در سازش با طالبان چه مي گذرد؟

 

سازش دانشور

رسانه‌ها گزارش کردند که نماينده‌گان گروه طالبان براي مذاکره و احتمالن عقد قرارداد امنيتي به اوزبيکستان رفته اند و با وزير خارجه و نماينده ويژه در امور افغانستان ديدار و گفت‌وگو کرده اند. گروه طالبان بارها افغانستان را براي امريکا نجات داده است چه زماني که با دالرهاي اين کشور و شرکاي آن، عربستان و پاکستان به وجود آمد و توانست با پرچم سفيد تمامي رهبران قومي و سياسي دردسرساز و پيروز در برابر شوروي را مغلوب کند و به حاکميت برسد و چه زماني که دليلي شد براي هجوم کاخ سفيد و اکنون، بهانه‌اي براي ماندن تا زمان نامعلوم در اين کشور جهت تأمين منافع خود و برآورده ساختن اهداف‌اش در منطقه!

امريکا در طولاني ترين جنگ خود که آن را سياهچاله‌اي براي ميلياردها دالر خود مي‌داند و از اين نبرد به عنوان سدي در برابر گسترش تروريزم به آن سوي آب‌ها و تکرار يازده سپتامبر نام مي‌برد به سودهاي کلان و خارج از تصور دست يافت.

تنها تجارت عظيم مواد مخدر افغانستان که در انحصار اين کشور است خود تأمين کننده تزريق کمک‌ها طي سال‌هاي گذشته به کشور مي‌باشد، هرچند بخش بزرگ اين کمک‌ها در فساد عوامل امريکا هيچ گاه هزينه صلح، پيشرفت، آموزش و درمان در داخل نشد.

از جانب ديگر، نيروي طالب که بازوي تروريستي امريکا و متحدان آن مي‌باشد امکان ادغام به ديگر گروه‌ها و ايجاد رعب و وحشت بر نقاط امن و خارج از کنترل حکومت را مي‌دهد و مي‌تواند، مانع همبسته‌گي مردمي از قوميت‌هاي مختلف عليه سلطه گري تباري، تجاوز خارجي و فساد باشد.

در اين ميان، بزرگ‎‌ترين سودي که اين گروه افراط‌گرا براي امريکا دارد اين است که بدنه اصلي طالبان از ميان قوميت‌هاي مرزي با پاکستان و پشتون مي‌باشد که در مواقع حساس قابل شناسايي و از ميان بردن نمي‌باشد و برهمين اساس، اين گروه طي دهه‌هاي گذشته در افغانستان ريشه دوانده، طرف توجه و محبت رييس جمهورهاي کشور و مورد لطف قدرت‌هاي خارجي شد که خواهان تداوم جنگ نيابتي هستند.

طرح امريکا براي افغانستان که در ظاهر مقابله با گروه طالبان و تروريزم در اين کشور است، در عمل، اما باج دهي از سوي حکومت و گسترش دامنه حمايتي واشنگتن، رياض و اسلام‌آباد است که به تازه‌گي وارد دور تازه گفت‌وگوها ميان طالبان و اين کشور شده که از اين گروه، قدرت نظامي و سياسي بزرگ خواهد ساخت.

آتش بس ميان حکومت و گروه طالبان و تردد آزادانه نيروهاي اين گروه در عيد فطر، رخداد بي سابقه حداقل در دوران جديد مي‌باشد که بدون کوچک‌ترين نتيجه امنيتي، مردم با قاتلان بي رحم در شهرها روبه رو بودند که صحنه‌اي از هراس در هم آميخته با روزنه اي از اميدِ صلح به نمايش مي‌گذاشت که با حمله به غزني و تکرار وقايع تکان دهنده کندز و ميرزااولنگ نشان داد، تروريزم و سايه جنگ در اين سرزمين از ميان نخواهد رفت.

محمد اشرف غني به مانند حامدکرزي و يا هر رييس جمهوري که به قدرت مي‌رسد، با تمامي تلاش براي جذب گروه طالبان و مشروعيت بخشيدن به حضور اين نيروها در افغانستان تلاش خواهند کرد، زيرا بودن آنان را مساوي با تحقق روياي پشتونيزم کردن افغانستان مي‌دانند.

اين در حاليست که گروه طالبان اگرچه از ميان قوم پشتون برخواسته اند و تاکنون نيز در بخش‌هايي اين تبار مورد پذيرش است، اما به هيچ قوميت و ديني وابسته نمي‌باشد و تنها به عنوان سلاح ويران‌گر در اختيار قدرت‌هاي خارجي و داخلي عمل مي‌کند، گروهي که اکنون نه خيال تکرار حاکميت در سر دارد و نه خواهان برقراري شريعت باب طبع خود بر افغانستان مي‌باشد، بلکه تنها طالب جنگ و ويراني است.

طرح صلح به تعبير امريکا و حکومت اشرف غني در کشاندن طالبان به ميز گفت‌وگوها که اکنون ميان اين گروه و کاخ سفيد در جريان است آيا نتيجه اي جز جنگ و تداوم کشتارها دارد و طالباني که خسته از جنگ تعبير مي‌شوند در حقيقت از قتل عام و خون گريزان شده اند؟

گروه طالبان حتا با گروه‌هاي پراکنده و ضعيف در سازماندهي، ماندگارتر از هر قدرتي در افغانستان خواهد بود؛ زيرا اگر تاريخ انقضاي اين گروه براي امريکا به اتمام برسد و در صدد جايگزين کردن تروريستان ديگر باشد، همواره سلاحي آماده براي قدرت خارجي و داخلي ديگر است.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید