خلیل زاد و ماموریت جدید

 

با اعلام این خبر که زلمی خلیل زاد باردیگربه حیث سفیر ونماینده امریکا به افغانستان اعزام خواهد شد، حدس وگمان‌ها وبررسی‌های متفاوتی تا کنون صورت گرفته است.

خلیل زاد را مردم در داخل کشور پس از سال 2001 و به ویژه در نشست بن و نقش این امریکایی افغانی الاصل شناختند وپس ازاین که طالبان از کابل رانده شدند، او به عنوان نماینده فوق العاده رییس جمهور بوش وسفیر آن کشور درکابل حرم قدرت را در دست گرفت.

نقش آقای خلیل‌زاد در به انزوا کشاندن رهبران جبهه متحد ( جبهه شمال) و هم‌چنان اعمار نظام ناکام ریاستی وتحمیل اقتصاد بازار برهمه‌گان محرزمی‌باشد. خلیل زاد از سال های 2001 الی ختم ماموریت‌اش در کابل مرتکب اشتباهات زیادی گردید که می‌توان به موارد فوق به عنوان مثال اشاره کرد.

نظام ریاستی را که خلیل زاد برای ایجادش کار کرد، نه به درد امریکا خورد ونه هم برای افغانستان کارآمدی لازم دارد. اقتصاد بازار کشور را از نظر اقتصادی به رکود مواجه کرد و ازهمه مهم‌تر نگاه قومی به سیاست کشور سبب شد که فاصله ومنازعات قومی تشدید یابد.

شکی نیست که آقای خلیل‌زاد مردی سیاست پیشه و تحصیل یافته‌ای هست که در امریکا از نفوذ قابل ملاحظه‌ای برخور داراست، اما سیاستی را که او بنا نهاد برپایه تبارگرایی شعارهای انسان دوستانه امریکا را نیز زیرسوال برد و از جانب دیگر سیاست اقتصاد بازار خلیل زاد سبب شد که چند خانواده محدود سرمایه دارشوند وباقی ملت برگلیم تگدی بنشینند.

هم‌چنان او کرزی را طوری رهبری کرد که منافع قومی را در دستور کار خویش قرار دهد و رقبای سیاسی خویش رهبران مجاهدین را تلقی کند، تا گروه طالبان، چیزی که آخر حامد کرزی به آن سیاست وفا دار ماند.

حالاهم او، ماموریت دارد که روند صلح با طالبان را با توجه به نگاه قومی وتباری رهبری کند، شاید بی علاقه نباشد که پس از غنی البته پس از پایان دور دوم خود به اریکه قدرت درافغانستان تکیه زند. در انتخابات سال 2014 مشخص شد که او در مرحله اول برای خود کار کرد، اما مجبور شد که از کار برای خویش صرف نظر کرده از داکتر غنی حمایت کند.

شکی نیست که داکتر خلیل زاد ظاهرن دشمن پاکستان است و هرچه ازدست اش بیاید برای تحت فشار قرار دادن اسلام‌آباد دریغ نمی‌کند، اما برای او در اولویت استمرارقدرت برمحور تک قومی می‌باشد.

شاید امریکا متوجه شده است که دارد برنامه هان آن کشوردر افغانستان در حال ناکامی است و برای نجات از ناکامی معمار اولی رژیم را ماموریت  د اده است.

نقش امریکا توسط خلیل زاد در انتخابات اول ریاست جمهوری مانند لویه جرگه قانون اساسی واضح ومبرهن بود، لذا ضرورت است، تا در انتخابات آینده ریاست جمهوری نیز نقش سازنده را به نفع داکتر غنی و یاهم درحراست از منافع امریکا بازی کند.

اما دراین هم شکی وجود ندارد که ماموریت سال های 2001 الی 2008 اقای خلیل زاد تا ماموریت سال 2018 بسیارهم متفاوت است . درآن زمان بازیگر اصلی در افغانستان واشنگتن بود و خلیل زاد گاهی مردم را از بم صوتی می‌ترسانید وگاهی هم به گفتن این جمله که من از بیخ بته نیستم رهبران سیاسی داخلی را مطیع خویش می‌ساخت، حالا در محور سیاست افغانستان از روسیه تا ایران وتا اسلام‌آباد ودهلی همه داخل شده اند.

این توسعه حضور کشورهای منطقه توسن اورا رام خواهد کرد وناگزیر خواهد بود تا متوجه شود کشوری که او از آن نماینده‌گی می‌کند هزاران کیلومتر دورتر از کابل واقع است.

در انتخابات پیش رو ریاست جمهوری این تنها امریکا نخواهد بود که حرف آخر را بزند و جان کیری مشکل را حل کند، بل طرف‌های تازه وارد مارکیت سیاست افغانستان خواهند شد که کار را بر خلیل‌زاد دشوار خواهد کرد.

شماری دیگر به این باور اند که چون پروژه داعش در افغانستان یک پروژه استخباراتی است برای موفقیت این برنامه مردی کار است که وضع افغانستان ومنطقه را به خوبی درک کند، تا بتواند ازاین پروژه بیشتر به سود امریکا بهره برداری نماید. گرچه دراین مورد اسناد مؤثق دردست نیست، اما فعل وانفعالات اخیر مردم را نسبت به حضور داعش درشمال و شرق کشور مشکوک نموده است.

خوب است آقای خلیل زاد در دور دوم ماموریت‌اش نسبت به هرچیزی به آینده افغانستان فکر نموده کاری کند که ناکامی‌های گذشته را جبران نموده واز خود خاطره ویادگار خوبی در کابل برجا گذارد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید