نمي‌خواهم در انتخابات آينده برده سياسي باشم

 

احمد سعیدی

مردم حق شناس افغانستان در 28 ميزان سال جاري صادقانه و عاشقانه در انتخابات پارلماني به پاي صندوق‌هاي راي رفتند با در نظرداشت همه مشکلات راي‌هاي خود را استعمال کردند، حالا اميدوار اند که کميسيون انتخابات بتواند راي‌هاي سفيد را از سياه جدا و حق را به حق دار برساند. از طرف ديگر شنيده مي‌شود که انتخابات رياست جمهوري که قرار است در 31 حمل سال آينده برگزار ‌شود، من در سه دور گذشته به دفاع از نامزد معين قرار داشتم که همه مي‌دانند، اما حالا تصميم گرفته‌ام اگر حيات باقي بود در انتخابات سال آينده رياست جمهوري از هيچ نامزدي حمايت و پشتيباني نه‌نمايم؛ هرچند مي‌دانم انتخابات ، نوعي معامله است و بايد پرسيد که آيا اين معامله، پر سود است يا نه؟ به نفع چه کس يا کساني است؟ اگر ضرري داشته باشد، به شانه چه اقشار مي‌افتد؟ تا کنون چه سود و زيان‌هايي داشته است؟ آيا در شرايط کنوني اجتماعي و سياسي، بازهم بايد در آن شرکت کنيم به پاي صندوق‌هاي راي برويم، يا خير؟

از سوي ديگر آيا مي‌توان انتخابات افغانستان را به «معامله» تشبيه کرد؛ بلي به باور من انتخابات رياست جمهوري در افغانستان با در نظرداشت همه مشکلات که دامن‌گير مردم ماست نوعي معامله جمعي است. در يک طرف، ملت و از طرف ديگر، حاکميت که در دو طرف معامله  قرار دارند.

ملت يا مردم افغانستان در سه دور انتخابات رياست جمهوري صادقانه به پاي صندوق‌ها رفتند و چيزي را خريده اند. در نخستين انتخابات، با راي خود جمهوري اسلامي افغانستان تحت رهبري حامد کرزي را به دست آوردند فقط جمهوري اسلامي افغانستان و حکومت منتخب نه يک کلمه بيشتر و نه يک کلمه کمتر آيا از اين عملکرد خود سود کرده ايم يا ضرر؟ بحثي است که در متن اين مقاله خواهد آمد بعضي‌ها از گذشته و عملکردي که داشته اند پشيمان اند و بعضي‌ها مشتاق آراي که در آن زمان به صندوق‌ها ريختند، گرچه ريختن راي به خاطر ايجاد حکومت وحدت ملي زياد نسبت به انتخابات پيشين نزولي و درد آور بود از طرف ديگر دور از امکان نيست که تعداد زيادي راي‌هاي را که در دور سوم انتخابات رياست جمهوري ريخته اند پشيمان باشند.  چرا که آنان درآن زمان، تصور مي‌کردند ، در قبال پرداخت راي خود حکومتي را به وجود خواهند آورد که از حکومت آقاي حامد کرزي بهتر باشد و به اراده شان، احترام گذاشته خواهد شد وعده‌هاي داده شده آهسته آهسته عملي خواهد شد بلاخره زمام‌داران سر تسليم در مقابل ملت، فرو خواهد آورد، اما به تدريج همه متوجه شديم که اين مسوولان آن طور عمل نمي‌کنند که ما در اوايل فکر مي‌کرديم با گذشت زمان تصور چنين بود که نه به طور کامل، بلکه به تدريج آهسته آهسته اصلاحات خواهد آمد و حکومت از لجاجت و خود کامه‌گي صرف نظر نموده، خود را اصلاح  خواهد کرد اين با گذشت زمان فهميده شد که يک تصوير ذهني بيش نبوده است.

حالا بايد پرسيد، زمام‌داران موجود از آراي مردم چه چيز را به دست آوردند؛ مشروعيت حکومت و اعمال قوه قهريه، زور را به دست آورده و با تکيه به راي مردم و مشروعيت نسبي که به دست آورده است هر قانوني را که خواسته، فرمان داده و به اجرا گذاشته است. هر فرد حقيقي يا حقوقي را که خواسته از سر راه خود، کنار زده و بيکارش ساخته. با هر کشوري که تمايل شخصي داشته، از آدرس مردم افغانستان رابطه برقرار کرده و با هر کشور که زورمندان غربي مخالفت داشته اند از آدرس مردم افغانستان روابط را کاهش داده سازمان‌ها و نهادهاي زيادي بدون موجب ايجاد شده اند و نهادهاي کار آمدي از بين برده شده اند اکثر امور از طريق آزمون و خطا، به پيش رفته و مي‌رود، اما از آزمون و خطاها، درس و عبرت گرفته نشده با تکيه به مشروعيت نسبي که با معامله با مردم و خارجي‌ها به دست آورده اند، از خواسته و اراده مردم متأسفانه سر پيچانده، آنان را به خودي و غير خودي تقسيم کرده اند.

ملتي را که مشروعيت خود را حکومت در معامله با آنان و با راي آنان، کسب کرده است، صغير، غير مميز، نا بالغ و عقب مانده مي‌دانند که صلاح خودشان را تشخيص نمي دهند، و بايد بخشي از حاکميت، براي آنان تصميم گيرد. براي آنان افرادي را انتخاب کنند و آنان را از ميان شيريني‌هاي که حاکميت انتخاب کرده است، يک يا چند تايي را برگزينند و اين همه سود و زيان خريد، جمهوري اسلامي افغانستان در قبال پرداخت راي و مشروعيت نسبي، به حاکميت، بوده و است .

در سومين دور انتخابات رياست جمهوري، مردم افغانستان به خريد حکومت به نام وحدت ملي با در نظرداشت مجبوريت‌هاي زمان تن دادند. فکر مي‌کردند اوراق که به خاطر ايجاد حکومت وحدت ملي نوشته شده هر کلمه و جمله آن اجرا خواهد شد.

نا امني کشتن ها بستن‌ها و قتل‌هاي زنجيره‌يي با گذشت هر روز  فضا را براي زنده‌گي تنگ تر کرده کمتر عملاً  اجازه داده مي‌شود تا مردم احساسات دروني خود را انعکاس دهند مردم مي‌دانند با گذشت هر روز ما تاوان سنگيني را مي‌پردازيم بالاخره با گذشت چهارسال هر ارزش و معيار که به حقوق ملت مربوط بود، فراموش شده و هر چه که به حقوق حاکميت تعلق داشت، پر رنگ تر شده مي‌رود بي اعتنايي در مقابل خواسته‌هاي احزاب، آزادي اجتماعات و اعتراض و انتقادها دخالت در سياست، ابرازعقايد سياسي و عقيده‌تي يکي پي ديگري مشکل زا گرديده حکومت در عرصه اعمال زور، قدرت، سياست و تعيين حرکت جامعه، يکه‌تاز شده است، به خاطر تصاحب هرچه بيشتر قدرت عقب نشيني وجود ندارد، بلکه مايل اند تا آن چه در توان دارند  به نفع حاکميت، به کار بگيرند.

نوميدي از تغيير يا اصلاح نهادهاي حکومتي و توزيع قدرت و مشارکت ملي که بايد از داخل حکومت، صورت مي‌گرفت که چنين نشد.

گفته مي‌شود جناب آقاي غني و عبدالله ‌بار ديگر نامزد رياست جموري خواهند بود که به قول خودشان تا کارهاي نا تکميل خويش را تکميل کنند، بخواهيم يا نخواهيم بعيد مي‌دانم که زمام‌داران موجود به آساني  از تنها سواري اسب قدرت دست بردار گرديده و از پله‌هاي بلند قدرت فرود آمده و ديگر احزاب و مليت‌ها را شريک سازند، اما مي‌توان اميدوار بود که فشارهاي افکار عمومي داخلي و بين‌المللي، روند دموکراتيک دنيا و همه کشورها، آن‌ها را هم مجبور به تغيير موضع سازد، اگر چنين چرخشي در دور چهارم انتخابات رياست جمهوري رخ دهد حکومت داران کنوني با گذشته خود براي هميش وداع کنند و در عمل از نا بکاري‌هاي خود، پرده بردارند قابل احترام خواهند بود، اما با در نظرداشت تجارب و عملکرد هاي گذشته، اميدي به آن نيست و راي مردم در خدمت برده‌گي آنان است و خواهد بود . يعني تا زماني که چرخشي بزرگي در سياست افغانستان رخ نداده است، من هرگزدر انتخابات رياست جمهوري  راي نخواهم داد، تا به برده سياسي  اقتصادي حاکميت، تبديل نشوم.
طوري‌که ديده مي‌شود سرنوشت ما را تقلب و ديگران تعيين خواهند کرد، ما طوري که لازم است حق انتخاب را نداريم مشارکت و حکومت که بر آمده از آراي مردم باشد هم به بازي يک طرفه تبديل شده است که من شخصاً خريدار و علاقه‌مند آن نيستم. گفته مي‌شود در انتخابات آينده رياست جمهوري خارجي‌ها  هر چه را که بخواهند، به ما تحميل خواهند کرد.

پس من راي نخواهم داد و خودم را نمي فريبم که در حکومت آينده اين کشور مشارکت دارم با راي خود ، حکومتي را نمي خرم که به من ، به عنوان برده سياسي  حال و آينده نگاه کند ، اگر مانند گذشته در انتخابات خيانت شود باور داشته باشيد جدال ملت با حکومت‌گران متقلب و سلطه طلب مطلق گرا ، ادامه خواهد يافت از طرف ديگر من نمي‌خواهم با کانديدها از نزديک در انتخابات آينده ملاقاتي داشته باشم چون اين همه اين ديد و بازديد ها را پوچ و کم تأثير مي دانم انتخابات سال آينده رياست جمهوري فصلي از رشد احزاب ائتلاف ها و جبهه هاي سياسي نخواهد بود بلکه فصلي از زور آزمايي هاي زور و زر تخطي و تقلب خواهد بود از همين لحظه کانديدان هم تقريباً معلوم اند و سرنوشت آناني که آگاهانه يا غير آگاهانه رأي مي دهند، معلوم است حاکميت ، آراي آنان را مي خرد و با تکيه بر رأي آنان و به نام همه ملت ، بر همه ما حکومت خواهد کرد. در نتيجه ، چه رأي بدهيم و چه رأي ندهيم ، برنده و بازنده معلوم است من و دوستانم به درستي مي‌دانيم  که چه چيزي به صلاح ماست و چه چيزي به نفع ما نيست و بايد رأيمان را براي خريد کدام متاع بدهيم يا ندهيم ولي حکومت‌گران ، هنوزما را صغيروغيرمميز فکر مي کنند اگر من زنده بودم در جريان کمپاين انتخابات رياست جمهوري عملکرد هاي همه کانديدا ها را با رسانه ها ان‌شاالله شريک مي‌سازم چون مي‌دانم  انتخابات ، بدون افشاگري و افشا سازي کانديداها ، بي معني است اميدوارم رسانه هاي صوتي و تصويري افغانستان در اين راستا رسالت خويش را ادا نمايند اگر افشاگري ها صورت نگيرد معني انتخابات اين است که در تاريکي ها بايد به تاريک ها راي داد . من باور ندارم که تعدادي از کانديدها تجربه شده  به قصد خدمت براي ملت ، به ميدان خواهند آمد  من نمي توانم با گذشته اي که دارند به صداقت آنها باور کنم . پس رأي نمي دهم .

گرچه بارها راي داده ام،  اما هيچ حاصل مؤثري راي من نداشت چه اميدي دارم که پس از اين انتخابات رياست  جمهوري وضعيت بهتر خواهد شد لذا رأيم را براي خريد وعده هاي دروغين طرح ها و  ايدئولوژي هاي که ضد منافع ملي بوده نمي دهم .

//////////////

اشتراک گذاری:

نظر بدهید