آيا داعش در افغانستان، قوي‌تر مي‌شود؟

 

محمدرضا اميني

گوين ويليامسون؛ وزير دفاع انگليس اعلام کرده است که اعضاي گروه داعش در افغانستان با هسته هاي تروريستي در انگلستان ارتباط برقرار مي‌کنند.

روزنامه انگليسي «ايندپندنت» به نقل از گوين ويليامسون؛ وزير دفاع انگلستان که به افغانستان سفر کرده بود، نوشته است که هدف از برقراري ارتباط بين جنگ‌جويان داعش در افغانستان و هسته‌هاي تروريستي در انگليس، راه‌اندازي حملات تروريستي مي‌باشد.

اين مقام ارشد امنيتي انگليس گفته است: «آن‌چه که ما مي‌بينيم اين گروه يک تهديد جدي براي انگليس است و ما بايد اقدام کنيم و مطمئن شويم که در آينده شاهد حملاتي چون حمله‌ منچستر نباشيم.»

او، تاکيد کرده است که به‌طور مرتب گروه‌هاي تروريستي که در افغانستان فعاليت مي‌کنند را تحت نظر دارند و شواهدي نيز وجود دارد که نشان مي‌دهد اين گروه‌هاي تروريستي نه تنها با انگليس؛ بلکه با تمام قاره‌ اروپا ارتباط دارند.

وزير دفاع انگليس نخستين مقام حکومتي آن کشور است که جنگ‌جويان داعش افغانستان را تهديدي بالقوه براي امنيت انگليس خوانده است.

اين اظهار نظر اما تنها يک هشدار امنيتي نيست؛ بلکه معناي ديگر آن اين است که داعش در افغانستان، بايد از لاک لوکال و فرم محلي خود خارج شود و ابعاد بين‌المللي و فرامليتي پيدا کند.

اين همان چيزي است که در سوريه و عراق نيز اتفاق افتاد؛ اما با دخالت قدرت‌هايي مانند ايران، روسيه، حشدال‌شعبي عراق و حزب‌الله لبنان، شکست تلخ و سخت و بازگشت ناپذيري خورد و نتوانست آمال و اميال پايه گذاران اصلي و اوليه خود را برآورده کند.

اکنون اين پروژه به افغانستان منتقل شده است و به مرحله اي از رشد و توسعه رسيده که ديگر فرماندهان و مقام‌هاي نظامي قدرت‌هاي غربي، سخن از نابودي و سرکوب سريع و کامل آن نمي‌زنند؛ بلکه برعکس، اين هيولاي در حال رشد و قدرت گيري را بال و پر مي‌دهند، تبليغ مي‌کنند، بزرگ‌نمايي مي‌کنند و فربه مي‌کنند، تا جاي پروژه شکست خورده داعش در سوريه و عراق را بگيرد.

اين در حالي است که ارتباط جنگ‌جويان وحشي و آماتور و پابرهنه و کر و لالي که در صفوف داعش در افغانستان حضور دارند، با هسته‌هاي تروريستي و کانون‌هاي افراط گرايي در انگليس، چيزي نيست که به ساده‌گي و به صورت مستقيم، امکان پذير باشد. اين مهم به کمک سازمان‌هاي اطلاعاتي و جاسوسي غربي و اتاق‌هاي فکر پيش‌رفته و پي‌چيده‌اي قابل تحقق است که در عقب آن‌ها فکرهاي نيرومندي حضور داشته باشند. در غير آن، نه در کوه‌پايه‌هاي پچيرآگام و کوت و اچين و درزاب و قوش تپه، امکانات مدرني براي ارتباط و هماهنگي ميان داعش در افغانستان و همفکران آن گروه در انگليس وجود دارد و نه تروريستان وحشي و کم سن و سال عضو آن گروه، از سواد و دانش کافي براي استفاده از اين امکانات براي برقراري تماس برخوردار اند.

از سوي ديگر، هيچ‌کس هنوز از ياد نبرده است که در نخستين ايام تولد و تشکيل نطفه داعش در سوريه و عراق، تروريستان و افراط‌گرايان تکفيري، آزادانه در خيابان‌هاي پاريس و لندن و برلين و بروکسل و شهرهاي امريکا به نفع اين گروه تروريستي، تبليغ مي‌کردند و با استفاده از فضاي مجازي و شبکه‌هاي مجازي، براي آن سربازگيري مي‌نمودند.

هم‌زمان، مرزهاي بين‌المللي از امريکا و اروپا و کانادا تا شاخ افريقا و کشورهاي عربي و آسياي ميانه، به روي هزاران تروريستي باز بود که مي‌خواستند خود را از طريق ترکيه به هم‌فکران شان در سوريه و عراق برسانند.

شماري از آن‌ها حتا اين امکان را داشتند که پس از تجربه ماه‌ها زنده‌گي زير سيطره خلافت جعلي داعش، دوباره به کشورهاي متبوع خود در غرب بازگردند.

آيا سرويس‌هاي جاسوسي، سازمان‌هاي اطلاعاتي و دستگاه‌هاي امنيتي قدرت‌هاي غربي، از اين رخدادها بي خبر بودند؟  آن‌ها نمي دانستند که چه چيزي در حال رخ دادن است؟

آيا اين قابل باور است که در کشوري مانند انگليس که دوربين‌هاي مداربسته، تمامي حرکات و سکنات يک شهروند عادي را به طور مستمر رصد مي‌کنند و روزانه از هر فرد معمولي به طور متوسط 3600 عکس مي‌گيرند و آن را در بانک‌هاي اطلاعاتي سازمان‌هاي جاسوسي، ذخيره مي‌کنند، کسي از آمد و شد آزادانه تروريستان داعشي از مبدأ آن کشور به سوريه و عراق و بالعکس، خبر نداشته باشد؟

در دنيايي که کنش‌ها و واکنش‌هاي افراد در شبکه‌هاي اجتماعي و فضاي سايبر به آساني قابل ردگيري است و اصولن شبکه‌هاي اجتماعي و موتورهاي جست‌‌وجو گر بخشي از سازوکار امنيتي سازمان‌هاي اطلاعاتي و جاسوسي هستند، آيا امکان ردگيري و شناسايي تماس‌ها و ارتباطات اعضاي داعش با هم‌ديگر وجود ندارد؟

واضح است که اين ارتباطات و تماس‌ها، زير نظر سازمان‌هاي جاسوسي و در چارچوب يک سياست امنيتي ريشه دار و استراتژيک صورت مي‌گيرد و به همين دليل هم هست که اظهار نظر وزير دفاع انگليس در خصوص ارتباط اعضاي گروه داعش در افغانستان با هسته‌هاي تروريستي در انگليس، به معناي آن است که اين گروه در افغانستان قوي تر مي‌شود و اين مرحله بعدي پروژه داعش در افغانستان است.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید