با اين روي‌کرد آيا محمد اشرف‌غني در ارگ مي‌ماند؟

 

رييس جمهورغني به مرور زمان با حرکت‌ها و تصميمات يک جانبه و خود محور، متحدان خود را يکي پي ديگر از دست داد؛ عدم واگذاري صلاحيت‌هاي قانوني معاون نخست به جنرال دوستم و پرونده سازي عليه اين چهره مطرح و کاريزماتيک سبب نارضايتي جنرال دوستم و فاصله گرفتن از رييس جمهور غني شد. جنرال دوستم بانک راي عمده غني در انتخابات گذشته رياست جمهوري بود.

در ادامه چندي پيش حنيف اتمر، مشاور امنيت ملي، که بازوي راست غني بود و در حل بسياري از مشکلات داخلي عمل‌کرد خوبي داشت نيز استعفا داد؛ گفته‌ مي شود اتمر قرار است در انتخابات آينده رياست جمهوري خود را نامزد کند و در اين راستا در حال تيم‌سازي است.

در چنين شرايطي پرسش اساسي که در اذهان عمومي افغانستاني‌ها و جهانيان مطرح شده ماندن يا رفتن آقاي غني به عنوان رييس جمهوري کشور در ارگ براي يک دوره ديگر مي‌باشد، اين که آقاي غني با کدام تيم و بانک راي اين بار مي‌خواهد وارد کار زارهاي انتخاباتي شود.پرسشي که آقاي غني چندي پيش در يکي از سخنراني‌هايش به صورت گنگ به آن پاسخ داد و گفت که متحدان او، اين بار جوانان و زنان هستند.

مجله «يوروآسيا» روز گذشته در مطلبي پيرامون پيروزي يا شکست احتمالي رييس جمهور غني در انتخابات آينده رياست جمهوري در مطلبي نوشته است: «مبارزه غني با جنگ‌سالاران(چهره‌هاي برجسته جهادي که از سوي دولت آقاي کرزي و کنوني برچسب جنگ‌سالار خورده‌اند) که يکي از شعارهاي دوران کمپاين انتخاباتي‌اش بود، براي آقاي غني دوران سختي را رقم زده، اما طرف‌داران جديدي نيز به وجود آورده‌است.»

در ادامه مطلب آمده است که آقاي غني از زمان رسيدن به رياست جمهوري در سپتمبر 2014 تاکنون در جنگ با رهبران احزاب بزرگ سياسي و ديگر چهره‌هاي سرشناس صاحب نفوذ و قدرت در کشور بوده‌است؛ اين دشمني نه‌تنها به اقتدار او، به عنوان يک رييس جمهور ضربه زده که حاکميت ملي افغانستان را نيز با چالش روبروساخته‌است. کنار زدن عطامحمد نور از ولايت بلخ در يک بازي سياسي مثال واضحي از خصومت غني با شخصيت‌هاي کلانِ جهادي مي‌باشد.

چهره‌هاي جهادي، رهبران احزاب کلان سياسي، نماينده‌گان پارلمان و برخي ديگر ازچهره‌هاي مؤثر در سياست افغانستان نيز در اعتراض به رويه‌ي انحصارگرايانه غني يک ايتلاف بزرگ سياسي ايجاد کرده‌اند. اين ايتلاف بزرگ يک اپوزيسيون کلان براي دولت وحدت ملي به‌شمار مي‌رود؛ غني هم‌واره از نقش احزاب سياسي در جنگ و درگيري در سه دهه گذشته درکشور انتقاد کرده و اعتبار آن‌ها را زير سؤال برده‌است، نکته‌اي که برخي از رهبران احزاب را به شدت عصباني ساخته‌است.

در ادامه مطلب آمده است، در محيط سياسي افغانستان به سختي مي‌توان يک حزب سياسي به معناي واقعي کلمه را پيدا کرد؛ در دموکراسي پذيرفته شده‌ي دنيا، احزاب سياسي بايد براساس يک سري ارزش‌ها، آيدئولوژيک و موضوعات خاص تأسيس شود در حالي که احزاب  افغانستان بيش‌تر در سي سال گذشته در متن جنگ و با دخالت‌هاي بيروني به وجود آمده‌است. در بطن احزاب سياسي کشور قوميت نقش کليدي را بازي مي‌کند. دريافت کمک‌هاي خارجي بدون ممانعت قانوني به يک عرف در احزاب سياسي افغانستان تبديل شده‌است.

نويسنده مطلب تاکيد کرده است که باوجود حمايت‌هاي گسترده از برنامه غني براي مبارزه با چهره‌هاي بزرگ سياسي و رهبران احزاب سياسي، بايد گفت که به حاشيه راندن مجاهدين کار آساني نيست. برخلاف کرزي که بسيار با احتياط برنامه‌هاي خود عليه سران مجاهدين را به پيش مي‌برد، غني با صراحت کامل عليه رهبران احزاب کلان سخن مي‌گويد.

در دموکراسي نوپايِ افغانستان، رييس جمهور غني با اقدام عليه سران احزاب و مجاهدين براي خود دوستان و دشمناني تراشيده است؛ بيش‌تر از شصت درصد جمعيت کنوني کشور زير 25 سال هستند و توان‌مندسازي جوانان يکي از شعارهاي سران دولت وحدت ملي بوده‌است؛ براساس وعده انتخاباتي خود، غني به مرور زمان ديوان‌سالاري ملکي و نظامي کهنه را با تعدادي از جوانان تحصيل‌کرده جايگزين ساخت و رقباي سياسي‌اش را خشمگين نمود. شماري از جوانان تحصيل‌کرده در بدنه دولت وحدت ملي کار مي‌کنند، اما اين جاي گزيني‌ها هم بيشتر سليقه‌يي و به اساس روابط قومي و تباري صورت گرفته است.

در بخش ديگري از مطلب آمده سياست جوان‌گرايي و توان‌مندسازي آقاي غني تاحدي حمايت‌هاي ملي و بين‌المللي را به خود جلب کرد، اما پيامدهاي منفي نيز داشت: در بعُد سياسي اين اعتماد به جوانان زياد نمي‌تواند به او، کمک کند؛ زيرا از ميان ميليون‌ها جوان کشور تنها تعداد کمي از آن‌ها فرصت جذب شدن در دولت را پيدا مي‌کنند. مورد دوم اين که جوانان تحصيل‌کرده فاقد تجربه، مهارت و بلوغ لازم در حکومت‌داري خوب به ويژه در پست‌هاي وزارت، معاون وزير، مشاور رييس جمهور و والي مي‌باشند. آقاي غني با گماشتن چهره‌هاي جوان تحصيل‌کرده، اما بي‌تجربه در پست‌هاي کلان به نوعي به حکومت‌داري خوب در کشور ضربه زده‌است. اين در حالي‌است که به دليل ظرفيت پايين دولت تنها چند صد نفر جوان در پست‌هاي کليدي دولتي جذب شده و ميليون‌ها تن ديگر که واسطه نداشته‌اند بدون شغل مانده‌اند و اين نمي‌تواند براي او امتيازات سياسي زيادي جمع کند.

نويسنده مطلب تاکيد مي‌کند براساس تقويم انخاباتي اعلام شده از سوي کميسيون مستقل انتخابات قرار است انتخابات رياست جمهوري آينده افغانستان در ماه اپريل 2019 برگزار شود و بسياري از نامزدان از همين اکنون تبليغات غيررسمي خود را شروع کرده‌اند. براساس قانون اساسي کشور، يک فرد مي‌تواند دو دوره رييس جمهور باشد و آقاي غني قصد دارد براي دور بعدي رياست جمهوري با رقباي خود مبارزه کند.

به باور نويسنده، افغانستان يک کشور با جمعيت حداکثري پشتون مي‌باشد و نامزد پشتون بيش‌تر از بقيه شانس برنده شدن دارند. آقاي غني که به قوم بزرگ پشتون‌هاي غلجايي تعلق دارد، شانس خوبي براي پيروزي در انتخابات آينده دارد. بدون اعتراض ايتلاف کلان سياسي تازه شکل گرفته و نارضايتي مردمي که هنوز منتظر تغيير در زنده‌گي‌خود هستند، آقاي غني با انعطاف‌پذيري خاصي توانسته کار را آن طور که خودش مي‌خواهد به پيش ببرد، اما اين که نتيجه چه خواهد بود گذشت زمان پاسخ خواهد داد!

در بخش سياست خارجي غني حمايت‌هاي گسترده‌اي را به دست آورده و تنها کاري که براي تضمين پيروزي خود در انتخابات آينده رياست جمهوري بايد انجام دهد اقداماتي سريع نتيجه محور مي‌باشد.

پيام آفتاب

اشتراک گذاری:

نظر بدهید