اشرف‌غني در غزني؛ تور پس از ترور

 

نرگس اعتماد

اشرف غني صبح  روز (جمعه 26 اسد) براي بازديد و بررسي وضعيت امنيتي ولايت غزني، وارد اين ولايت شد.

دفتر مطبوعاتي ارگ رياست جمهوري گفته است که آقاي غني در جريان اين سفر با مسوولان امنيتي و شماري مردم غزني ديدار و گفت‌وگو نمود.

آقاي غني پس از آن وارد ولايت غزني مي‌شود که طالبان هفته گذشته به شهر غزني حمله کردند و کنترل بخش اعظم شهر را در دست گرفتند.

برخي منابع امنيتي گفته اند که در جريان اين جنگ، دست کم 60 غيرنظامي و 145 نظامي در اين شهر کشته شدند. گفته مي‌شود که تلفات طالبان در اين جنگ به 533 کشته و زخمي رسيده است.

گزارش‌ها حاکي از آن است که در حمله طالبان به شهر غزني افزون بر اين که صدها تن کشته و زخمي شدند، ميليون‌ها دالر به تأسيسات دولتي و غير دولتي خسارت وارد شده و بخش بزرگي از شهر باستاني غزني يا ويران شده و يا به آتش کشيده شده است.

سفر اشرف غني به غزني درست زماني صورت مي گيرد که آتش خشم و انزجار مردم نسبت به سکوت و بي تفاوتي طولاني حکومت او در قبال پنج روز جنگ و بحران در بي خبري کامل در غزني، همچنان شعله ور است.

مردم رهبران حکومت وحدت ملي به ويژه ارگ رياست جمهوري را متهم به ناديده گرفتن هشدارهاي مکرر آن‌ها نسبت به وضعيت بحراني غزني مي‌کنند و مي‌گويند که اشغال اين شهر به دست طالبان که به بهاي کشتار وسيع نظاميان و غير نظاميان، آواره‌گي و در به دري صدها هزار نفر، ويراني بخش وسيعي از مرکز شهر و از ميان رفتن ظرفيت‌هاي دفاعي غزني به دست طالبان، انجام شد، پروژه اي مورد تأييد ضمني ارگ و مسوولان امنيتي بود تا پروسه انتخابات در اين ولايت، از اساس منتفي شود و به اين ترتيب، دغدغه فاشيست هاي مسلط بر ارگ در خصوص تکرار تجربه انتخابات پيشين پارلماني که در نتيجه آن، همه 11 نماينده غزني از قوميت هزاره، برگزيده شدند، برطرف شود.

صرف نظر از اين، از ديد منتقدان، سفر اشرف غني به غزني مدت ها پيش از امروز بايد صورت مي گرفت؛ يعني زماني که مرکز تمدن اسلامي، سراسر به جولان‌گاه ترور و توحش طالباني تبديل شده بود و هسته قوم گراي حاکمان محلي آن ولايت نيز بي توجه به وضعيت رقت انگيز مردم، سرگرم فساد و زد و بندهاي قومي قدرت بودند.

او زماني که غزني پس از سقوط کندز، شاهد دومين خيز بلند طالبان براي اشغال مراکز شهرها بود، به غزني مي‌رفت و به مردم مي‌گفت که چه برنامه‌اي براي پيش‌گيري از تکرار تجربه کندز در غزني دارد.

حتا در همين اواخر، وقتي ولسوالي‌هاي امن و باثبات غزني، يکي پس از ديگري به دست طالبان تروريست، سقوط مي‌کردند، اشرف غني هم‌چنان بحران جاري در آن ولايت را آگاهانه ناديده گرفت تا تمامي زمينه ها براي اشغال و تصرف شهر توسط تروريست‌هاي طالبان، فراهم شود.

وقتي شهر به اشغال طالبان درآمد نيز نيروهاي وفادار به اشرف غني، تا چهار روز دست به اسلحه نبردند و هيچ مقام ارشد امنيتي، بحران سقوط يک ولايت کليدي و استژاتيژيک را در اولويت کاري‌اش قرار نداد تا طالبان بتوانند در کمال آرامش، انبارهاي تسليحات را غارت کنند و بقاياي تمدن باستاني غزني را به آتش بکشند و در روز پنجم نيز به صورت معجزه آسايي، از شهر خارج شوند.

با اين توصيف، اين سفر براي شهري که ويران شده، تمدني که برباد گشته، تاريخي که به تاراج رفته، هويتي که پايمال تروريست‌هاي وحشي طالبان شده و مردمي که نمي‌دانند با ويرانه‌ها و آسيب‌هاي جنگ و فردايي که نمي‌دانند چه پيش خواهد آمد، چه کنند، هيچ پيام و پيامدي ندارد.

اشرف غني با چه دست‌آوردي به غزني سفر مي‌کند؟ او جز شکست و شرم‌ساري براي آن شهر ويران و غم زده چه دارد؟

او که نه امنيت غزني را در برابر تروريستان وحشي هم تبارش، تأمين کرد و نه اجازه مي‌دهد که انتخابات در آن ولايت برگزار شود، براي يک شهر ويران و سوخته چه چيزي به ارمغان خواهد برد؟

اين سفر به توري پس از ترور شباهت دارد؛ توري که البته ديگر نمي‌تواند براي عوامل حکومت فاسد و بدنام و تروريست پرور وحدت ملي، وجاهت و مشروعيت و محبوبيت بياورد.

آن‌ها هم‌دستي شان با تروريزم را بارها ثابت کرده اند و راه آن‌ها از همان آغاز با مردم جدا بوده است.

بنابراين، سفر اشرف غني به غزني، حامل هيچ ارمغان ارزش‌مند و هيچ پيام روشن و اميد بخش نيست. اکنون اين جغد بدترکيب و بدپيغام حکومت وحدت ملي است که بر ويرانه‌هاي شهري سوخته و سوگوار، پرسه مي‌زند و لذت مي برد.

///////////

اشتراک گذاری:

نظر بدهید