افغانستان 17 سال پس از حضور نظامي امريکا؛ 20 گروه تروريستي در کشور فعاليت دارند

 

محمد رضا امینی

حمله نظامي امريکا و ناتو در افغانستان، 17 ساله شد. اين در حالي است که طولاني ترين جنگ تاريخ امريکا هم‌چنان در حال ثبت رکوردهاي تازه و شکستن رکوردهاي گذشته است؛ در شرايطي که هيچ افقي از پيروزي يا دست کم پايان در حال حاضر در افغانستان وجود ندارد.

ناامني‌هاي افغانستان هم‌چنان هرسال نسبت به سال گذشته، افزايش داشته و بربنياد اطلاعات مقام‌هاي امنيتي در حال حاضر افزون به گروه طالبان 20 گروه تروريستي در مناطق مختلف کشور در برابر نيروهاي دفاعي و امنيتي مي‌جنگند.

از حدود دوسال به‌اين‌سو افزون به گروه طالبان، گروه تروريستي داعش نيز در ولايت ننگرهار در شرق کشور و هم‌چنان در برخي مناطق ولايت‌هاي شمال در برابر نيروهاي امنيتي در جنگ هستند.

آگاهان سياسي به اين باور، اند امريکا در جنگ افغانستان در 17 سال گذشته موفقيت نداشته و در حال حاضر اين کشور قرار است به سوريه دوم مبدل شود.

اين در حاليست که در عرصه دولت سازي و ملت سازي نيز پروژه‌هاي مورد حمايت امريکا عملن به بن بست رسيده است.

از سوي ديگر دونالد ترمپ؛ رييس جمهوري امريکا که سومين رييس جمهوري امريکا از زمان آغاز جنگ امريکا در افغانستان به حساب مي‌آيد، در اعلام استراتيژي تازه‌اش، رسمن اذعان کرد که امريکا مسووليتي در قبال دولت  ملت سازي در افغانستان ندارد و به اين ترتيب، اين پروسه عملن از دستور کار خارج شده است.

البته پيش از آن‌که ترمپ، رسمن اعلام کند، با برگزاري انتخابات بدنام و شرم آور سال 93 که در نهايت با يک راه حل امريکايي، به غايله پايان داده شد نيز در عمل، بسته دموکراسي وارداتي امريکا اعتبار و وجهه خود را از دست داده بود.

افزايش تلفات غيرنظاميان، کشت و توليد مواد مخدر، فساد اداري و مالي و بحران‌هاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي گريبان‌گير جامعه و دولت افغانستان هم به عنوان ديگر موارد به حساب مي‌آيد که برخي از آگاهان امور اين موارد را پيامدهاي برآمده از شکست امريکا در افغانستان، عنوان مي‌کنند.

با اين‌همه، 17 سال پس از حمله و حضور نظامي امريکا به افغانستان، واشنگتن با رونمايي از استراتيژي‌هاي تازه، هم‌چنان در حال آزمون و خطا قرار دارد و اين نشان مي‌دهد که خود امريکايي‌ها نيز هيچ تصوير يا چشم انداز مطمئني از آينده و سرنوشت پيش روي طولاني ترين جنگ تاريخ ايالات متحده ندارند.

دونالد ترمپ رييس جمهوري امريکا، در سراسر کارزار پرآشوب انتخاباتي‌اش، آگاهانه از کنار مسأله افغانستان با سکوت عبور کرد و تقريبن هيچ موضع روشني در اين خصوص نگرفت و از سياست صريحي در باره آن، سخن نگفت.

اين به معناي آن بود که او هم دقيقا نمي‌دانست که با سرنوشت پيچيده و مبهم جنگ جاري در افغانستان، چه کار بايد بکند و چه روي‌کردي مي‌تواند به نجات ايالات متحده از طولاني ترين جنگ تاريخ آن کشور کمک کند.

اين روند سردرگمي و بي برنامه‌گي تا ماه‌ها پس از پيروزي ترمپ نيز ادامه يافت. او، بارها، اعلام استراتيژي نظامي‌اش براي افغانستان را به تعويق انداخت، چندين مرتبه، مقام‌هاي ارشد سياسي و نظامي‌اش را به کابل اعزام کرد، تا تصوير روشن تري از وضعيت جاري در افغانستان، به دست آورند و در اختيارش قرار دهند. همه اين‌ها ظاهرن بازهم کافي نبود، با سربازان، افسران و فرماندهاني که تجربه جنگ در افغانستان را پشت سر گذاشته بودند، جلسه گذاشت تا بتواند به درک درست تري از شرايط برسد.

تا در نهايت، در حالي که در کنار گورستان مربوط به هزاران نظامي امريکايي کشته شده در جنگ افغانستان، حضور داشت، رييس جمهوري امريکا از استراتيژي تازه‌اش در باره افغانستان و جنوب آسيا رونمايي کرد.

در حال حاضر اگرچه همانند همه ديگر راه‌بردهايي که تاکنون از سوي سران ايالات متحده در باره مديريت جنگ افغانستان، تدوين و ارائه شده، هم امريکايي‌ها و هم مقام‌هاي دولت افغانستان، نسبت به پيامدهاي مثبت اين استراتيژي تازه، خوشبين اند؛ اما واقعيت اين است که از اين زاويه، هيچ پيامدي قابل پيش بيني نيست. حد اقل چيزي که فعلن وجود دارد، اين است که اين استراتيژي، مراحل آزمون را پشت مي‌گذارد و روشن نيست که چه پيامد مثبت يا منفي در قبال خواهد داشت.

اين در حالي است که پيش از اعلام اين راهبرد، مقام‌هاي سياسي و فرماندهان نظامي امريکايي، بي محابا از تعبيرهايي مانند «شکست»‌ و «بن‌بست» در جنگ افغانستان سخن مي‌گفتند و چشم انداز دست‌يابي به پيروزي را تيره و از دور از ديدرس ارزيابي مي‌کردند.

با توجه به اين امر و از آن‌جايي که هنوز نمي‌توان در خصوص پيامدهاي مثبت يا منفي استراتيژي تازه و در حال آزمون امريکا در افغانستان، با قطعيت داوري کرد، مي‌توان نتيجه گرفت که پيامد 17 سال مأموريت نظامي امريکا و حاصل طولاني ترين جنگ تاريخ ايالات متحده، دست کم تا اين لحظه، چيزي جز «شکست» و «بن بست» نبوده است؛ جنگي که هنوز هم مي‌کشد، ويران مي‌کند، بحران مي‌آفريند و فاجعه خلق مي‌کند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید