متيس در کابل؛ وزير جنگ با پيام صلح

 

محمد رضا امینی

جيمز متيس؛ وزير دفاع امريکا، روز جمعه، وارد افغانستان شد؛ در حالي که گفته مي‌شود تلاش‌هاي ديپلماتيک گسترده‌اي براي برقراري صلح در افغانستان در جريان است.

سفر از پيش اعلام نشده متيس به کابل بيش از يک‌سال پس از آن صورت مي‌گيرد که دونالد ترمپ، استراتيژي جديدي را براي افغانستان اعلام کرد که نتيجه آن تعهد امريکا به استقرار چند هزار نيروي نظامي در افغانستان بدون تعيين محدوديت زماني خاصي بوده است.

اين دومين سفر او به افغانستان در چند ماه اخير است و او هنگام حضور در کابل با اشرف غني و اسکات ميلر؛ فرمانده نيروهاي امريکايي و ناتو در افغانستان ملاقات کرد.

اين سفر در حالي انجام مي‌شود که درگيري طولاني افغانستان پس از 17 سال هم‌چنان ادامه دارد و در حالي که نشانه‌اي از تحول خاصي در عرصه نظامي در اين جنگ ديده نمي‌شود، امريکا و دولت غني تمايل خود را به مذاکره براي توقف درگيري و برقراري صلح اعلام داشته اند.

آگاهان اما به اين باور اند که در پي شکست‌هاي پي در پي استراتيژي‌هاي پيشين امريکا، استراتيژي ترمپ هم براي افغانستان شکست خورده است؛ زيرا امريکاي به رهبري ترمپ نه تنها نتوانسته با استفاده از اهرم سرکوب و فشار حد اکثري، طالبان را بر سر ميز مذاکره با دولت کابل، حاضر کند؛ بلکه برعکس اين طالبان هستند که امريکا را مجبور کرده اند که بر اساس قاعده مورد نظر آن‌ها بازي کند و علي‌رغم مواضع رسمي واشنگتن که هرگونه مذاکره مستقيم و بدون دخالت دولت کابل را مردود مي‌دانست، وارد گفت‌وگوهاي مستقيم با طالبان بدون حضور دولت کابل شده است.

ديگر محور مهم اين استراتيژي يعني اعمال فشار بر پاکستان در راستاي قطع حمايت هاي آن کشور از تروريزم، برچيدن پايگاه‌ها و پناه‌گاه‌هاي امن تروريست‌ها در خاک آن کشور و هم‌کاري همه جانبه و صادقانه اسلام آباد با روند صلح مورد نظر و تحت مالکيت دولت افغانستان هم شکست خورده است.

ترمپ اگرچه با قطع بسته‌هاي کمکي امريکا به پاکستان، تلاش کرد عزم خود براي فشار بر پاکستان را جدي وانمود کند؛ اما در عمل، تغييري در رفتار و سياست‌هاي امنيتي پاکستان در برابر افغانستان ايجاد نشده و چه بسا بالعکس، طالبان، داعش و ديگر گروه‌هاي تروريستي مورد حمايت مستقيم سازمان جاسوسي آي اس آي، در افغانستان قدرت‌مندتر شده اند.

سقوط شهرهاي فراه و غزني و هم‌چنان راه اندازي حمله‌هاي انتحاري و کشتارهاي وسيع نيروهاي امنيتي و مردم از سوي تروريست ها، از نشانه‌هاي اين امر است که بر شکست استراتيژي ترمپ در افغانستان، صحه مي‌گذارد.

از سوي ديگر، وزير دفاع امريکا با پيام حمايت از گفت‌وگوهاي صلح با طالبان، وارد کابل شده است. اين در حالي است که او وزير جنگ ايالات متحده است و انتظار مي‌رفت که با يک راهکار نظامي مشخص و عملي در زمينه مهار ناامني، تقويت نهادهاي امنيتي، کشفي و استخباراتي و مبارزه با تروريزم و سرکوب و مهار داعش و طالبان، وارد کابل مي‌شد.

حمايت از صلح آن‌هم از سوي وزير جنگ کشوري که مدعي ابرقدرت بودن است و رهبري يک جنگ 17 ساله را بر عهده دارد، در کشوري که درگير جنگ مرگ‌بار و خونين است و از اين رو، اطراف ديگر اين جنگ مانند طالبان و داعش، زبان آشتي و صلح را نمي فهمند و هرگونه رهيافت سياسي و صلح آميز را از اساس مردود مي‌دانند، هيچ معناي ديگري جز پذيرش شکست ندارد.

از سوي ديگر، با وجود اصرار مقام‌ها و فرماندهان نظامي و سياسي امريکايي بر عدم شکست استراتيژي ترمپ براي افغانستان و جنوب آسيا، اين که پس از يک‌سال، آن‌ها بدون توجه به محورهاي اصلي يک استراتيژي مبتني بر نظامي گري و زورگويي و جنگ، از لزوم صلح و رهيافت سياسي براي بحران افغانستان، سخن مي‌گويند، خود نشان‌گر آن است که اين استراتيژي، شکست خورده و بدتر از آن اين که دولت به رهبري ترمپ، آلترناتيو و جاي‌گزين شايسته و قابل قبولي براي آن در اختيار ندارد.

با اين وصف، در شرايطي که مردم افغانستان به رغم تحمل 17 سال جنگ خونين و ناعادلانه و بي ربط و تحميلي، به نحو کم سابقه‌اي همه روزه قرباني خون‌ريزي و خشونت لجام گسيخته و عريان مي‌شوند، کافي است، تا ثابت شود که طرح‌هاي صلح و جنگ امريکايي از نظر آن‌ها مردود است و اصولن امريکا ديگر توان مديريت بحران جاري در افغانستان را ندارد و مأموريت نظامي غربي‌ها به رهبري ايالات متحده،‌ در سراشيبي شکست قرار گرفته و خطر تکرار تجربه تلخ شوروي پيشين، کاملن قابل پيش بيني مي‌باشد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید