اردوی افغانسـتان اردوی شجاع است

هنوز خون شهيدان شفاخانه چهارصد بستر سردار محمد داوود شهيد خشک نشده بود که طالبان طبق برنامه آي اس آي پاکستان يک تعداد ديگر از فرزندان شجاع ما را حين عبادت در مسجد قول اردوي 209 شاهين به شهادت رساندند. هر حادثه و واقعه‌يي که صورت مي گيرد کارشناسان سياسي و نماينده گان ملت در ولسي جرگه به صورت انفجار آميز منسوبين وزارت دفاع، داخله و امنيت ملي را مورد انتقاد قرار مي دهند، مخصوصاً جنرال هاي وزارت دفاع خاصتاً وزير دفاع را با کلمات ناموزون و دور از نزاکت ياد مي نمايند، گويي هر يک اين انتقاد کننده گان تحصيلات عالي به سويه ي ارکانحرب دارند که با چنان زبان دراز انتقاد مي کنند، در حالي که بعضي از اين انتقاد کننده گان مکتب نخوانده و سواد کافي هم نداشته اند، به هر صورت، در تمام کشورهاي دموکراسي جهان آزادي بيان پايه ي اصلي و اساسي مي باشد و در کشور ما که دموکراسي داريم در و روز به روز مي خواهيم تا پايه هاي دموکراسي ما محکم تر شود و براي بار چهارم به يک نظام ديکتاتوري مواجه نگرديم ولي بعضي از بين ما که خود تا ديروز از نظام هاي ديکتاتوري و خود کامه دفاع مي کردند، امروز بدون آن که نظام دموکراسي را خوب شناخته بتوانند، از روي تعقل و تفکر قبول داشته باشند از آن استفاده ابزاري مي نمايند و جنرال هاي با تجربه و خدمتگاراني را که شب و روز مشغول خدمت و پاسداري از استقلال و شرافت کشورما مي باشند و در برابر يک نظام خدانشناس استخبارات نظامي پاکستان مبارزه، مي کنند تضعيف مي نمايند، در حالي که نمي دانند کشورما سي و پنج سال است که در يک جنگ اعلام ناشده مگر عملي مواجه مي باشد، دشمن با استفاده از سال هاي که افغانستان براي استقلال خود عليه اتحاد شوروي متجاوز مي جنگيد دست هاي استخبارات نظامي خود را در کشورما پنهان و آشکار داخل ساخته و توسط آن تعدادي از فرزندان افغان يعني طالبان را توسط ملاهاي خدانشناس چون ملافضل الرحمن رهبر حزب جمعيت العلماي پاکستان و شبکه‌ي مدارسي بنام ديني حقاني، پنجابي و کراچي فريب داده و در جمله لشکر استخبارات نظامي پاکستان تنظيم کرده و آن را براي قتل و قتال، انفجار و تخريب به افغانستان مي فرستند، استخبارات نظامي پاکستان بزرگترين بودجه و بهترين وسايل استخباراتي داشته، هفتاد سال است که در دامان انگليس و امريکا پرورش يافته و تحت پوشش نظامي اين دو کشور با مصرف ميلياردها دالر اکمال شده اند، در حالي که اردوي افغانستان در پنجاه سال اخير سه بار تصفيه شد و بهترين فرزندانش از اردو اخراج شد و مخصوصاً بعد از پيروزي مجاهدين که دست مداخله پاکستان در کشورما دراز بود با سقوط رژيم داکتر نجيب الله اردوي مجهز از بين رفت، طيارات آن چپاول شد و تا حال معلوم نيست در کدام کشور مي باشد، سيستم راهدار آن تخريب و قدرت دفاعي از بين برده شد، پرسونل آن به نام کمونيست از وظيفه اخراج گرديد و با تاسيس اداره موقت با تطبيق پروگرام هاي «داياگ» و «دي دي آر» کاملاً خلع سلاح و سلاح جمع شده هم در ديپو ها نگهداري نگرديد و حتا برخي از آن تخريب شد، اما اندک زمان پس به رهبري حامد کرزي و مساعدت هاي امريکا، اردو از صفر احيا و به سويه امروزي رسيده که امروز دفاع مستقلانه را بعهده گرفته است، البته با تغييري که به مشوره مشاورين خارجي آورده شد اردو اجير شد و موضوع مکلفيت را نگذاشتند عملي شود. بناءً اجير شدن اردو از يک طرف از لحاظ مالي، کشور را وابسته به امريکا ساخت و از لحاظ انگيزه ضعيف گردانيد چرا ديروز اردو مکلف و با انگيزه ايفاي وجيبه ديني و ملي مي جنگيد، امروز جنبه مادي در برابر آن قوت گرفته است، اردوي ديروز کاملاً ملي بود، جنبه قومي را نمي شناخت ولي امروز از لحاظ کادري و تقسيم وظايف مثل ديگر ارگان هاي تشکيلاتي کشور قومي شده، با آن که شخصيت هاي نظامي تحصيل کرده در بازسازي اردو خدمات زيادي انجام داد و بعداً ديگر جنرال هاي که در وزارت دفاع و قول اردوها کار کردند هريک شان در تعليم و تربيت، بازسازي و تقويت اردو خدمات فراموش ناشدني انجام دادند که نمي توان خدمات شان را فراموش کرد مگر ما ديديم که دراين پانزده سال گذشته بايد گذاشته نمي شد که يک جنرال مخصوصاً آن جنرال هاي که باداشتن تحصيلات عالي نظامي و بعضي شان تجربه ي جنگ و جهاد را نيز داشتند اردو را ترک مي کردند؛ زيرا تصفيه هايي که با آمدن جمهوريت، سقوط جمهوريت اول و به قدرت رسيدن حزب دموکراتيک خلق بعضي کودتاهاي ناکام و سقوط داکتر نجيب الله و پيروزي مجاهدين و انتقال قدرت قبلاً اردو ضعيف گرديده بود تا آن که افتخار از بين بردن اردوي دوصدساله افغانستان را نواز شريف، صدراعظم پاکستان سال ها قبل طي يک بيانيه ي انتخاباتي خود اظهار و اعتراف کرد. امروز نيز نواز شريف صدراعظم است و جنرال ها و آي اس آي، قدرت پاکستان را بدست دارند، براي تضعيف افغانستان، براي ويراني و تضعيف اردوي افغانستان کار مي نمايند از يک طرف طالبان را عملاً توسط مليشه هاي پاکستاني با سلاح مجهز و مغز شويي توسط تلقينات مذهبي که گويا در افغانستان امريکايي ها و ديگر خارجي ها مسلط است، فريب داده و شعله هاي جنگ را شعله ور تر مي سازند و مردم ما را از بين مي برند، در چنين حالت ايجاب مي کند که اردوي خود را با درک شرايط حالت جنگ قوي تر بسازيم. هر روز با انتقاد ها از طريق تلويزيون هاي بي بند و بار ضعيف تر مي سازيم، پرستيژ آن را کمتر مي گردانيم و جنرال هاي بسيار با تجربه، تحصيل کرده و ورزيدة آن را که بعد از تحصيلات عالي مراتب را از بريدملي تا جنرالي طي کرده و جنگ ها را ديده اند که در کشف کوتاهي کرده چون جنرال فراهي و جنرال حبيبي وديگران برکنار مي سازيم. اين گونه اجراآت و واکنش هاي در واقعيت پيروزي پاکستان را دو چند مي سازد چه از يکطرف فرزندان شجاع اردو به شهادت مي رسند، از طرف ديگر جنرال ها و افسران ما کنار مي روند و اين باعث خوشي پاکستان مي شود. در هيچ نقطه ي دنيا چنين نمي شود که اردو در حال جنگ باشد و تمام اجراآت آن از طريق تلويزيون‌ها نه تنها چون خبر نشر شود، بل تحليل و تجزيه شود و تمام حالت آن به اطلاع دشمن برسد و در همان روزي که واقعه چهارصد بستر صورت مي گيرد در همان روز در طلوع ميزي داشت که از دوستي با پاکستان حرف زد، به هر صورت، انسجام در کار ما وجود ندارد. نظر من اين است که اردو و استخبارات افغانستان در برابر استخبارات پاکستان واردوي آن کشور که هر دو تا اين دقيقه توسط انگليس و امريکا تقويت مي شود علاوه بر آن چين نيز در بدل بدست آوردن بندر گوا در 146 ميليارد دالر در آن کشور سرمايه گذاري مي کند قرار دارد و با بودجه بسيار محدود مبارزه مي کند که اين مبارزه اردو قابل تقدير است نه نکوهش، اردو را بايد تقويت کرد چه پاکستان روز به روز صفوف طالبان را مجهز و مستحکم مي سازد و به حدي که امروز فدراسيون روسيه، طالبان را تروريست نه، بل يک نيروي سياسي قلمداد مي کند و مي گويد موضوع افغانستان راه حل نظامي ندارد و با پاکستان و طالبان همکاري مي کند.

ايران که با افغانستان گپ از برادري مي زند مگر طالبان را تعليم مي دهد تجهيز مي کند و کمک مالي مي دهد، مگر تا حال دوستان ما آن طوري که لازم است در برابر پاکستان و ايران قرار نمي گيرند، امريکابا آن که چندين بار پاکستان را تحت فشار قرارداد تا از حمايت طالبان دست بردارد و شبکه ي حقاني را از بين ببرد مگر پاکستان که طالبان را وسيله استراتيژيک خود مي داند تا امروز نه تنها که از بين نبرد، بلکه آن را تقويت هم مي نمايد، ولي ما بدون آن که بگذاريم يک واقعه تحقيق و تجزيه گردد فوراً حکومت را تحت فشار قرار مي دهيم تا بهترين فرزندان را از اردو برکنار کند يعني آب به آسياب پاکستان بريزد. بايد بدانيم که در جنگ ها پيشرفت و عقب نيشني، کوتاهي و نارسايي وجود دارد که گاه گاهي صورت مي گيرد ولي براي فرماندهان مهم است که پپروزي آن تلفات کمتري داشته باشد، زيرا نمي توان ناگفته ماند که پاکستان توسط طالبان و مليشه ها حالت تعرضي گرفته و اين حالت خود را به وسيله مانور سياسي و تقرب به فدراسيون روسيه تقويت کرده مگرم از لحاظ مانور سياسي با آن که با کشورهاي مهم جهان قرار داد استراتيژيک داريم از لحاظ سياسي نيز موضع ما را تقويت نکرده اند و از لحاظ تجهيزات در حالت ضعيف تري قرار داريم؛زيرا قواي هوايي جنگي نداريم مگر با آنهم قواي زميني منظم ما با جنگ هاي چريکي مقابله مي کند، جنگ هاي چريکي جز آن که از منبع آن خشک ساخته شود و در اراضي نمي شود از بين برده شود، زيرا طالبان خود کدام نيروي سياسي و داراي منابع بزرگ از لحاظ تجهيزات نبوده از لحاظ علوم نظامي بي سواد اند مگر پاکستان هم منابع مي دهد و هم برنامه جنگي، يعني تا در برابر پاکستان بالمثل معامله نشود اردوي ما به همين گونه مشکلات مواجه مي ماند، پس بهتر است که حکومت ما اردوي ما را چنان تجهيز کند تا از حالت دفاعي در داخل کشور به حالت تعرضي تحول کرده جنگ را به داخل قلمرو پاکستان توسط مخالفين حکومت شان انتقال بدهد در غير آن سوگواري ما عمري خواهد شد.

در پايان روح شهيدان اردوي افغانستان را از درگاه خداوند قدير و توانا شاد تمنا دارم و پاکستان را که براي رسيدن به اهداف سياسي خود، فرزندان افغان را حتا در مسجد به شهادت مي رساند رو سياه مي خواهم.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید