه و بارگاه دست يافته‌اند. بربنياد آمارهاي نهادهاي بين‌المللي، در حال حاضر 58 درصد شهروندان افغانستان زير خط فقر قرار دارند، اما نحوه زنده‌گي رهبران سياسي کاملن با شرايط حاکم در کشور متفاوت است. برخي چهره‌هاي سياسي به گونه‌يي مي‌پوشند و رفتار مي‌کنند که انگار رهبر يکي از کشورهاي آنگلوساکسون باشند!

بدتر از اين‌ها، نظام پدر ميراثي بدترين سناريويي است که در برابر افغانستان قرار دارد. در زير چتر دموکراسي و انتخابات، مصلحت سياسي و قومي، موقعيت آدم‌ها را مشخص مي‌سازد. آينده از فرزندان رهبران کنوني افغانستان است؛ نه از آناني‌که زحمت کشيدند، درس خواندند و آرام ننشستند.

به محض درگذشت رهبران سياسي و يا کناررفتن‌شان از صحنه، فرزندان‌شان روي صحنه مي‌آيند. به گونة نمونه به تصاميم تازة شماري از چهره‌هاي سياسي اشاره مي‌شود.

عبدرب الرسول سياف، رهبر حزب دعوت و از رهبران جهادي افغانستان نيز فرزندش را نامزد مجلس نماينده‌گان ساخته است. فرزند سياف هم شايد به مجلس راه بيابد. فرزند ارشد سياف آماده مي‌شود که در سال‌هاي پيش رو جاي پدر را پر کند.

گلبدين حکمتيار هم تصميم دارد که فرزندش در آينده نزديک رهبري حزب اسلامي را بر عهده گيرد. در ملاقات‌ها و ديدارهاي حکمتيار با ديگر چهره‌هاي سياسي و مقام‌هاي خارجي فرزندش او را همراهي مي‌کند. بلندپروازي‌هاي حبيب‌الرحمن حکمتيار  سبب خشم و ناراحتي جمعي از سران حزب اسلامي شده است.  در واقع، در افغانستان نوعي نظام شاهي نانوشته حاکم است. مقامات سياسي و رهبران پس از بازنشسته‌گي و درگذشت، وليعهد و جانشين تعيين مي‌کنند!

اين وضعيت بحث شايسته‌سالاري، اهليت و ظرفيت را تحت شعاع قرار داده است. آدم‌ها بر اساس توانايي، تجربه و کارآيي‌شان در سمت‌هاي دولتي قرار نمي‌گيرند. بلکه جايگاه پدر و خانواده تعيين مي‌کند که در چه موقعيتي قرار بگيريد. در چنين شرايطي فرصت از طبقة متوسط و قشر پايين جامعه گرفته شده است.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید