ارگ از تــک روی دســت بکشــد

در بحبوحه افزايش بد امني و خطر سقوط برخي از ولايت ها به دست دشمن، ارگ شديد تر از پيش بر طبل انحصار گري هاي خويش مي کوبد و به جان اقوام افغانستان افتاده است.

اين کار را طالبان نيز در آغاز اولين سال حکمراني شان بر کابل کردند. آنان در آغاز با شعار مبارزه بر ضد شر و فساد کمر بستند تا افغانستان را از چنگال فرماندهان مسلح جهادي پاک کنند، ولي به مجرد اشغال کابل به اصل خويش برگشتند و به برچيدن بساط اقوام ديگر در افغانستان آغاز کردند.

يکي از دلايل شکست طالبان همين تک روي هاي قومي شان نيز بوده است؛ زيرا همه دانستند و کمر به مبارزه مقاومت بر عليه آنها بستند و حتا ناگزير شدند براي نجات از اين بلاي خون آشام، کمک و مداخله امريکا را براي سرنگوني اين رژيم قبول کردند.

افغانستان اينک بار ديگر بر لبه پرتگاهي قرار دارد که بيست سال پيش قرار داشت. رييس جمهوري کشور به بهانه هاي گوناگون به جان اقوام ساکن در افغانستان افتاده است. جنايت هايي که در کشور صورت مي گيرد، در آن عمدتاً شهرونداني شهيد مي شوند که به اين اقوام مورد تهاجم قرار دارد. رخداد هايي که در اين اواخر در کشور اتفاق افتاده است گوياي اين حقيقت است. کشتار در دهمزنگ، مسجدباقر العلوم، زيارت کارته سخي، زيارت ابوالفضل، حمله به کاروان معاون اول رياست جمهوري در غورماچ، حمله به کاروان عطامحمد نور در کناره هاي کوه البرز و اين تازه گي ها حمله به قول اردوي دوصد و نه شاهين در بلخ نمايانگر اين است که قربانيان اين رخدادها هزاره ها، ازبيک ها و تاجيک ها هستند.

اين ها همه حرکات معني دار مي باشند و قابل درنگ هستند. تا هنوز هيچ عامل و يا عواملي اين رخداد ها کشف و شناسايي و به محاکمه کشانيده نشده اند.

اما شکل گيري روند عصبيت آميز در راهکار هاي تيم ارگ نشان مي دهد که انحصار طلبي و تک روي غريبي در اين نهاد که کشور را رهبري مي کند، آغاز گرديده است.

بيشترين کارکنان و حلقات مهم در ارگ به يک قوم خاص تعلق دارند. رييس جمهوري پس از سفر مشاور امنيت ملي امريکا به کابل بلافاصله احمدضيا مسعود را که به عنوان مشاور ارشد دولت در امور اصلاحات و حکومت داري خوب برگزيده شده بود، از کارش برکنار کرد.

اين در حاليست که از يک و نيم سال به اين سو، به انزوا کشيدن معاون اول رياست جمهوري را آغاز کرده بود و اينک اين روند را به شدت دنبال مي کند .

ارگ حتا اجازه نمي دهد که اخبار مربوط معاون اول رياست جمهوري از طريق تلويزيون به اصطلاح ملي به نشر سپرده شود. ارگ بنا به گزارش هايي در کار شده است تا چهره هاي برازنده به دور معاون اول رياست جمهوري را از نزديک او به دور کند.

اين ها همه نشانه هايي آن است که ارگ نمي خواهد به پاليسي حکومتي که به نام وحدت ملي دو سال و نيم پيش شکل گرفته بود، وفادار بماند. ارگ تا حال به هيچ يک از مواد توافقنامه حکومت وحدت ملي از روي عمد عمل نکرده است؛ زيرا نمي خواهد قدرت را به گونه عادلانه در ميان اقوام ساکن در اين کشور تقسيم کند- چيزي که در عدم اجراي انتخابات پارلماني و شورا هاي ولسوالي ها نيز متبارز است تا نصابي براي تشکيل لويه جرگه باصلاحيت شکل نگيرد.

ارگ عمداً مي خواهد به همين منوال تا دوسال ديگر نيز به پيش رود و از اين که در کشور پست صدارت ايجاد گردد بيم دارد؛ زيرا در آن صورت برخي از وظايف و صلاحيت ها به اين پست انتقال مي يابد که به دلخوشي هاي ارگ جور در نمي آيد.

حالا که ارگ با تماميت خواهي و يکه تازي در برابر ديگران ايستاده است لازم است تا همه به يک صدا براي آوردن اصلاحات در نظام و برپايي همه مؤلفه هايي که در آن سيستم صدارتي ايجاد گردد و براي آن لويه جرگه تدوير يابد و قانون اساسي کشور نيز تعديل گردد، متحد شوند.

به باور ما زمان آن فرا رسيده است که همه شخصيت ها و بزرگان کشور دست به دست همديگر داده جلو عملکردهاي معنا دار ارگ را بگيرند و نظام را از تک قومي شدن و تک روي هاي حلقات داخل ارگ بيرون کنند.

نظام دموکراتيک که در آن جايگاه همه اقوام ساکن اين سرزمين روشن باشد و همه در پايه هاي نظام جايي بر اي استواري و استحکام نظام داشته باشند، يکي از خواسته هاي مردم افغانستان است و براي همان فرزندان شان روزانه در نقاط مختلف کشور قرباني مي دهند.

وقت آن فرا رسيده است که ارگ به خود آيد و به پاليسي تک روانه و انحصارگرانه خويش پايان بدهد و اجازه بدهد تا قدرت به گونه عادلانه ميان مردم و شهروندان اين سرزمين تقسيم شود.

آوردن اصلاحات، تدوير انتخابات و برگزاري لويه جرگه راه حل اين معضل کنوني در کشور مي باشد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید