کودتاي 15 جولای، يک سناريوی ساخته گی بود

از آغاز کودتا چه وقت خبر شديد؟ نخستين واکنش شما چه بود؟
من کودتا را از رسانهها خبر شدم. دوستانم برايم خبر دادند. من تمامي کودتاهاي ترکيه را شاهد بوده و ديده ام که کودتاها چه زيان ها را به کشور ما بار ميآورد. نخستين واکنش من در برابر اين کودتا اين بود که گفتم: «خداوند ملت ما را دچار زوال نسازد». در روزگاري که برخيها در ترکيه دموکراسي را نوعي «بيديني» تلقي ميکردند، من کسي ام که به رغم واکنش هاي شديد، دموکراسي را فرايندي برگشت ناپذير قلمداد کردم. من زيان هايي را که کودتاها در کشور و ملتم بار آوردند شاهد شده ام، به همين جهت، در بارة سرنوشت کشورم نگران شدم. من قبل از پايان کودتا، اين اقدام شوم را با لحن شديد محکوم کردم.
آيا شما قبل از 15 جولاي، نگرانِ احتمال وقوع يک کودتا در ترکيه، بوديد؟
از آمادهگي ارتش براي اقدام کودتا در هرجا سخن ميرفت. به قول يکي از دوستان روزنامهنگارم، اين مسأله حتا در بين روزنامهنگاران انقره مخفيانه بحث ميشد. من شنيده بودم که خلوصي آکار، رييس ستاد ارتش ترکيه، از ديرباز آمادهگي کودتا را گرفته و در اين زمينه به گونة جدي دست به کار شده است. ممکن است بعضيها در آن شب، گمان کرده اند که کودتا براساس قوماندة فرماندهان بالا صورت گرفته است، به همين جهت در کودتا سهم گرفتند. ولي با آن هم حقيقت کار را خداوند مي داند. ولي هيچگاه تصور نميکردم که براي از بين بردن حرکت خدمت، چنين کودتاي خونين دسيسهسازي شود.
شما پس از کودتاي 15 جولاي، در يک مصاحبة تان با رسانههاي خارجي، کودتا را به «فلم هاي هاليوود» شباهت داديد. شما روي کدام عوامل و دادهها، به اين باور هستيد که کودتا به فلم هاي هاليوود شباهت داشت؟ به باور شما، اين سناريو را چه کسي طرح کرد؟ در کودتاي 15 جولاي چه کساني دست دارند؟
من تا کنون در ترکيه سه کودتا را شاهد شدم. چند سال پيش نيز در قضاياي ارگنهکان و باليوز، اقدام کودتا در رسانهها بازتاب يافت. ولي اين، يک سناريوي خائنانهاي بود که نه با کودتاهاي گذشته و نه با کودتاهايِ در مرحلة آمادهگي، شباهت نداشت. حتا کودکان ميتوانند درک کنند که اين يک کودتاي نمايشي و ساختهگي بود. در بارة اين کودتاي ساختهگي، بسيار چيزها گفتند و نوشتند. تنها ساختهگي بودنِ کودتا، موضوع طولانيِ است که روي آن بايد تحقيق کرد. وارد شدن به جزئيات اين مسأله، وقت زياد ميطلبد ولي لحظات آغاز کودتا، شروع کودتا در ساعاتي پرازدحامي که هرکس در بيرون از منزل بسر ميبرد، مسدود شدن يک مسيرِ پل توسط يک مشت سرباز و دهها موارد ديگر را مي توان برشمرد که بر ساختهگي بودن کودتا گواهي ميدهد.
بعدها برخي جنرالان بلند رتبة باز نشسته، گفتند که «اين کودتا به گونهاي طرح شده بود که بايد به ناکامي بيانجامد». حتا جو بايدن، معاون رييس جمهور پيشين امريکا، هنگام ديدار از ترکيه اين کودتا را به بازي کمپيوتر شباهت داده بود. اين که من اين کودتا را جعلي و نمايشي خطاب ميکنم، هدف من ساده تصور کردن اين مسأله نيست.
اين کودتا نتايج سنگينتري نسبت به کودتاهاي قبلي بار آورد. در اين کودتا 249 شهروند ما کشته شد. پنجاه هزار انسان بيگناه به زندان افگنده شد. هر روز اخبار تازهاي از زنداني شدن انسانهاي معصوم و بيگناه در رسانهها منتشر ميشود. مکاتب و دانشگاهها مسدود شد و هزاران شرکت مصادره گرديد. ترکيه از مسير دموکراسي که هرچند به کندي آن را طي ميکرد، منحرف گرديد. در بين مردم تخم نفاق کاشتند، کاري که تلافياش دشوار به نظر مي رسد. اردوغان به بهانة نظام رياستي، نظام ديکتاتوريِ را بنيان گذاشت که نظيرش را ميتوان در کشورهاي شرق ميانه ديد.
کودتاي اخير، سناريوي خائنانه اي بود که توسط اردوغان و افرادش صحنه سازي شد.
اردوغان از گذشتهها به اين سو تلاش داشت «حرکت خدمت» را از ميان بردارد. وقتي او نتوانست به رغم فشارها از مجراهاي قانوني به نتيجهاي دست يابد، چنين کودتاي جعلي را سازماندهي کرد.

اردوغان سالهاي پيش نيت خود را آشکار کرده بود. او گفته بود که با يک سارنوال و دو پوليس، جنبش خدمت را در سراسر جهان، گروه تروريستي معرفي خواهد کرد. ولي از آنجا که هواداران جنبش خدمت در زندهگي شان مورچه اي را نکشته، در کوچه ها نريخته و به سوي کسي سنگ نينداخته اند، انجام اين کار از راه قانوني ناممکن بود، به همين جهت سناريوي خائنانة کودتا را طرح کرد تا هواداران جنبش خدمت را افراد مسلح معرفي کند. او با اين کار، هم راه را براي رژيم ديکتاتوري اش باز کرد و هم دست به حملات و اقدامات وحشيانه عليه جنبش خدمت زد. با آن هم او نتوانست جوامع ملل را به اين کودتا متقاعد بسازد.

اردوغان دهها روزنامه و تلويزيون را در جهت قبولاندن کودتاي جعلي بسيج نمود و ملت ترک را دشمنِ جنبش خدمت بار آورد.
اي کاش اين اقدام تنها با دشمنيِ جنبش خدمت منحصر مي بود. آن ها آيندة ترکيه را با خاک يکسان کردند. امروز دهها هزار انسانِ تحصيلکرده، دانا و ميهندوست در زندانهاي ترکيه بسر ميبرند. خلاصه، کودتاي 15 جولاي، سناريوي خائنانهاي بود که اردوغان و افرادش سازماندهي کردند.
گفته ميشود که جنبش خدمت به نهادهاي دولت نفوذ کرده و در تلاش نفوذ در امنيت، قضا و نهادهاي نظامي است. آيا اين ادعاها حقيقت دارد؟ آيا جنبش خدمت چنين هدفي را دنبال مي کند؟
من ادعاهاي ناخوشايندي چون «نفوذ کردن»، «به دست آوردن»، «کسب نفوذ» را قطعاً نميپذيرم. جنبش خدمت از آغاز به اين سو پيوسته به آموزش و پرورش اهميت داده و انسانها را به نيکي، اخلاق زيبا، دانايي، تسلط داشتن بر عصر، وفا، دگرانديشي و ايثارگري تشويق نموده است. در گذشته نيز چنين اتهامات و شايعاتي را عليه خدمت بکار مي بردند. من در برابر اين ادعاها، بارها گفته ام که کار کردنِ يک شهروند در نهادهاي دولت خويش، به معناي نفوذ کردن نيست، بلکه حق طبيعي هر شهروند است. من اين مسأله را در سخنرانيهاي باز در حضورداشت هرکس به زبان آوردم. هنوز هم به همين باورم. اگر ملتي، فرزندانش را براي کار و خدمت به نهادهاي دولتي بفرستد، اين به معناي نفوذ نه، بلکه حق طبيعي اوست.
کساني که در سناريوي کودتا سهم گرفته اند، به ارزشهاي بنيادينِ «خدمت» اهانت کرده اند.
کساني که به اينجانب اعتماد کردند، آنگونه که فرزندان خود را در دانشگاهها و شاختههاي مختلف شامل ساختند، ممکن است در نهادهاي دولتي نيز شامل کرده باشند. در اين نهادها ممکن است کساني هم بوده اند که ديدگاهِ محبت، صلح، گفتگو و ارزشهاي جهان شمولِ «خدمت» را پسنديده اند. اين يک چيز تعجبآور نيست. برخيها از موجوديت همچو اشخاص در نهادهاي دولتي بسيار ناراحت شدند. ظلم و ستمِ سيستماتيک عليه جنبش خدمت در 3-4 سال اخير، تظاهري از اين ناراحتي آن هاست.
اين که چه تعدادي از افسران پوليس، سارنوالان و کارمندان عدلي و قضايي ويا افسران نظامي که از وظيفه برکنار شدند ويا به زندان افگنده شدند، با «خدمت» رابطه داشتند، نميدانم. من اکثريت دلبستهگانِ جنبش خدمت را نمي شناسم. ثبت و راجستر اين ها وجود ندارد. جنبش خدمت، يک حرکت دلبسته‎گان است. در اين جا نکتهاي را ميخواهم به عرض برسانم که در گذشته نيز گفته ام. ما نميدانيم که آيا در اين سناريوي کودتا هواداران «خدمت» سهم گرفته اند يا خير. اگر در ميان کودتاچيان، هواداران «خدمت» وجود داشته باشند، بدان معناست که اينها به ارزشهاي بنيادينِ «خدمت» اهانت کرده اند.
شما پيشنهاد کرديد که يک سازمان بينالمللي جهت تحقيق اين کودتا ايجاد گردد. شما چه انتظار داشتيد؟ بعدها نهادهاي استخباراتي کشورهاي مختلف، هرکدام گزارششان را در بارة کودتا نشر کردند. آيا نشر همچو گزارشها، به خواستههاي شما مبني بر ايجاد يک سازمان بين المللي پاسخ گفت؟
نخير، من لحظاتي پس از اقدام کودتا، چنين پيشنهادي کردم و هنوز هم به اين پيشنهادم اصرار ميکنم. نهادهاي بينالمللي، سازمان ملل متحد، ناتو ويا نهاد بينالمللي ديگر، يک کميسيون مستقل براي تحقيق کودتا ايجاد کنند. من آماده ام در اين بررسي اظهارات دهم. نتيجة اين کميسيون هرچه باشد، من به آن حرمت خواهم گذاشت. ولي اردوغان و حزب حاکم در ترکيه، به اين پيشنهاد من پاسخ مثبت ندادند. بگذاريد کميسيون بينالمللي را، طرح پيشنهادي بررسي کودتا در مجلس ترکيه، با اکثريت آراي حزب AKP به رهبري اردوغان رد شد. کميسيون مجلس براي بررسي کودتا، که در نتيجة فشارها و چندين ماه بعد ايجاد گرديد را شما ميدانيد. هيچ يک از افراد کليديِ سناريوي کودتا، براي پاسخگويي در مجلس نمايندهگان حاضر نشدند.
در گزارشهاي سازمانهاي استخباراتي کشورهاي قدرتمندي چون ايالات متحدة امريکا، انگلستان، آلمان؛ آمده است که دليل مشخصي مبني بر اجراي کودتا به دست جنبش خدمت وجود ندارد. اين به معناي اعلام معصوميتِ جنبش خدمت است، ولي کافي نيست؛ زيرا اين گزارشها در ترکيه بازتاب مثبت نداشت. خواست من اين است که اين مسأله به صورت جديتر به دست گرفته شود و کميسيوني آن را به عهده بگيرد که از دل جامعة بينالملل برخاسته باشد.
من اين را به خاطر صدها هزار انساني ميخواهم که به دليل اين سناريوي دروغين، مظلوم واقع شده اند. اگر به اتفاقاتي که طي يک سال اخير به بهانة اين سناريوي دروغين در ترکيه دارد رخ ميدهد را ببينيد، اهميتِ اصرار من براي ايجاد يک کميسيون مستقل را بهتر درک خواهيد کرد.
جمهوري ترکيه به دست اردوغان و افرادش، به يک رژيم مافياتيک بدل شد.
وزيران اردوغان، با مايکل فلين، مشاور پيشين دونالد ترامپ در امور امنيت، در يک نشست سري برنامه اختطاف شما را نمودند. و اين برنامه افشا شد. اين برنامه اختطاف آنان را چگونه ارزيابي ميکنيد؟ آيا شما تا کنون از اقدامات ديگر دولت ترکيه که عليه شما سازماندهي کرده باشد، خبر شده ايد؟
وقتي اين خبر را شنيدم، از بهر کشورم بسيار اندوهگين شدم. اندوهگين شدم از اين که جمهوري ترکيه که تازه در مسير منتهي به دموکراسي پا گذاشته بود، به دست اردوغان و افرادش به يک ساختار مافياتيک تبديل شد. امروز متأسفانه هواداران جنبش خدمت در کشورهايي که به لحاظ دموکراسي، حق و آزاديهاي انسان و از جهت حاکميت قانون عقب مانده محسوب ميشوند ويا در اين عرصهها کمتر پيشرفته اند، با طريقههاي مافياتيک، اختطاف ميشوند. اقدامات غيرنانونيِ که با جدّيت دولت، حقوق، حق و آزاديهاي انسان سازگاري ندارد. چنين به نظر ميرسد، که آنها در اينجا (ايالات متحدة امريکا) نيز دست به اقدامات مشابه زده اند. ولي اينجا (ايالات متحدة امريکا) کشوري است که دموکراسي در تمامي دستگاههاي دولت به گونة سالم عملي ميشود و قانون با تمامي پايههايِ جهان شمولش از همهکس برتري دارد. محال است در اينجا دست به اقدامات مافياتيک بزنند. پيش از اين، نهادهاي امنيتي ما را از اقدام سوء قصدهاي احتمالي هشدار داده بودند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید