در تقابل احزاب و حکومت؛ حکومت در مسير تضعيف دموکراسي حرکت دارد!

 

نورالله وليزاده

آنچه احزاب سياسي افغانستان در مورد اصلاح نظام انتخاباتي و به ميان آمدن تضمين‌هاي بهتر براي شفافيت انتخابات مطرح مي‌کنند، درست، معقول و مؤثر است، اما ديرهنگام است. اين خواست‌ها بايد از روزهاي اول تشکيل حکومت وحدت ملي با جديت دنبال مي‌شد که نشد. حالا همان‌گونه که حکومت از قبل برنامه‌ريزي کرده بود، در يک تنگناي زماني قرارداريم و عمل کردن به خواست احزاب سياسي از نظر تخنيکي براي کميسيون ممکن نيست و تاکيد آنان بر عملي شدن اين خواست‌ها، باعث به تأخير افتادن زمان برگزاري انتخابات پارلماني خواهد شد. حکومت روند اصلاح نظام انتخاباتي را از روي عمد به تعويق انداخت تا دست حکومت در مهندسي انتخابات باز باشد. حالا اگر تأخيري در برگزاري انتخابات به ميان آيد، حکومت به ساده‌گي تقصير آن را به گردن احزاب سياسي خواهد انداخت.

اما اگر تأخير در برگزاري انتخابات پارلماني منجر به اين شود که خواست احزاب سياسي در نظر گرفته شود و ميکانيزم‌هاي بهتري براي برگزاري انتخابات به ميان آيد، اين تأخير به نفع احزاب سياسي و در کل روند دموکراتيک در کشور است. اما حکومت مايل است که انتخابات پارلماني در موعد مقرر شده برگزار شود، چون حکومت برنامه‌ريزي خود را براي ايجاد يک پارلماني حکومتي انجام داده و بايد پيش از برگزاري انتخابات رياست جمهوري، حکومت از نتايج متوقعه برنامه‌هايش مطمين شود.

نکته قابل تأمل ديگر اين است که در مورد زمان برگزاري انتخابات پارلماني، در گفت وگوهاي صلح با طالبان نيز بحث هايي صورت گرفته و به نظر مي‌رسد که امريکايي‌ها مايل به اين باشند که اين انتخابات تا به نتيجه رسيدن گفت و گوهاي صلح با طالبان به تعويق افتد.

حکومت افغانستان از آن‌جا مصمم به برگزاري انتخابات پارلماني شد و تاريخ برگزاري انتخابات رياست جمهوري را اعلام کرد که متوجه شد در گفت‌وگوهاي پنهاني ميان طالبان و امريکايي‌ها در مورد برگزار نشدن احتمالي انتخابات تا به نتيجه رسيدن گفت‌وگوهاي صلح صحبت‌هايي صورت گرفته است. اگر طالبان شرط کنار آمدن با امريکايي‌ها را به تعويق انداختن انتخابات رياست جمهوري و تشکيل حکومت موقت عنوان کنند، بعيد نيست که امريکايي‌ها با اين شرط موافقت کنند و بالاي حکومت فشار بياورند تا انتخابات را به تعويق اندازد. رهبران حکومت وحدت ملي به همين دليل نگران اند و متوجه اين باريکي موضوع شده اند که اگر انتخابات براثر تقاضاي طالبان به تعويق افتد و سپس حکومت موقت ايجاد شود، در آن صورت رهبران کنوني حکومت از محاسبه بيرون خواهند ماند و قادر نخواهند بود که پنج سال ديگر در حکومت بمانند.

قبلن که انتخابات منحيث يکي از موضوعات قابل مذاکره ميان جناح‌هاي سياسي تعيين کننده وجود نداشت، برنامه حکومت اين بود که انتخابات رياست جمهوري و پارلماني را يک‌جا برگزار کند و در صورت ممکن از برگزاري آن خود داري کند و دوره کاري حکومت نيز مثل پارلمان براي چند سال ديگر تمديد شود. اين برنامه به نظر مي‌رسد که حالا با داغ شدن بحث گفت‌وگوهاي صلح با طالبان با مشکل مواجه شده و حکومت علاقه‌مند برگزاري انتخابات پارلماني و رياست جمهوري در چارچوب زماني مورد نظر حکومت شده است و به اصطلاح به گزينه«B» روي آورده است.

بنابراين، اگر امريکايي‌ها به اين تصميم برسند که انتخابات را به تعويق اندازند، يکي از گزينه‌هايي که مي‌توانند براي اين تصميم زمينه اجرايي پيدا کنند، تشويق احزاب سياسي براي تحريم انتخابات و بستن دفترهاي کميسيون در ولايت‌ها است که اگر حکومت بخواهد به تقابل با اين طرح بپردازد، وضعيت وخيم‌تري پيش خواهد آمد.

واقعيت اين است که حکومت اراده‌يي براي اصلاح نظام انتخاباتي ندارد. اين وظيفه احزاب سياسي ونهادهاي مدني و مردمي است که حکومت را در اين راستا زير فشار بگيرند. مشکل احزاب سياسي و نهادهاي مدني اين است که پيگير قضايا نيستند و در مواقع خاص زماني، وقتي با يک عمل انجام روبرو شدند که منافع شان به مخاطره روبرو شد، وارد اقدام مي‌شوند و البته انسجام و اتحاد لازم وپايدار نيز ندارند، تا بتوانند تصاميم خود را از طريق بسيج حرکت‌هاي مدني و مردمي بالاي حکومت بقبولانند. حکومت از اين نقطه ضعف احزاب با خبر است و به همين دليل حرف آنان را جدي نمي‌گيرد و تا مي‌تواند کار خود را بدون در نظرداشت مردم و احزاب انجام مي‌دهد. احزاب سياسي بدون شک که نياز يک جامعه و نظام سياسي دموکراتيک است. اما احزاب سياسي افغانستان در فقدان برنامه استراتيژيک بسر مي‌برند و موضع‌گيري‌هاي شان کاملن واکنشي و براساس منافع زودگذر چند فرد رده اول حزب است. احزاب سياسي افغانستان به‌جاي اين که روي تقويت و سامان‌مند شدن احزاب شان کار کنند، در صدد بهره برداري شخصي از نام و نشان احزاب اند که اين امر با فقدان اراده سياسي رهبران حکومت براي حمايت از احزاب و تقويت دموکراسي، مزيد برعلت شده و وضعيت نابهنجار کنوني را بوجود آورده است.

اين را هم بايد گفت که ناشيانه‌ترين اقدام حکومت اين خواهد بود که با به کارگيري قوه قهريه در برابر خواست احزاب سياسي، هرج و مرج بيش‌تر ايجاد کند. چون وضعيت سياسي-امنيتي کشور بسيار حساس است و کشورهاي ذي‌دخل در قضاياي افغانستان بيش از هر زمان ديگري در امور داخلي افغانستان مداخله مي‌کنند و دنبال بهانه و فرصتي‌اند، تا بتوانند اوضاع را بيش‌تر خراب ساخته و اهداف خود را در لابلاي آن جستجو کنند.

اگر حکومت افغانستان واقعن به فکرثبات و توسعه سياسي کشور باشد، مي‌تواند از همين‌حالا به‌جاي تقابل با احزاب سياسي، وارد تفاهم با آنان شده و روي بهبود ميکانيزم‌هايي که ضامن سلامتي و شفافيت انتخابات باشد کار کند و تهداب سنگ راست ودرستي را براي ثبات و توسعه سياسي کشور بگذارد. ناگفته پيداست که اگر خواست امريکايي‌ها تعويق انتخابات باشد، حکومت را مجبور به پذيرش خواست خود مي‌کنند و تاوان تقابل عجولانه و نسنجيده با احزاب و نهادهاي مدني را مردم افغانستان خواهند پرداخت.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید