وقتي به موقع کمک نمي‌کنيد؛ برکشته‌ها و ويراني شهرها دهن کجي نکنيد !

 

صديق الله توحيدي

پس از سقوط نسبي شهر غزني به دست طالبان، کشته شدن ده‌ها فرد غيرنظامي، آتش زدن اداره‌هاي دولتي، ساختمان‌هاي تجارتي ،تخريب منازل شخصي و آسيب ديدن رسانه‌هاي محلي آن ولايت، سخن‌گوي نيروهاي ماموريت قاطع اعلام کرده است که غزني سقوط نه‌خواهد کرد. اظهارات سخن‌گوي نيروهاي ماموريت قاطع، بر کشته شدن صدها فرد نظامي و غير نظامي افغانستان وتباهي يک شهر تاريخي کشوردهن کجي پنداشته مي‌شود.

اين گفته‌ها در حالي صورت گرفت که جاده‌هاي شهرغزني مملو از اجسادي بود که طالبان آن‌ها را بي‌رحمانه به شهادت رسانيدند. افزون براين، طالبان خاطرات آتش زدن غزنه به دست سلطان علاوالدين جهان‌سوز درقرن ششم هجري را تکرار کردند.

وقتي پيمان امنيتي ميان افغانستان وامريکا به امضا مي‌رسيد و داکترغني ذوق زده بدون تأني آن را امضا کرد، حدس و گمان‌ها براين بود که پس ازامضاي اين پيمان، کشور از تعرضات پاکستان وگروهک‌هاي تروريستي و آدم‌کش چون طالبان، درامان خواهد بود. اما اين تصور کاملن نادرست از آب درآمد، زيرا در جنگ‌هاي کندز و فراه وساير ولايت‌ها ديده شد که نيروهاي خارجي خوب مي‌گذارند که تباهي رخ دهد، مردم مظلوم ما کشته وشهرها ويران شود و پس آن از نيروهاي هوايي استفاده مي‌کنند و ياهم سربازان محدود شان را به جبهه مي‌فرستند.

درغزني هم ديده شد که سه روزتمام فقط فرمانده پوليس آن ولايت با سربازان‌اش در برابر تهاجم يک هزار نفري طالبان مقاومت کردند و بيش از صد نفر شهيد دادند، اما نيروهاي خارجي و هم‌چنان ساير نيروها، مانند ارتش و امينت ملي نخست گذاشتند که فاجعه بشري رخ دهد و سپس با تأني وبطالت وارد جنگ شده و در پي دفاع از شهر ويرانه غزني برآمدند. معناي اين تأني وتأخيرقابل درک نيست، نه تنها از جانب نيروهاي خارجي که از سوي نيروهاي ارتش نيز تأخير صورت گرفت، باوجودي که برخي از قطعات کماندو اعزام شد، اما در مقر «پي آر تي» قديم جا به جا شده نظاره‌گر جنگ جاري گرديدند. اين نيروها نظاره گر فجايع ضد بشري در شهرغزني شده و اصلن تحرکي از خود طي سه روز نشان ندادند. بسياري به اين باور اند که حمله بر غزني بر اثريک توافق غير رسمي ميان امريکايي‌ها، دولت و گروه طالبان صورت گرفته است. اگر تيوري توطئه نادرست باشد، اين مسأله کاملن به وضوح ديده شد که نيروهاي ارتش و سربازان خارجي سه شبانه روز نظاره‌گر سوختن شهر غزني درآتش جنگ بودند و بعد با استفاده از نيروهاي هوايي طالبان را به ساده‌گي ازمرکز شهر بيرون راندند. باوجودي که هنوزهم جنگ در حومه‌هاي شهرغزني جريان دارد، فضاي شهر آلوده از تعفن اجساد کشته شده‌گان مي‌باشد. اين درحالي است کساني که زنده مانده اند، به آب، غذا ودارو دست‌رسي ندارند.

دولت باوجودي که ازاين وضع اطلاع داشت و هم‌چنان مؤسسات خيريه بين‌المللي مانند، صليب سرخ و غيره اصلن هيچ آماده‌گي تاکنون براي دست گيري از شهروندان غزني نداشته وتاکنون عمليات کمک رساني آغاز نشده است. دوستان بين‌المللي افغانستان منتظر کدام تحول در ولايت غزني اند، تا بتوانند عمليات کمک رساني خويش را آغاز کنند؟

مردم نسبت به دولت وکشورهاي کمک کننده به افغانستان بي‌باور شده اند، قوت گرفتن نيروهاي تروريست و آغاز مذاکرات با طالبان تروريست توسط امريکا، تأمين مناسبات دوستانه وهم‌کاري ميان اين گروه و فدراتيف روسيه، سفرهيأت طالبان به تاشکند و هم‌چنان ادامه حمايت علني اسلام‌آباد از گروه طالبان و ايجاد روابط پنهاني تهران با طالبان، شهروندان افغانستان را نسبت به هر چيز وهرکشوري بي باورساخته و ابر سياه بي‌اعتمادي ويأس آسمان گرد آلود کشور ومردم آن را فرا گرفته است.

مردم نسبت به رهبران سياسي خويش نيز بي باورند، زيرا آن‌ها را فقط شايقين قدرت سياسي مي‌دانند، تا رهبري مردم در شرايط بحراني و حمايت از داعيه مردم بي‌گناه ومظلوم، در چنين شرايط ناگوار دم زدن از صلح با طالبان معناي تسليمي دولت به طالبان را مي‌دهد، اما اين نيروهاي دلير امنيتي است که اگر از سياست بازي‌هاي نا بخردانه دولت مردان کنار کشيده شوند به يقين توان مبارزه با طالبان و داعش را دارند.

سوال بر انگيز است که براي نجات داعشيان درجوزجان چرخ بال نظامي فرستاده مي‌شود، اما براي سربازان ارتش در غورماچ نيروهاي کمکي نمي‌رسد تا اين که آن‌ها تارومار شده و پايگاه‌هاي شان توسط طالبان اشغال مي‌شود. وياهم جنگنده‌هاي نظامي قواي ايتلاف روز چهارم وارد عمل شده و طالبان را ازشهر غزني بيرون مي‌رانند.

مردم مي‌پرسند در پشت پرده چه بازي جريان دارد؟ کي‌ها اند که باسرنوشت آن‌ها بازي مي‌کنند؟ چرا يک گروه چند هزاري طالب نه تنها از بين نمي‌رود، بل روزتا روز قوت بيشتر کسب کرده و کشورهاي حامي حقوق بشر ودموکرات هم علاقه دارند، تا با اين گروه تروريست، تماس برقرار نمايند. چه رمزي نهفته است که برضد تروريزم داعشي تبليغات گسترده جهاني صورت مي‌گيرد، اما از گروه طالبان جنايت زدايي مي‌کنند و طالبان نيکتايي دار در کابل با تبختر به نحوي از گروه آدم کش طالب حمايت مي‌کنند که گويا عمل کرد آن گروه انساني واسلامي کامل است.

مردم نسبت به دولت‌ها و کشورهاي حامي افغانستان مشکوک ومظنون شده اند، آيا پذيرفتني است که ايالات متحده با همه طمطراق در کنار اتحاديه اروپا در مقابله با گروه طالبان که توسط پاکستان وبرخي از کشورهاي منطقه که با امريکا واروپا قابل مقايسه نيستند حمايت مي‌شوند، شکست بخورد. درست است که طالبان از نظر مورال رزمي در وضع بهتري اند، اما شک نيست که خدمات لوژستيکي وتسليح وتجهيز هم نقش مؤثري در تداوم جنگ دارد. آيا طالبان توسط ملايک آسماني تجهيز وتسليح مي‌شوند، اگر توسط پاکستان وبرخي از کشورهاي ديگر کمک لوژستيکي چه که، حتا حمايت نظامي مي‌شوند، زيرا امريکا موقف روشن در برابر دشمنان‌اش نداشته وتاهنوز اين کشورها را گوش مالي نداده است. اگر توطئه نيست بايد فرماندهان ورهبران طالبان مانند رهبران القاعده همه‌ي شان کشته مي‌شدند. از ميان رهبران طالبان فقط ملا اختر منصور به طور مرموزي در يک بمباران هوايي کشته شد در حالي که ملاعمر در پاکستان ظاهرن به اثر بيماري مرد وملاهبت الله همين اکنون در کويته پاکستان زنده‌گي دارد .

طالبان نه تنها شکست نخوردند، بل ساحه نفوذ شان از شرق به شمال کشورگسترده شد، از بدخشان تا اسلام قلعه و از پکتيکا تا ننگرهاردر اکثر نقاط کشورطالبان تروريست حضور داشته واين مناطق در آتش جنگ مي‌سوزد، پس حاصل پيمان‌هاي امنيتي ميان افغانستان و امريکا و يا ساير کشورها، براي مردم جنگ زده افغانستان چيست؟ دراين ميان انگليس مشکوک تر از هر کشور ديگر عمل مي‌کند، اين کشور در اوايل هم با هسته اصلي طالبان درتماس بود و در حال حاضر نيز مشغول ماموريت‌هاي مشکوک مي‌باشد. براي حل اين معضل چاره جز برگزاري نشست بين المللي ديگر نيست که درآن همه چيز بي پرده مورد بررسي قرارگرفته و به اين سوال پاسخ داده شود که چرا ايتلاف بين‌المللي به رهبري امريکا در بيشتر ازيک دهه نتوانست در برابر گروه‌هاي ترويستي به ويژه طالبان پيروز شود؟

اشتراک گذاری:

نظر بدهید