فرمانده جديد امريکايي و ماموريت‌هاي پيچيده و دشوار!

 

نورالله ولي‌زاده

ايالات متحده امريکا يکي از فرماندهان برجسته خويش را به فرماندهي کل نيروهاي ناتو و امريکايي در افغانستان برگزيد. جنرال اسکات ميلر که جايگزين جنرال جان نيکولسن در افغانستان شد، از برجسته‌ترين فرماندهان ارتش امريکا دانسته مي‌شود که  پيش از اين رهبري ستاد مرکزي نيروهاي ويژه اين کشور براي مبارزه سري با مظنونان تروريستي بين‌المللي را بر عهده داشت.

فرمانده نيروهاي امريکايي در افغانستان در حالي تعويض مي‌شود که گفته مي‌شود در بعد سياسي نيز ايالات متحده امريکا برنامه تعويض سفير و برخي ديپلومات‌هاي بلندپايه خود در کابل را روي دست گرفته است. رسانه‌ها از احتمال برگشت زلمي خليل‌زاد سفير پيشين امريکا در کابل خبر داده‌اند. خليل‌زاد نيز از ديپلومات‌هاي برجسته امريکايي دانسته مي‌شود که در يک شرايط نابسامان سياسي-نظامي، در افغانستان به اجراي ماموريت پرداخت. از او به عنوان کسي ياد مي‌شود که توانسته بود در زمان ماموريت‌اش جريان هاي سياسي مختلف و مخالف را گرد يک محور جمع کند.

تغيير در رهبري نيروهاي نظامي و ديپلومات‌هاي امريکايي در افغانستان در چارچوب بازنگري استراتيژي امريکا براي جنوب آسيا انجام مي‌شود. امريکايي‌ها اين استراتيژي را ناکام ارزيابي مي‌کنند و در چند ماه اخير از بازنگري در آن سخن گفته‌اند. استراتيژي جنوب آسيا که حالاناکام پنداشته مي‌شود، فشار برپاکستان، نزديکي با هند و سرکوب نظامي طالبان در افغانستان را براي دولت امريکا تجويز مي‌کرد که در عمل نتيجه مطلوب در پي نداشت.

هم‌زمان با برنامه تعويض مقام‌هاي نظامي و سياسي امريکا، در حکومت افغانستان نيز جابه‌جايي‌ها صورت گرفته و اين روند جريان دارد. استعفاي حنيف اتمر مشاورامنيت ملي که  همزمان وزيران دفاع، داخله و رييس امنيت ملي نيز استعفاي خود را به رياست جمهوري پيش کردند، تازه‌ترين تحولات امنيتي-سياسي در افغانستان است که با تغيير نگرش امريکايي‌ها نسبت به افغانستان مرتبط دانسته مي‌شود. يکي از عوامل ناکامي استراتيژي جنوب آسياي امريکا، به ضعف رهبري و مديريت حکومت افغانستان در حوزه امنيت و سياست برمي‌گردد.

ضعف رهبري حکومت وحدت ملي در مهار ناامني‌ها و جلوگيري از تنش و تقابل سياسي، به تقويت بيشتر طالبان منجر شد و اين امر باعث شد که امريکايي‌ها از سر ناگزيري وارد مذاکره مستقيم با طالبان شوند.

اين در حالي است که روسيه نيز بيش از هر زمان ديگري در افغانستان فعال شده و به تقابل با امريکا پرداخته است. چين، ايران، پاکستان و ترکيه در همسويي با روس‌ها عمل کرده و اين موضوع بيشتر امريکايي‌ها را به تحرک و تکاپو واداشته و به فکر تغيير برنامه‌ها و مهره‌هاي خود در افغانستان شده است.

از نحوه گزينش مقام‌هاي نظامي و سياسي امريکايي برمي‌آيد که امريکايي‌ها اوضاع سياسي-امنيتي افغانستان را بسيار دشوار و پيچيده ارزيابي مي‌کنند. آنان به اين نتيجه‌ رسيده‌اند که اوضاع نابسامان کنوني را نمي‌توان، با مهره‌ها و برنامه‌هاي قبلي در جهت منافع امريکا تغيير داد.

فرمانده جديد ماموريت حمايت قاطع، گفته که فشارهاي نظامي بر طالبان جهت وادار کردن آنان به مذاکره ادامه خواهد داشت و همزمان تلاش هاي صلح خواهانه نيز ادامه مي‌يابد.

از فرمانده جديد نيروهاي امريکايي هم‌چنان به عنوان کسي ياد مي‌شود که در پيگرد تروريستان بين‌المللي با تجربه است. اين به اين معنا خواهد بود که رهبري گروه‌هاي تروريستي از جمله رهبران طالبان تحت تعقيب و حمله قرار خواهند گرفت و اين متناسب است با برنامه بيرون کردن نيروهاي دولتي افغانستان از مناطق دور دست و ترکيز به شهرهاي عمده و مهم. با بيرون کردن نيروهاي دولتي از مناطق اطرافي نياز به انجام عمليات هاي ويژه و هوايي بيشتر خواهد شد و فرمانده جديد نيروهاي امريکايي  در اين زمينه تجربه دارد.

در واقع ايالات متحده امريکا در حال حاضر در سه عرصه مهم نياز به کار و پيکار جدي دارد:

1-عرصه سياسي در داخل افغانستان.

2- عرصه امنيتي

3- عرصه تنظيم روابط منطقه‌يي افغانستان.

در هرسه عرصه ياد شده وضعيت نامطلوب است. رفتارهاي اشرف غني در رأس رهبري حکومت وحدت ملي نفاق و شقاق سياسي بزرگي در حوزه سياسي ايجاد کرده است که نشانه روشن آن تشکيل ايتلاف بزرگ ملي و اتحاد احزاب سياسي عليه حکومت است. حکومت به جاي تعامل با احزاب و ايتلاف‌هاي سياسي، بناي رقابت و تقابل با آنان را گذاشته که اين امر اوضاع سياسي را بي‌ثبات ساخته و زمينه مداخله کشورهاي منطقه در امور داخلي افغانستان را فراهم کرده است.

در عرصه امنيتي، وضعيت بدتر شده و ساحه اجراي مانور نظامي طالبان فراخ‌تر شده است. طالبان در يک رويکرد تبليغاتي جنگ فرسايشي عليه حکومت راه انداخته و تلاش مي‌کنند تا نيروهاي دولتي را با کشانيدن به اين و آن سوي کشور خسته و درمانده بسازند. احتمال سقوط پنج ولايت مهم به دست طالبان مطرح شده. هرچند اين طرح عملي هم نباشد اما از نظر رواني دولت را سراسيمه مي‌سازد.

در سطح منطقه نيز با محوريت روسيه تحرکاتي صورت مي‌گيرد که براي امريکايي‌ها مايه نگراني است. تمامي کشورهايي که با افغانستان مرز مشترک دارند، به نحوي وارد يک ايتلاف منطقه‌‎يي عليه امريکا شده اند. پاکستان و ترکيه که قبلن متحدين امريکا بودند اکنون با روس‌ها عليه امريکا طرح مي‌ريزند. امريکايي‌ها نيروهاي نظامي خود در افغانستان را در محاصره «دشمنان» خود مي‌بينند و با جديت در صدد از هم پاشاندن ايتلاف منطقه‌يي با محوريت روسيه هستند.

هند از تحولات سياسي و نظامي اخير درافغانستان ناراض و نگران است. هندوستان که در هژده سال اخير نقش مهمي در کمک به بازسازي افغانستان داشت، اکنون معادلات سياسي ناديده گرفته شده و آينده خود رادر افغانستان در معرض تهديد مي‌بيند. با روي آوردن دوباره امريکايي‌ها به پاکستان، هند بيشتر نگران شده است. نگراني هند اين است که طالبان منحيث نيروهاي پاکستاني در آينده نقش تعيين کننده داشته باشند، درحالي که نيروهايي که هند آنان را به منافع خود مي‌داند در حالتي از پراگنده‌گي بسر مي‌برند.

بنابراين فرمانده جديد نيروهاي امريکايي در افغانستان به راستي که ماموريت‌هاي دشواري را در پيش رو دارد و بي‌ترديد بخشي از توفيق او در مهار حالت نابسامان کنوني به چگونه‌گي عمل‌کرد حکومت افغانستان به ويژه نهادهاي امنيتي بسته‌گي دارد.

جنرال نيکولسن فرمانده پيشين نيروهاي امريکايي در افغانستان، در آغاز ماموريت‌اش(دونيم سال پيش) گفته بود که طالبان را به ميز مذاکره کشانيده و داعش را از بين خواهد برد. وعده‌هايي که او نتوانست به آن عمل کند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید