بازنگري پيمان امنيتي کابل- واشنگتن، در تقابل با مصالح علياي افغانستان است

 

عبدالحميد مبارز رييس اتحاديه ملي ژورناليستان افغانستان

اين روزها حکومت وحدت ملي به مشکلات بزرگي گرفتار شده؛ از يک طرف پاکستان با روش نرمي که رييس جمهوري افغانستان در قبال آن کشور گرفته، مگر پاکستان وزيرستان شمالي را خلاف توافقاتي که بين بريتانيا و افغانستان وجود دارد توسط عمليات نظامي اشغال کرد و خود را به خط فرضي ديورند رسانده بعضاً از اين خط فرضي تلاش مي‌کند خود را به کنار درياي کنر برساند و خود را شريک مساوي الحقوق آب اين دريا بگرداند، از جانب ديگر هر توافقي که امروز با حکومت افغانستان مي‌نمايد فردا آن را مي‌شکند. از طرف ديگر روسيه با دشمن ديروزي اش؛ پاکستان طرح دوستي ريخته و رهبران نظامي فدراسيون به پاکستان و رييس ستاد ارتش پاکستان به ترکيه سفر مي‌نمايند و هم‌کاري‌هاي نظامي را آغاز مي‌کنند و هر دو از طالبان يعني دشمنان امنيت، آرامش، ترقي و پيش‌رفت افغانستان حمايت مي‌نمايند. از طرفي هم رييس جمهوري ايران با اين جملات که: “سدسازي را در افغانستان تحمل کرده نمي توانند.” در اين روزهاي نزديک جواد ظريف وزير خارجه ايران به لهجه تند تري افغانستان را تهديد کرد؛ صبح 25 سنبله يکي از تلويزيون‌هاي کابل خبري از يکي از روزنامه‌ها را خواند که نوشته که ايران تخريب بند کجکي را طرح دارد. به اين ترتيب اتحاد به اشتراک پاکستان، ايران فدراسيون روسيه عليه افغانستان شکل گرفته، چين و بريتانيا خود از متحدان روسيه عليه افغانستان شکل گرفته، چين و بريتانيا خود از متحدين استراتيژيک پاکستان مي‌باشند و بدون ترديد پاکستان را نسبت به افغانستان ترجيح مي‌دهند. هر وقتي که تروريست‌هاي پاکستاني يا آلة دست شان در افغانستان انفجار انتحاري را عملي مي‌سازد و صدها نفر را به قتل مي‌رساند، هنوز که خون اين شهيدان ما خشک نشده مي‌باشد بريتانيا ظاهر و پوشيده حکومت افغانستان را ترغيب مي‌نمايد تا مذاکرات را طوري از سر گيرد که گويا انفجاري صورت نگرفته و اگر گرفته پاکستان در آن دخالتي ندارد. سفر اخير وزير خارجه پاکستان و استقبال آن از طرف وزير خارجه افغانستان با چهره‌ي باز و خندان اين ادعا را ثابت مي‌سازد، مخصوصاً که در مذاکرات کابل کوچک‌ترين تذکري از واقعات المناک در دشت برچي، ديگر نقاط افغانستان و خاصتاً جنگ غزني که اشتراک پاکستاني ها در آن کاملاً ثابت گرديده صورت نگرفت، در حالي که مردم افغانستان انتظار داشتند که قريشي وزير خارجه پاکستان که از ديپلومات‌هاي با تجربه آن کشور است اين مسايل به صراحت مطرح مي‌شد و نشاني و آدرس گروپ‌هاي تروريستي که در پاکستان توسط نظاميان پاکستاني تربيت و تجهيز مي‌شوند و به وسيله ملاهاي پاکستاني در مدرسه اکوره ختک و ديگر مدارس در پنجاب به رهبري ملا سميع الحق مغزشويي مي‌گردند و به افغانستان براي انتحار و انفجار اعزام مي‌گردند.

بايد تذکر داده مي‌شد و شرط دوام مذاکره و بهبود روابط در کشور عدم مداخله پاکستان در امور داخلي افغانستان و مسدود ساختن لانه‌هاي تروريستي در پاکستان گذاشته مي‌شد، مگر رهبران سياسي کشور ما طوري رفتار کردند که هر چه مسووليت است به دوش طالبان است، در حالي که طالبان از طرف نظاميان پاکستان گروگان گرفته شده اند و اصل رهبري اين گروه به دست نظاميان پاکستاني مي‌باشد تا آن که اختلاف‌هاي سياسي بين افغانستان و پاکستان حل نگردد، نشست مسکو با حضور طالبان کوچک‌ترين اثري در تأمين امنيت افغانستان نخواهد داشت، مذاکرات امريکا با طالبان، پاکستان را وا مي‌دارد تا طالبان را به دوام مذاکره و گذاشتن شرايط ترغيب نمايد که در چنين يک وضع طالبان در موضع قوي و امريکا در موضع ضعيف قرار مي‌گيرند، بنا بر اين امريکا بايد فشار اساسي را به پاکستان وارد کند و همان طوري که در سال 2001 پاکستان را تهديد کرد و پاکستان فوراً موقف خود را تغيير داد و پرويز مشرف در ظاهر خود را متحد امريکا عليه طالبان معرفي کرد، تعجب مي‌کنم که رسانه‌هاي افغانستان نيز از نشر اين حقايق خودداري مي‌کنند و تنها طالبان را مسوول جنگ‌ها و انفجارها معرفي مي‌دارند در حالي که مسوول اساسي نظاميان پاکستاني اند، در اين حال و احوال است که سروصداي بازنگري پيمان امنيتي بلند مي‌شود، البته خلاف توقع شهروندان افغانستان. حال استراتيژي رييس جمهور ترمپ براي افغانستان و پاکستان تا حال تطبيق نگرديده، اما برخي از چهره‌هاي امريکايي تحت تأثير تلاش لابي‌هاي پاکستان آن را ناکام اعلام مي‌نمايند، در حالي که در آن استراتيژي کوبيدن لانه‌هاي تروريزم در هر جايي که باشد صورت مي‌گرفت، مگر تا هنوز لانه‌هاي تروريستي در داخل قلم‌رو تحت تسلط پاکستان موقعيت دارند و برعکس جنگ در روستاهاي افغانستان ادامه دارد، بنابر اين سياست‌مداران افغانستان حق دارند گلايه داشته باشند که با وجود پيمان امنيتي و استراتيژي امريکا براي افغانستان و جنوب آسيا هنوز هم طبق خواست و تأمين منافع پاکستان جنگ در روستاهاي افغانستان صورت مي‌گيرد، مگر بايد تأکيد کنم پيشنهاد بازنگري پيمان امنيتي به نفع افغانستان نمي‌باشد، نبايد بگذاريم اين سروصداها به نفع پاکستان تمام شود، بلکه در عوض بايد تأکيد کنيم استراتيژي دونالدترمپ بايد تطبيق شود و لانه‌هاي تروريزم در داخل خاک پاکستان بمبارد شود و جنگ به محل‌هاي زنده‌گي تروريستان انتقال داده شود، تا از يک طرف اهداف از بين برده شود و امريکا از اين جنگ طولاني پيروز بيرون شود چه در غير آن اگر امريکا با اين استراتيژي پاکستان شکست بخورد و يا در موضع ضعيف قرار بگيرد چنان صدمه به حيثيت امريکا زده خواهد شد که ديگر امريکا در تمام جبهات و مسايل جهاني روي موفقيت را نخواهد ديد. تقرر زلمي خليل زاد اين اميد ما را زياد مي‌سازد که وقت تطبيق استراتيژي جديد فرا رسيده دوکتور خليل زاد به سياست پاکستان تروريست پروري آن کشور و مداخلات آن در افغانستان که سبب به قتل رسيدن 2400 امريکايي وهزاران شهروند افغانستان شده احاطه‌ي کامل دارد.

و چون يک ديپلومات ورزيده مي تواند ديپلومات ها و نظاميان پاکستاني را مات نمايد. بناءً لازم است که افغانستان ديگر در برابر پاکستان با اين سياست جديد متحد امنيتي خود رفتار نمايد و به توصيه هاي بريتانيا که هيچ گاه از کشت و کشتار پاکستاني ها در افغانستان حرفي نمي زنند برعکس بعد از حادثات تجديد مذاکرات را تأکيد مي نمايند اعتنا نکند و از موضع جديد که امريکا توسط خليل زاد خواهد گرفت حمايت نمايد تا در برابر اين تعداد کشورهايي که عليه افغانستان از پاکستان و طالبان حمايت مي نمايند رسيده گي کرده بتوانيم.

بناءً پيمان امنيتي به نفع افغانستان است، استراتيژي جديد به نفع افغانستان است بايد صرف به تطبيق آن ها تأکيد کنيم نه پيشنهاد بازنگري.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید