از انسانيت به فرا انسانيت

 

بخش سوم و پاياني

نصرالله نيکفر

اين‌که ما انسان‌ها ياهم جانور ديگري اختيار گياهان را مي‌گيرد و آرمان‌هايش را زير پاي مي‌کند سخني ا‌ست جدا و نيازمند انديشه‌ي ديگر. با اين همه خوب است تا نگاهي به پژوهش‌ها و يافته‌هاي جديد در باره‌ي گياهان بندازيم: «جک سي اسکالتز به عنوان يک پروفيسور گياه‌شناس از دانشگاه ميسوري کلمبيا  بر اين باور است که گياهان براي حفظ قلم‌رو خود مبارزه مي‌کنند، به جست‌وجوي غذا هستند و از شکارچيان و طعمه‌ها مي‌ترسند. آن‌ها نيز هم‌چون ساير حيوانات، زنده هستند و از خود رفتارهايي را نمايش مي‌دهند.» بر پايه‌ي اين يافته‌ها گفته مي‌شود که : « چيزي وجود ندارد که باعث تمايز گياهان از ما انسان‌ها شود. آن‌ها نيز بو مي‌کشند و يا صداي چيزي را مي‌شنوند و سپس متناسب با شرايط، از خود واکنش نشان مي‌دهند و اين دقيقن همان کاري است که ما و ساير حيوانات انجام مي‌دهيم. البته بايد به اين نکته اشاره کرد که ما هنوز اطلاعات چنداني از سازوکار حس کردن بوهاي محيط توسط گياهان نداريم و نمي‌توانيم بگوييم که اين سازوکار تا چه اندازه با حيوانات شباهت دارد.» حتا گمان آن مي‌رودکه سيستم بينايي گياهان پيش‌رفته‌تر از انسان‌ها باشد: « به عنوان مثال، گياه رَشادي گوش‌موشي چشم ندارد؛ اما 11 نوع مختلف فتوريسپتور دارد و اين در حالي است که ما انسان‌ها 4 نوع بيش‌تر نداريم. اين يعني فرآيند ديدن در آن‌ها به مراتب پيچيده‌تر از ما است و سيستم‌هاي حس‌گر آن‌ها چنين چيزي را بازتاب مي‌دهد.» پيچيده‌گي سيستم بينايي در گياهان بدون چشم ظاهري خود نمايان‌گر پيش‌رفته بودن آن است. هم‌چنان پژوهش‌گران دانشگاه ميزري، در يافتند زماني‌که شما گياهي را مي‌خوريد، آن گياه به‌واسطه‌ي لرزش‌ها و صداهايي که مي‌شنود، متوجه خورده شدن خودش مي‌شود و با توليد نوعي ماده‌ي زهري که از برگ‌هايش خارج مي‌شود، حتا به حالت دفاعي در مي‌آيد. کلو باکستر، کارشناسِ  کار با دستگاه‌هاي پلي‌گراف و دروغ‌سنج، در نتيجه‌ي تجاربش ثابت کرد گياهان داراي ادراک هستند.

پيوند بستن گياهان با رايحه، داشتن گويش‌هاي محلي گياهان، به خاطر سپردن پيام، تقسيم خوراک با تبارهاي خود و اين‌که بيش‌تر از ما مي‌توانند حس کنند دريافت‌هاي تازه‌يي است که مي‌تواند مارا به جهان ناشناخته‌ي گياهان ره‌نمون شود. «تحقيقات جديدي که توسط تيمي از دانشمندان دانشگاه غرب آستراليا (UWA) انجام شده است، نشان مي‌‌‏دهد که گياهان داراي حافظه‌‌‏ي طولاني‌‌‏مدت هستند. اين تحقيق که در ادامه‌‌‏ي پژوهش‎هاي قبلي بود، نشان داده است که گياهان داراي فرايندهاي ذهني سطح بالا مثل توانايي احساس ترس و شادي، توانايي برقراري ارتباط و حتا توانايي خواندن ذهن فرد هستند.» ما انسان‌ها اگر طرف چيزي نگويد نمي‌دانيم در ذهنش چه دارد، اما اين‌جا نتيجه به اين شده است که گياهان ذهن فرد يا چيزي ديگر را پيشاپيش مي‌خواند. «دکتر «گاگليانو» در زمينه‌‌‏ي ارتباطات گياهي، پژوهشي را اخيرن انجام داده است. وي که نتايج تحقيقاتش در مجله‌‌‏ «آکسفورد» در سال 2012 منتشر شده، توضيح مي‌‌‏دهد که سال‌‌‏هاست که توليد امواج صوتي توسط گياهان اثبات شده است.» با اين همه نمي‌توان دنبال روايت‌هاي اساطيري و افسانه‌هاي رفت که درستي‌اش اثبات نشده‌است و نخواهد شد.

در پايان بر مي‌گرديم به اين‌که انسانيت يک تعريف من درآوردي است. خود انسان‌ها براي خودشان در جهان خودشان و در فرهنگ مسلط خودشان آمده‌اند به اين تعريف رسيده‌اند. اگر انسان‌ها مي‌خواهند بيرون از خودشان انديشه کنند و همه را به يک چشم نگاه کنند باز آن‌گاه به ابزارواژه‌ي «فراانسانيت» بايد پناه ببرند. نگاه فرا انساني مي‌تواند سياره‌ي مارا شاد و بهروز گرداند. نگاه فرا انساني مارا از انقراض مي‌رهاند و هم‌ زيست‌گاه‌مان‌را از نيستي مي‌رهاند. کارهاي انساني ما ستاره‌ي زمين را به مخاطره انداخته است. براي اين‌که از رفتن به پرتگاه جلوگيري کرده باشيم، بايد فرا انساني بينديشيم و فرا انساني کار کنيم. با همه گونه‌ها دوستي کنيم و مهربان باشيم. ورنه آتشي‌که ما در داده‌ايم دامن خودمان را هم خواهد گرفت. زنده‌گي ما در اين دايره بستگي دارد به زنده‌گي‌ همه گونه‌ها، اين قانون طبيعت است، اگر در اين زنجيره يکي از بندها آسيب ببيند يا خلل پيدا کند، باز همه بندها دچار فروپاشي خواهند شد. در اين دايره ما چيزي مي‌دهيم و چيزي مي‌گيريم. اگر چيزي راکه مي‌دهيم و چيزي نباشدکه در برابرش بگيريم باز آن‌گاه بندي ازين زنجير کم‌بود است و کم‌بودِ آن خود آغاز رفتن به سياه‌چال‌هاي تباهي و نيستي است. چيزي‌که بايد به آن اشاره کنم، ابر انسان نيچه است نيچه در کتاب «چنين گفت زرتشت» ابر انسانش را اين‌گونه مي‌شناساند: «من به شما ابر انسان را مي‌آموزانم… بوزينه در برابر انسان چيست؟ چيزي خنده‌آور يا چيزي مايه شرم دردناک. انسان در برابر ابرانسان همين‌گونه خواهد بود: چيزي خنده‌آور يا چيزي مايه شرم دردناک… ابر انسان معناي زمين است… انسان بنديست ميان حيوان و ابرانسان؛ فرا رفتني پرخطر، در راه بودني پر خطر، واپس نگريستني پرخطر، لرزيدن و درنگيدني پرخطر.»

ابر انسان نيچه به انسان کامل در جهان انسان‌ها مي‌پردازد، اما فرا انسانيتي که من پيش کشيدم چيزي است که نگاه بيرون انساني دارد و همه گونه‌هارا احترام مي‌گذارد. ارزش هرکدام را بر محور خودشان نه بر محور انسان‌ها پاس مي‌دارد. بنا بر اين با ابر انسان نيچه اشتباه گرفته نشود

اشتراک گذاری:

نظر بدهید