آقای رییس جمهور! تو ملامت هستی

دوسال از رياست جمهوري جناب شما و تأسيس حکومت وحدت ملي گذشت، هرروز مردم اميدشان را نسبت به آينده از دست مي دهند. حملات پيهم ومخوف تروريستي وعدم شناسايي و مجازات عاملان نفوذي دشمن در نيروهاي امنيتي؛ اين نگراني رابه وجود آورده است که حکومت نمي تواند امنيت شهروندان را تأمين نمايد.

جناب رييس جمهور!

وقتي بررياست محافظت رجال برجسته حمله صورت گرفت، مردم مي خواستند که بدانند کدام دست هاي نامرئي است که اين فاجعه را آفريده است، اما ازآن واقعه روزها وماه ها سپري شد نه نتيجه تحقيق اعلام شد ونه هم کسي به اين اتهامات بازداشت گرديد ونه هم مجازات شد.

فاجعة بيمارستان چهارصد بستر داغ ديگري بردل هاي مردم گذاشت که جناب شما به سرعت کميسيوني را توظيف و وعده سپرديد که عاملان وايادي نفوذي دشمن را اين کميسيون شناسايي وبه پنجه قانون خواهد سپرد، نه تنها اين که کميسيون به اصطلاح حقيقت ياب مأمور تان چيزي را فاش نکرد، بل حقيقت هاي روشن و صريح را نيز پنهان کرد و کشته شدن ده ها بيمار و داکتر در آن بيمارستان؛ آب را آز آب تکان نداد و اکنون که فاجعه قول اردوي 209 شاهين اتفاق افتاده است شما هيچ اقدام ديگري جز اعلام ماتم ملي و تعيين هيأت حقيقت ياب که همانند ده ها کميسيون هاي حقيقت ياب ديگر هيچ حقيقتي را کشف نخواهند کرد واگر کشف هم کنند از اين گوش تا آن گوش کسي خبر نخواهد شد و شما هم بنابر دلايل قومي وسياسي هيچ کس را برکنار ومجازات نخواهيد کرد.

جناب رييس جمهور!

وقتي آمار شهداء وزخمي هاي بلخ را براي تان گفتند عرق شرم بر جبين تان نه نشست، وقتي به قول اردوي شاهين رفتيد و جنازه هارا در يک صف طويل ديديد احساس خجالت نکرديد؛ زيرا فرمانده قول اردو و رييس استخبارات وزارت دفاع و رياست امينت ملي را شما برگزيده ايد.

وقتي صدا وشيون مادران داغ ديده را مي شنويد، وقتي بعد از بررسي هيچ کس را مجازات نمي کنيد احساس شرم نمي کنيد. آيا اين است دولتداري و تأمين عدالت؟ مردم بررسي هاي تدارکات ملي شما را نمي بينند، اين را به چشم نگاه مي کنند که افغانستان يک اداره ضعيف و ناکارآ د ارد.

جناب رييس جمهور!

چيغ نکشيد و داد بيداد راه نيندازيد مانند يک انسان مسؤول به صداي اين مردم مظلوم گوش دهيد که فرزندان خود را براي دفاع از کشور فرستاده اند، اما عمال دشمن آنهارا نه در سنگر بل در داخل قطعات و جزوتام هاي شان حين اداي نمازهدف قرار مي دهد و پيکر بي جان آنها را تحويل خانواده هاي شان مي دهيد.

شما حد اقل ظاهراً دو نفررا هم مجازات نمي کنيد در حالي که بايد در جريان سفرتان فرمانده قول اردو 209 شاهين ومسؤول استخبارات قول ادوي ياد شده را زنداني مي کرديد که ديگر فرماندهان تکان مي خوردند. مردم ديگر منتظر کميسيون هاي شما نمي باشند چون اعتماد شان را نسبت به شما و کميسيون هاي تان ازدست داده اند.

عمر دوسال حکومت شما در رقابت هاي داخلي گذشت، گاهي با رييس اجراييه، گاهي با معاون اول، زماني هم با نماينده فوق العاده، اما کارتان براي مردم نامعلوم است، به صورت حتم دوسال ديگر را به همين منوال مي گذرانيد ودر پايان مردم خواهند دانست که دوسال ديگر حيات سياسي هم به هدر رفته است همانطور که دوران حکومت رييس جمهور کرزي به هدر رفت و حالا او خود خانه طالبان را آباد مي خواند.

وشما به اين دل خوش مي کنيد که فرماندهي اعلي ارتش را به عهده داريد، ارتشي که سربازانش در داخل قول اردو شکار دسيسه وتوطيه تروريستان طالب مي شوند وشما به ديدار اجساد بي جان آنها مي رويد و به بيمارستان ها رفته و زخمي هاي بچه هاي ارتش را در آغوش گرفته اشک تمساح مي ريزانيد. آيا وقتي به سوي مسؤولان ارشد امنيتي نگاه مي کنيد، نمي دانيد که اين مردان کار آگاه وخبره نبوده ماموران محض اند، اگر اين را درک نمي کنيد خود گرفتار نقصان عقل ايد واگر درک مي کنيد و اقدام نمي کنيد معني اش اين است که غم ملت را نداريد وفقط مي خواهيد از لحاظ تمرکز قدرت اميرعبدالرحمان خان ثاني شويد که هيچ گاهي نخواهيد شد؛ زيرا شرايط و اذهان عامه تغيير کرده است. براي مردم قابل قبول نيست که سخنگويان تان مي گويند حملات تروريستي در هرجايي از دنيا اتفاق مي افتد واين ضعف دولت تلقي نمي گردد، اما بايد بدانيد که در هيچ جاي دنيا تروريستان داخل قول اردوي شده نمي توانند که بيش از صد جوان را به خاک و خون بکشانند . تروريستان در ديگر کشور توان حمله به اهداف نرم را دارند، اما در کشور من وشما توان حمله بر داخل فرقه ها وقول اردوها را ببنيد تفاوت را از کجاست تا به کجا.

رييس جمهور غني !

شما خود را تنکوکرات، استاد دانشگاه و متفکر دوم مي دانيد و با اين القاب اداره امور را به دست گرفتيد، اما مردم هيچ نفعي ازاين القاب بلند بالاي شما نبردند. نرخ بيکاري افزايش يافت، حملات تروريستي بيشتر شد، نا رضايتي مردم افزوني گرفت، ادارات محلي ضعيف تر گرديد، مبارزه با فساد اداري مبدل به يک لاف بي جا شده و اختلافات قومي زياد تر دامن زده شد. اگر مسؤول اين وضع شما نيستيد، پس چه کسيست؟

خوب است از اسب تان پايين شويد، چشم هاي تان را باز کنيد، دشمن را از کنار تان دور کنيد، به نيروهاي ملي دشمنِ تروريزم پناه ببريد، کرزي و ايادي اورا از خود برانيد، اختلافات درون نظام را بزدايد و دوسال ديگر طوري حکومت کنيد که حکومت بعدي حکومت کارآ تر از شما باشد و شما ديگر بر اريکه قدرت برنگرديد.

اين را بايد بدانيد که نه انتخابات شفاف، نه خدمات عمومي، نه امنيت سرتاسري، نه حاکميت قانون وعدالت اجتماعي و نه تأمين امنيت و مصونيت مردم، لذا بر کدام مبنا مردم افغانستان ازشما حمايت کنند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید