حکومت؛ از تبليغ به نفع دشمن تا نبرد در ميدان جنگ!

 

خالدميرزايي

چهار سال مي‌شود که سخن‌گويان حکومت افغانستان به ويژه سخن‌گويان اداره‌هاي دفاعي و امنيتي از طريق رسانه‌هاي ملي و بين‌المللي تبليغ مي‌کنند که دولت افغانستان با بيست گروه تروريستي داخلي و منطقه‌يي در جنگ هستند، اما اين اظهارات هم‌واره در ابهام بيان ‌شده است، زيرا هنوز شهروندان افغانستان نمي‌دانند که خاستگاه و زادگاه اين بيست گروه تروريستي کجاست؟ حاميان اين بيست گروه تروريستي کدام کشورها، سازمان‌ها و جريان‌هاي ملي، منطقه يي و بين‌المللي) اند؟ اهداف اين بيست گروه تروريستي چيست؟ آيا اهداف مشترک با گروه تروريستي طالب دارند؛ اگر چنين است پس چه نيازي به چند گروه خواندن آن‌ها است؟ اين گروه‌ها از سوي کدام کشورها پشتيباني مي‌شوند و چرا؟ توان استراتيژيک اين به اصطلاح بيست گروه در چه حد است؟ اين بيست گروه در کدام مناطق افغانستان و با چه انگيزه‌اي مي‌جنگند؟ چرا وقتي اين بيست گروه در افغانستان عمليات دهشت افگني انجام مي‌دهند مسووليت آن‌را تنها طالبان و داعشيان بر عهده مي‌گيرند؟ بين بازداشتي‌هاي گروپ‌هاي تروريستي چند نفر در چه مقامي مربوط به کدام گروه مي‌شود؟ چرا تنها با تغيير حکومت در سال 93 يک‌باره تنها گروه تروريستي طالب به بيست گروه ارتقاکرد؟ و پرسش‌هاي زيادي از اين دست در اذهان و افکار عامه مردم افغانستان جاي ابهام و سوال دارد.

در سه سال و اندي که از عمر حکومت وحدت ملي مي‌گذرد، سخن‌گويان حکومت هم‌واره با بزرگ نمايي مبهم ازفعاليت گروه‌هاي تروريستي در افغانستان، خواسته يا نخواسته، عملن به نفع گروه‌هاي تروريستي به ويژه طالبان تبليغ مي‌کنند، با آن‌که هيچ فرد يا نهادي در افغانستان نمي‌داند که به جز گروه طالبان و چند گروه تروريستي پاکستاني و اخيرن هم داعش ديگر واقعن گروه تروريستي در جنگ افغانستان شريک است يا خير؟

سخن‌گويان حکومت با آن که مدعي اند که بيست گروه تروريستي در افغانستان فعاليت دارند،  اما تاکنون نامي از اين گروه‌ها برده نشده است و اين که پيشه‌ اين گروه‌ها چه بوده و چگونه‌ و در کدام کشورها فعاليت داشته اند.

پرسش اساسي اين است وقتي چنين چيزي واقعيت ندارد، پس چرا حکومت افغانستان به نفع دشمنان مردم به اين تبليغات گسترده متوسل شده
است؟

باورها بيش‌تر بر اين است که حکومت به دليلي اين گونه تبليغات مي‌کند که از چهره سياه گروه تروريستي طالبان قباحت زدايي کند و از سويي با اين ترفند، ذهنيت عامه را نسبت به بي‌کفايتي خودشان مغشوش و مصروف سازند.

دليل ديگري که در اين خصوص مي‌توان به آن اشاره کرد اين که مقام‌هاي حکومتي به ويژه ارگ نشينان، فکر مي‌کنند با هراس افگنان طالب پيوند تباري دارند و ممکن است يک روز آنان با حکومت مذاکره نمايند و در قدرت سياسي براي‌شان جا و مقام بدهند از اين رو تمام جنايت‌هاي آنان را کتمان مي‌کنند.

اگر از مديران حکومت افغانستان پرسيده شود که چرا به نفع دشمن تبليغ مي‌کنيد مطمينن انکار مي‌کنند و پرسش‌گر را متهم به جاسوسي بيگانه خواهند نمود و فورن از نقطه نظر تاکتيک عمل خود را به نفع کشور توجيه خواهند کرد، اما آنچه سخن‌گويان حکومت مي‌گويند، از ديد استراتيژيک و درازمدت اين تبليغات به صورت قطعي به نفع دشمن تمام مي‌شود، زيرا اگر اين تبليغ به درستي تحليل شود برايند آن جز بزرگ‌نمايي جنگ و تهديد روان عمومي ندارد و بر حسب حکم قوانين جزايي و قانون ذاتي نيروهاي امنيتي و دفاعي کشور اين عمل‌کرد رهبران حکومت خيانت ملي است.

شهروندان افغانستان اين مسأله را بايد جدي بگيرند، زيرا در پس اين تبليغات سناريوهاي مهلک عليه مردم طراحي شده است که اگر توجه نشود، نتايج آن در آينده نه چندان دور فاجعه بار خواهد بود.

اگر فرض بر اين باشد که حکومت در ادعاي خود صادق است و اين بيست گروه در جبهات جنگ عليه مردم و نيروهاي امنيتي و دفاعي کشور مي‌جنگند؛ پس اين حق مردم است که بدانند که اين بيست گروه  تروريستي کي‌ها اند، از کجا آمده اند، اهداف شان در افغانستان چيست، شمار دقيق نيروهاي هر گروه به چه تعداد است، حاميان سياسي، مالي و تمويل کننده‌گان تجهيزات اين گروه‌ها کي‌ها اند، زير چتر کدام گروه تروريستي در کشور فعاليت مي‌کنند، توان استراتيژيک هر گروه در کدام سطح است، اگر دولت‌هاي منطقه از اين گروه‌ها به استثناي پاکستان حمايت مي‌کنند؛ کدام کشورها اند؟ چرا؟ و براي چه مقصدي اين کار را مي کنند؟

اگر حکومت افغانستان پاسخي دارد، چرا تا به حال با مردم در ميان نگذاشته است؟ اگر پاسخ ندارد يا طور عمدي پاسخ نمي‌دهد؛ انتباه اين است که حکومت به نفع نيروهاي بيگانه و تروريستي عليه مردم افغانستان ايستاده است و مردم بايد تصميم بگيرند، تا با حکومت در اين خصوص تصفيه حساب شود و کار گزاران حکومت به جرم خيانت ملي بازداشت و به دادگاه فرستاده شوند در غير اين صورت اگر يک دور ديگر اين افراد در حکومت ابقا شوند فجايع بزرگ انساني در انتظار شهروندان افغانستان خواهد بود.

اما آنچه مشخص است اين که در افغانستان به جز هراس افگنان طالب  و افرادي که خود را وابسته‌گروه داعش قلم‌داد مي‌کنند، هيچ گروه ديگر فعاليت ندارد يا دست کم مستقلانه فعاليت نمي‌کنند، چون مصداق اين ادعاي آتش بس سه روزه در روز هاي عيد سعيد فطر در سال روان خورشيدي است وقتي طالب در سه روز عيد آتش بس نمود معلوم شد که در هيچ گوشه و کنار افغانستان نا امني و جنگ رخ نداد به جز يک انتحاري در ننگر هار اتفاق افتاد که مسووليت آن را داعش به عهده گرفت.

در مورد فعاليت‌هاي گروه داعش در افغانستان هم باورهايي بر اين است که اين افراد در حقيقت طالباني هستند که مطابق سناريوي از پيش طرح شده پيرامون جنگ افغانستان از سوي ارتش و استخبارات پاکستان تازه در خدمت اين کشور در آمده اند.

اگر حکومت افغانستان به اين باور رسيده باشد؛ که به دلايل قومي، زباني و سمتي جنايت‌هاي طالبان را کتمان مي‌کند و با اين کار مي‌تواند پاي طالبان را به ميز مذاکره بکشاند، محاسبه نادرست است، زيرا طالب نيروي مزدور و در خدمت ارباب خود است و هيچ‌گونه آزادي در اراده و عمل ندارد که نتيجه‌اي اين وابسته‌گي سرخ بودن زمين افغانستان از اثر خون‌خواري اين گروهک دهشت افگن است و از سويي هم چنين باور کاذب را در محاسبه دوکتور نجيب الله آخرين رييس جمهوري حکومت کمونيستي در افغانستان شاهد بود که مسأله زباني سبب از دست رفتن زنده‌گيش شد.

رهبران و کارگزاران حکومت بايد بدانند که به تبليغي متوسل شده اند که نه تنها از سوي مردم افغانستان پذيرفته نخواهد شد که سودي هم براي خودشان و حکومت ندارد،  طرح آن‌ها براي اغفال کردن افکار عامه تنها خيال انتزاعي از مناسبات دروني قدرت است.

آنچه واقعيت است اين که بخش بزرگي از شهروندان افغانستان از ديد فکري و تاريخي دشمن طالبان هستند و مردم افغانستان هنوز سياست زمين سوخته طالبان را فراموش نکرده اند، سوختاندن تاکستانهاي شان توسط طالبان را از خاطر نبرده اند، تخريب خانهها، تخريب مسجدها و در نهايت تجاوز و فرار دادن دختران شان را از سوي لشکر سياه و وحشي طالبان را نيز فراموش نکرده اند. همچنان در افغانستان پسا طالباني پس از سال 2001 نيز طالبان کارنامههاي سياهي و جنايتهاي هولناک در مناطق مختلف افغانستان انجام داده اند که هيچ کسي آنرا فراموش نکرده است.

اگر حکومت افغانستان صلحي در آجنداي کاري خود دارد بايد آن را نخست در ميدان نبرد و حفاظت از جان و مال مردم که به حکم قانون اساسي افغانستان از مسووليت‌هاي جدي حکومت است تحقق بخشد و سپس وارد مذاکره با طالبان شود، اما با دروغ گويي و خاک زدن به چشم مردم، سناريو‌هاي ساخته‌گي و امتياز دادن به تروريستان طالب به دليل پيوند تباري کشتي شکسته افغانستان به ساحل نجات نخواهد رسيد، بل همه‌گي در اين کشتي غرق خواهند شد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید