رهبراني که مي‌ميرند، جنگ‌جوياني که کم نمي‌شوند

 

نرگس اعتمادی

مقام‌هاي محلي ولايت ننگرهار مي‌ گويند «ابوسعد ارهابي»؛ رهبر داعش در افغانستان در ولسوالي خوگياني اين ولايت کشته شده است.

عطاالله خوگياني، سخن‌گوي والي ننگرهار روز يکشنبه گفت، رهبر داعش در افغانستان با 10 نفر ديگر از همراهانش در يک حمله هوايي مشترک نيروهاي امنيتي افغان و خارجي کشته شد.

او مي‌گويد که اين رهبر داعش باشنده اصلي اورکزي ايجنسي پاکستان بود.

شاه حسين مرتضوي؛ معاون سخن‌گوي رياست جمهوري نيز اعلام کرده که کشته ‌شدن رهبر داعش در افغانستان، «قاطعيت» دولت در مبارزه با تروريزم را نشان مي‌‌دهد.

اين چهارمين رهبر داعش در افغانستان است که کشته مي‌شود.

نخستين رهبر اين گروه به نام حافظ سعيد خان در اسد سال 1395 و دومين رهبر اين گروه به نام عبدالحسيب در ثور 1396 در ولايت ننگرهار و سومين رهبر اين گروه به نام ابوسيد در سرطان 1396 در ولايت کنر کشته شده بودند.

کشتن رهبران گروه تروريستي داعش در افغانستان و هر نقطه ديگر از جهان، بدون ترديد، دست‌آوردي مهم در مبارزه با اين هيولاي خون‌خوار است.

داعش را با استفاده از هر ابزاري که ممکن باشد بايد ضربه زد و زمين‌گير کرد؛ زيرا اين گروه به چيزي فراتر يا فروتر از خشونت خونين و سخت افزاري، معتقد نيست و مهار آن نيز جز با استفاده از همان ابزارها و اهرم هاي مورد استفاده آن گروه، ممکن نيست.

با اين حال، مرگ يک رهبر داعش در عراق و سوريه با افغانستان، معنا و پيامد هم‌ساني ندارد. داعش در عراق و سوريه، صرفن يک سازمان تروريستي نيست؛ بلکه يک نظام ايدئولوژيک داراي جغرافيا، قانون، نظم سياسي و نظامي و اداري و جنگ‌جويان متعصبي است که ممکن است گروهي از آن‌ها به عشق رهبر شان بجنگند و از زنده‌گي و حضور و حيات رهبر شان، انرژي و انگيزه بگيرند؛ اگرچه اين قاعده در آن‌جا هم عموميت ندارد و همه جنگ‌جويان اين گروه تروريستي، به يک اندازه به اين اصل وفادار نيستند.

در افغانستان اما ماجرا کاملن فرق مي‌کند. داعش درافغانستان يک گروه داراي نظم فراگير و همه‌گاني نيست. حتا در خصوص اين که آيا واقعن ميان نيروهاي اين گروه تروريستي در ننگرهار و فارياب و کنر و… هم‌کاري نزديک سازماني و تشکيلاتي وجود دارد يا خير، عميقن ترديد وجود دارد.

نجات بيش از 200 نيروي اين گروه تروريستي از سوي کماندوهاي ارتش در فارياب نشان داد که اغلب اعضاي داعش در افغانستان را جوانان و نوجوانان خام و کم سن و سال تشکيل مي‌دهند که فقط با يک شست‌شوي مغزي ساده، به تروريستان خطرناک آماده مرگ براي اين گروه و کارفرمايان و هسته هاي فکري و پايگاه هاي ايدئولوژيک و اطلاعاتي آن در خارج از کشور تبديل شده اند.

بعيد است بسياري از آن‌ها حتا نام «ابوبکر بغدادي» را نيز شنيده باشند. اين ابهام در باره شناخت و ارتباط آن‌ها با رهبران و فرماندهان بي نام و نشان محلي آن گروه در افغانستان، چندين برابر افزايش پيدا مي‌کند.

بنابراين، کشتن «رهبران» داعش در افغانستان، لزومن تأثيري روي تضعيف اين گروه تروريستي نخواهد داشت.

نکته مهم اما اين است که تريبون‌هاي دولتي و نيروهاي خارجي مستقر در افغانستان، از کشتن گاه به گاه «رهبران» داعش، حد اکثر استفاده سياسي و تبليغاتي را به عمل مي آورند تا بر موج انتقادهايي غلبه کنند که دست هاي نيرومندي در درون دولت و نيروهاي خارجي را متهم به حمايت از داعش و تقويت و توسعه و تحکيم اين پروژه وارداتي و تحميلي مي‌کنند.

آن‌ها با تکرار مستمر اين ترجيح بندي تکراري که مرگ رهبران داعش نشان دهنده «قاطعيت» دولت و هم پيمانان خارجي آن در مبارزه با تروريزم است، اين رويداد را عمدن بزرگنمايي مي کنند؛ اما از آنسو، حاضر نيستند نسبت به نحوه نفوذ و حضور و استقرار و تسليح و تجهيز هزاران تروريستي توضيح دهند که به نام داعش در دنج ترين نقطه‌هاي افغانستان از شرق تا شمال، مستقر شده و در حال تحکيم سيطره و حضور خود براي پروژه‌هاي امنيتي آينده در ابعاد داخلي و منطقه‌اي هستند.

نه دولت و نه نيروهاي خارجي، توضيح نمي دهند که چگونه ممکن است در کشوري که حريم امنيتي زميني و هوايي آن با بالون‌هاي فوق پيشرفته و هواپيماهاي بي سرنشين و ماهواره‌هاي جاسوسي و رادار‌هاي پيچيده حرفه‌اي ترين ارتش‌هاي جهان، رصد و کنترل مي‌شود، تروريستان چندين مليتي از سراسر منطقه و جهان با خانواده‌ها و تسليحات و تجهيزات و امکانات فراوان، خود را به شرق و شمال برسانند؟!

تريبون‌هاي تبليغاتي دولت و خارجي‌ها حتا نمي‌خواهند در مورد سرنوشت بيش از 200 تروريست داعشي که با چرخ‌بال‌هاي ارتش از مخمصه مرگبار جنگ با طالبان نجات داده شدند، توضيح دهند.

به اين ترتيب «رهبران» داعش در افغانستان، کشته مي شوند؛ اما جنگ‌جويانش مدام افزايش پيدا مي‌کنند و روز به روز حمله هاي مرگ‌بارتري را سازمان‌دهي مي‌کنند.

آيا اين به معناي آن نيست که کشتن رهبران داعش، يک پوشش تبليغاتي و کاذب براي مخفي کردن حمايت از اصل پروژه از ديدرس منتقدان و مردم افغانستان است؟

اشتراک گذاری:

نظر بدهید