پيامد حضور نظامي چين در افغانستان

 

مرزبان

خبر تأسيس پايگاه نظامي چين در مربوطات ولسوالي واخان ولايت بدخشان در نزديکي مرز مشترک افغانستان و چين پرسش‌هاي جدي را ايجاد کرده است. بيزينس ابزرور هدف از تأسيس اين کمپ آموزش نظامي را در راستاي گسترش مبارزه با تروريزم از سوي چين اعلام کرده است. بر اين اساس تمام هزينه تأسيس و اعزام نيروهاي آموزشي و مخارج ديگر آن را دولت چين پرداخت مي‌کند. به باور پکن، منطقه سين‌کيانگ به عنوان مرکز اصلي فعاليت جدايي طلبان، تروريستان و تندروان عامل بسياري از عمليات‌هاي خشونت‌بار منطقه در سال‌هاي اخير بوده‌است. يک منبع چيني اعلام کرده است: کار ساخت اين کمپ آموزشي شروع شده و چين دست‌کم يک گردان نظامي به همراه تسليحات و تجهيزات جنگي را براي آموزش همتايان افغانستاني به اين مرکز اعزام خواهد کرد.

اما به راستي هدف چين از اين سرمايه‌گذاري چيست؟ آيا اين عمل چين در راستاي ايجاد امنيت و مبارزه با تروريزم در افغانستان بوده يا اين‌که در جهت کنترل و سرکوب هر چه بيشتر گروه‌هاي مخالف در منطقه مسلمان‌نشين سين‌کيانگ چين مي‌باشد؟ و يا اين که اين پروژه در راستاي اهداف کلان‌تر و معادلات منطقه‌اي و در رقابت با نفوذ امريکا در افغانستان قابل تحليل خواهدبود؟

آن‌چه مسلم است هيچ کشور خارجي در افغانستان هزينه نکرده است مگر آن‌که اين سرمايه‌گذاري را در راستاي اهداف ملي خود مي‌دانسته است. بزرگ‌ترين کشور هزينه کننده در افغانستان يعني امريکا، بارها هدف از اشغال افغانستان را تأمين منافع امريکا اعلام کرده است؛ اما کمک‌هاي صورت گرفته به افغانستان را نمي‌توان بشردوستانه و خيرخواهانه دانست، زيرا تمام اين تلاش‌ها براي تقويت پايگاه امريکا در منطقه بوده است و مبارزه با تروريزم و گروه‌هاي تندرو بهانه‌اي بيش نبوده چراکه به باور بسياري از آگاهان اگر هدف امريکا از حضور در افغانستان مبارزه با تروريزم مي‌بود، با توجه به توانايي گسترده مالي و نظامي واشنگتن در کمتر از يک سال بساط تروريستان از افغانستان جمع مي‌شد، اما حيات امريکا در افغانستان وابسته به حيات تروريزم به‌عنوان عامل توجيه کننده حضور اين کشور در منطقه مي‌باشد. حضور تمام کشورهاي غربي از جمله انگليس در افغانستان به نوعي با منافع ملي آن‌ها گره خورده است از غارت منابع طبيعي افغانستان گرفته تا استفاده از اين کشور به عنوان پايگاه امن در منطقه.

حضور چين در افغانستان هم از اين قاعده مستثني نيست. هدف اساسي چين از اين اقدام حفظ و تأمين امنيت اين کشور مي‌باشد، تا از اين طريق بتواند گروه‌هاي شورشي و مخالف دولت چين را کنترل نمايند با اين تفاوت که اين‌بار خط مقدم نبرد وکنترل دشمن را به خارج از مرز‌ها برده و قصد دارد از خاک افغانستان اين سازمان‌دهي را آغاز نمايد، اما دولت افغانستان در خيال خام خود به سر مي‌برد و تصور مي‌کند اين عمل چين در راستاي تأمين منافع ملي افغانستان مي‌باشد.

دليل ديگر اين اقدام چين را مي‌توان در سطح کلان‌تر و بازي‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي جستجو کرد. قدرت‌هاي بلوک شرق به خصوص چين و روسيه از حضور و قدرت يافتن امريکا در افغانستان دل خوشي ندارند و سعي مي‌کنند با برنامه‌هاي جديد و راهبردهاي عملي از نفوذ امريکا در منطقه بکاهند (دغدغه‌اي که از سوي اين کشورها قابل درک مي‌باشد) چراکه بزرگترين رقيب آن‌ها امريکا توانسته سال‌ها در همسايه‌گي آن‌ها خيمه بزند و برنامه‌هاي پنهان و پيدا خود را اجرايي نمايد.

از سوي کشورهايي مانند چين و روسيه، امريکا خطري بالقوه براي منطقه محسوب مي‌شود و ديگر زمان آن رسيده است تا قدرت بازيگري و نفوذ اين کشور در منطقه را با چالش روبرو نمايند و براي حل معضلات منطقه‌اي به دنبال راه‌حل‌هايي باشند که توسط خود اين کشورها پيشنهاد مي‌شود. مسلماً تأمين امنيت و ثبات افغانستان براي روسيه و چين  و حتا ايران و هند اهميت بيشتري دارد تا براي امريکا. چراکه آمريکا در آن سوي ديگر کره خاکي هيچ تهديدي را احساس نمي‌کند و تنها از جان و مال مردم افغانستان براي رسيدن به اهداف خودش بهره مي‌برد و گسترش ناامني و بي‌ثباتي در افغانستان اين کشور را متأثر نمي‌کند، اما برعکس کشورهاي منطقه شديدن از ناامني در افغانستان متأثر مي‌شوند و خواهان پايان وضعيت کنوني مي‌باشند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید