نجات افغانستان از بحران موجود؛ نيازمند‌ مسووليت همه‌گاني

 

احمد سعيدي

آنتونيو گوتريش دبير کل سازمان‌ملل متحد در شوراي امنيت آن سازمان دراظهارات خود، اوضاع افغانستان را شکننده خواند و گفت که با وجود تلاش‌ها اين کشور هنوز هم با بحران جدي روبروست.

ترديدي وجود ندارد که نشست نوبتي مجمع عمومي سازمان‌ملل متحد نيز به زودي برگزارخواهد شد، اما با گذشت 17 سال، کشورهاي منطقه هنوزهم با تمام شرارت در ويراني افغانستان تلاش دارند، با تغييرات سريعي كه در منطقه و جهان به طور مثال ختم جنگ در عراق، سوريه، ادامه جنگ در يمن مشکل فلسطين و ايجاد حکومت جديد در پاکستان وضع تعزيرات عليه ايران يکي پي ديگري اصولن يك مرحلهء جديدي از شكل گيري سياسي و اجتماعي جامعه افغاني با در نظرداشت اعتراض‌هاي احزاب و نهادهاي مردمي عليه اجراات و عمل‌کرد حکومت وحدت ملي  پديد آمده است حاکميت با عالمي از مشکلات دست و پا مي‌زند. در چنين وضعيتي بعيد از احتمال نيست كه نيروهاي جديدي در انتخابات پيش‌روي پارلماني با واقع نگري و احساس مسووليت در برابر مردم و تاريخ از بين جامعه به زودي تبارز نمايد. ساير نيروهاي موجود سياسي و نيروهاي كه جديدن تبارز خواهند كرد. يگانه راه غلبه برمشكلات كنوني و تأمين صلح در كشور مساعي در جهت ايجاد تفاهم صادقانه ميان آن‌ها بوده مي‌تواند.

در اين‌صورت ايجاب مي‌نمايد كه تا با در نظرداشت چنين انكشاف برنامه عمل تاكتيك و استراتيژي‌هاي خود را مورد تجديد نظر قرار داده درچارچوب منافغ ملي و دورنماي انكشافات در كشور بينديشيم.

اينك زمان آن فرارسيده است، تا اين پيشبيني‌ها و رهنمايي‌ها را در عمل مدنظر داشته باشيم. البته نه با عجله و شتاب، نه با تفنن و سطحي نگري بلكه آرام، تدريجي، دقيق با پي‌گيري و حوصله مندي يك‌جا با نيروهاي هم عقيده و به‌صورت كل در مسير واحد و اصولي هم‌راه با نيروهاي هم‌سو. در شرايط موجود براي ارائه هر گونه سوء تفاهم و سوء تعبير بر اعتقاد و تداوم تلاش براي كار در راه تأسيس يک حرکت ملي و سراسري طرف‌دار صلح و جامعه مدني كه از نظرما بيان يكي ا ز بخش‌هاي با اهميت تفاهم بين الافغاني است تاكيد مي‌ورزيم و بدون هم‌چو حرکت ملي و مردمي نمي‌توانيم كشور را نجات دهيم.

حركت‌هاي ما شكار هيچ نوع خام طعمه گي نشود؛ مساعي در جهت ايجاد تفاهم صادفانه حلقه اساسي مبارزه را بايد تشکيل دهد، زيرا اهداف بزرگ به چنين اقدام بزرگ و شجاعانه ضرورت دارد و اما اگر در مسير راه با نيروهاي هم‌سو برخورداريم كه آنان نيز عين اهداف را دنبال كنند و صادقانه در پي ايجاد تفاهم براي تشريك مساعي در امر بزرگ ترقي و رفاه كشور و جامعه اند  از همين اكنون بايد در مسير راه آماده باشيم كه مساعي خود را با آنان مشترك سازيم و يك‌جا با چنين دوستان و همراهان استراتيژيك حركت كنيم. ما در مسير عمل با مشكلات واقعي نيز روبرو خواهيم شد اگر تدابير عملي اتخاذ نگردد اين مشكلات مي‌تواند هم‌چون موانع دشوار گذار جريان حركت را اخلال و حتا به شکست مواجه نمايد.

نظريات و ميتودولوژي تفكر سياسي ماست، ما عقيده داريم كه انديشه تفاهم ملي مي‌تواند نه تنها درهاي بيرون رفت از بحران را بكشايد، بلكه از آن درجهت منافع و خواست ملي نيز نتيجه گيري بعمل آورد.

علاقه مندي روز افزون دوستان براي تفكر و ابراز نظر پيرامون مسايل بسيار با اهميت ديروز امروز و فردا موجبات دل‌گرمي شده است كه بايست با تدوير سمينارهاي منظم ازاين بحث‌ها و تبادل نظر شود و آن اينك تفاوت نظرها در تعبير و تفسير اين مسايل گاهي اوقات از تفاوت‌هاي بنيادي حكايت دارد كه در نبود نظر منظم و سيستماتيك حركت به‌سوي توحيد ديدگاه‌هاي ما در باره مسايل اساسي كه بنياد تفكر را تشكيل مي‌دهد.

تفكر وزبان بيان براي اعضا نيست، اما بدون شك تعيين و تشخيص سمت تفكر و حركت براي آينده است. طوري كه در آغاز نيز اشاره شد  افغانستان وارد مرحله جديد روابط متقابل با جهان پس از انتخابات پارلماني و انتخابات رياست جمهوري مي‌گردد.

اينك آخرين اقدمات براي تحقق عمل در دست اجراست. اگر كمي به عقب بنگريم در كشور مقداري از امور انجام يافته، اما هيچ يك تكميل نگرديده و همين وضعيت نيم بند علت اصلي بحران جهت يابي را در خود نهفته دارد…  هم‌راه با انديشه‌هاي متفاوت به‌سوي تحقق دموكراسي چنين است نقشه راه و درين راه پرخم و پيچ تكامل اين بار كج سياست با اين قافله متفرق چندين بار به زمين خواهد خورد. ازنظر ما بدون تشخيص راه و متناسب با آن انتخاب همراه مشتي درتاريكي زدن است.

در اين فرصت كه كشور وارد مناسبات جديد بحران زا گرديده مي‌شود قبل از هر چيز در محور قرار دادن منافع ملي افغانستان چهره نماي آينده را ترسيم کرد و ما جز اين محور هر محور ديگري را غير قابل تائيد مي‌دانيم.

هرچند پروسه‌هاي سياسي در افغانستان جوانب مختلف زنده‌گي را احتوا نموده است، اما برخورد تفاضلي با برخي جهات زير نام ضرورت تأمين امنيت و صيانت مردم مخصوصن در وضعيت كه تمام اميدواري‌ها به نيروهاي مسلح غير افغاني گره زده شده مايه تشويش ما را فراهم آورده است.  تأسيس حكوما ت ايتلافي ( موقت و انتقالي، انتخابي با پشتوانه نظامي، سياسي بين‌المللي اگر نياز مرحله معين سرد سازي و گذار كشور به‌سوي ثبات سياسي يك ضرورت تاريخي بود. تلاش براي تداوم آن به هر وسيله، شيوه و شكل، تلاش براي احيا و ابقاي استبداد گروهي، بي ثباتي، تبديل كشور به ميدان زور آزمايي حريفان منطقه يي است كه در عمل به محروميت از استقلال سياسي  حق خود اراديت مردم مي‌انجامد. افغانستان نه تنها به خلع سلاح، تأمين قانونيت و استحكام سياسي ضرورت دارد، بلكه تبديل آن به زون صلح در هم‌زيستي با همسايه‌گان نيز از ضرورت ها پنداشته مي‌شود.

در حالي‌كه تحقق هم‌كاري‌هاي استراتيژيك افغانستان را در عرصه‌هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي نه تنها با كشورهاي اروپايي و امريكا، بلكه با تمام جهان و مخصوصن همسايه‌گان به نفع مردم خود مي‌دانيم از عواقب تبليغاتي و كار برد استتاري آن كه مي‌تواند ثبات اوضاع را در منطقه به مخاطره اندازد هشدار مي‌دهيم.

افغانستان ديگر به تعبير اقبال لاهوري نه تنها دلي درپيكرآسياست، بلكه اهميت استراتيژيك آن مرز هاي آسيا را در نورديده و در پروسه اقتصاد، سياست و امنيت جهاني جايگاه ويژه يافته است.

هر گام و هر اقدام درجهت تأمين صلح و تضعيف نقش تفنگ براي ثبات اوضاع در آن و در نتيجه مبارزه مؤثر بر عليه تروريزم بين‌المللي زرع قاچاق مواد مخدره از اهميت تعيين كننده برخورداراست.

اگر افغانستان ازلحاظ امنيتي به پاي خود نه ايستد و از لحاظ اقتصادي اين وضعيت حمايت نشود و از لحاظ سياسي و اجتماعي ( اداري و حقوقي) تثبيت نگردد، امكانات عاريتي تأمين امنيت آن هم توسط خارجي‌ها هيچ‌گاهي به تغيير واقعي بيلانس به نفع ثبات دايمي مبدل نخواهد شد. نه تنها براي اين‌كه اين امكانات دايمي بوده نمي‌تواند، بلكه براي آن نيز كه اين امكانات شرايط اجتماعي را تغيير داده نمي‌تواند و در بيلانس موجود به حيث جمع يك نيروي اضافي موقت ظاهرن پله را به نفع يك‌طرف سنگين نشان مي‌دهد. در حالي كه تأمين مطمين و دايمي ثبات در افغانستان حتا فراتر از شرايط اجتماعي به تغيير در مناسبات اجتماعي نيز ضرورت دارد.

دراين اواخر تلاش‌هاي نيز جريان دارد كه با وارد نمودن طالبان توسط امريکايي ها در معادله  قدرت به استحكام بنيادهاي اقتدار اميد بسته شود. باورها بر اين است كه حضور و يا بازگشت اعضاي پيشين طالبان هم‌چو افغانان ديگر به كشور يك امر بسيار طبيعي ولازميست، اما بازگشت آنان برپايه معاملات سياسي و حضور در معادله قدرت به حيث يك تشكل كه درعين حال خواهي نخواهي به معني جاي پاي براي تفكر طالباني در سياست نيز پنداشته مي‌شود، چنين اقدام‌ها شايد بتواند، براي كوتاه مدت در عرصه نظامي دست آورد باشد، اما اين دست آوردها زمينه‌هاي مساعد براي اختفاي تروريستان و يا به صورت يك كل توسعه امكانات تروريزم بين‌المللي در جامعه به وجود مي‌آيد. آيا جهان به شاهد معتبر تر از سپتامبر 2001 ضرورت دارد؟

دولت افغانستان و حلقات مؤثر بر سياست‌هاي آن را به نتيجه گيري‌هاي استراتيژيك از سياست‌هاي دفع الوقت و مقطعي‌ اتخاذ شده دعوت مي‌كنيم.

بايد گفت اين حقيقت را که تاکيد شده، دلايل و عوامل بي ثباتي اوضاع و آسيب پذيري روند جاري و حاکميت مبتني بر آن علاوه از تأثيرات مخرب مخالفت‌هاي داخلي و خارجي با رژيم، اساسن در ناهماهنگي و تضاد ميان وظايف، اهداف و مجريان آن زمينه دارد.

پروسه‌هاي سياسي افغانستان پس از نشست بن، با وصف آفت و خيزهاي فراوان، در تناسب با اوضاع مسلط بر کشور، داراي سمت عمومي انکشاف يابنده و متعالي است. در حالي که در اکثريت موارد ماموريت تحقق آن به دوش عناصر محافظ کار وعقب‌گرا گذاشته شده است.

در حالي که تحقق همکاري‌هاي استراتيژيک افغانستان را در عرصه‌هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي، نه تنها با کشورهاي اتحاديه اروپا و امريکا بلکه با تمام جهان و مخصوصن همسايه‌گان به نفع مردم مي‌دانيم، از عواقب تبليغاتي و کاربرد استتاري آن که مي‌تواند ثبات اوضاع را در منطقه به مخاطره اندازد هشدار مي‌دهيم .

هر گام و هر اقدام در جهت تأمين صلح و تضعيف نقش تفنگ براي ثبات اوضاع در افغانستان و مبارزه مؤثر بر عليه تروريزم بين‌المللي و توليد و قاچاق مواد مخدره از اهميت تعيين کننده برخوردار است.

انکشاف صلح آميز، رشد و ترقي مؤثر ترين دفاع از منافع افغانستان و تضمين ثبات سياسي آن‌است که به خاطر تفاهم و هم‌گرايي  بين‌الافغاني با ايجاد يک قوت سياسي نيرومند که اکثريت مردمان اين سرزمين خود را از آن دور احساس نکنند آماده‌گي‌هاي داريم با همه افغان‌ها بدون با در نظر داشت که ديروز سفيد بوده اند يا سياه، سرخ و سبز در حالي که منافع ملي را برهمه چيز مقدم بدانند با ماجراجويي‌ها و جاه طلبي‌هاي بي‌اساس وداع کرده باشند، باورها بر اين است که افغانستان به اشتراک همه شهروندان ساخته مي‌شود تعصبات لساني، قومي و قبيله‌يي تحفه‌اي از دشمنان سوگند خورده اين وطن است وطن مادر است مادر را گرامي بايد داشت.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید