از خر شیطان فرو آیید!

 

دامنه‎ی ناامنی ها با گذشت هر روز گسترده تر می شود، در حالی که نیروهای امنیتی کشور در برابر هراس افگنان با تمام قوت و اخلاص می رزمند، اما به دلیل عدم مدیریت و رهبری سالم و نبود یک راهبرد امیدوار کننده، نهادهای امنیتی فعالیت لازم و ثمربخش ندارند و آمار شهدای نیروهای امنیتی جدن نگران کننده است.

به همین گونه رخدادها و حوادث جنایی در شهرهای بزرگ از جمله شهر کابل به گونه یی بی سابقه در حال افزایش است.

گفته می شود در هر هفته به ده ها حادثه قتل، اختطاف، دزدی منازل و وسایل نقلیه تنها در کابل صورت می گیرد و باندهای جنایی بیشتر از پیش فعال شده اند و امنیت را از مردم گرفته اند.

آن عده از ثروت‎مندان و سرمایه دارانی که می توانستند نقشی در بهبود اقتصاد و بیکاری و فقرزدایی بازی کنند، از ترس باندهای اختطاف گر، فساد نهادهای دولتی و بیم زندانی شدن، کشور را ترک کرده و سرمایه گذاری در بیرون را به مراتب بهتر از افغانستان می دانند.

با این همه، آقای اشرف غنی خم به ابرو نمی آورد و حین سخن‎رانی هایی که به مناسبت های گوناگون دارد، خودش را نه تنها که ملامت نمی کند، بل به این باور است که افغانستان را به قله های خوشبختی و صلح و امنیت رسانیده و آرزو دارد تا جایزه صلح نوبل به وی سپرده شود!!

در حالی که دشت و دامان از خون نیروهای امنیتی به وسیله طالبان رنگین است و صدای ناله و ضجه مادران داغ‎دیده در کوچه و پس کوچه های شهرها طنین انداز است، اما رییس جمهور کشور از صلح با تروریستان سخن می زند و آنها را دعوت به آیسکریم خوردن می کند که این موضع گیری های نابخردانه آقای غنی انگیزه جنگ را از نیروهای امنیتی در برابر تروریستان گرفته و ممکن است سرقوماندان اعلی اجازه نابود سازی هراس افگنان را از سربازان و افسران کشور گرفته باشد و این سبب شده است که ولسوالی ها یکی پی دیگر به دست دشمن سقوط کنند و ساحه نفوذ طالبان بیشتر گردد.

با توجه به همین ملاحظات است که متحدان آقای غنی که دیروز در به قدرت رسانیدن وی تلاش می کردند امروز همه مخالف وی شده و شکایات شان بلند شده است.

در نشستی که مخالفان سیاسی حکومت روز چهارشنبه 21 سنبله در خانه حضرت صبغت الله مجددی داشتند، همه از انحصار قدرت آقای غنی سخن زدند و خواهان بازبینی در قرارداد امنیتی با امریکا شدند.

اکنون که چندماه از پایان کار حکومت وحدت ملی باقی‌مانده است، رهبران آن به این اندیشه کنند که نمی توانند کشور را از بحران های موجود نجات بدهند.

پس لازم است که آنها صادقانه در ناکامی شان اعتراف کنند و از مردم و چهره های با نفوذ اجتماعی و سیاسی طالب کمک شوند، از خر شیطان و قدرت، توهم و خودبزرگ بینی فرو آمده و باب مشوره را با دیگران باز نمایند و ممکن است با همکاری مردم و نخبه های سیاسی راه نجات کشور از مشکلات کنونی دریافت شود.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید