وجايب حکومت افغانستان قبل و بعد از استقرار صلح

 

عبدالحميد مبارز

قبل از آن که رژيم شاهي سقوط داده شود، افغانستان سياست بي‌طرفي را به بسيار دقت تعقيب مي‌کرد، به همين علت بود که افغانستان در هيچ يک از پيمان‌هاي نظامي شامل نگرديد. وقتي اين موضوع در کابينه سردار محمد داوود مورد بحث قرار گرفت تنها عبدالمجيد وزير معارف از شمول افغانستان در پيمان بغداد (سازمان پيمان مرکزي) يا سنتو طرفداري کرده بود که به اين مناسبت کابينه را ترک کرد و به حيث سفير افغانستان به جاپان فرستاده شد، بعد از کودتا و تأسيس جمهوريت توسط سردار محمد داوود و ظاهر شدن چهره هاي پرچمي يعني طرف داران مسکو به بي طرفي افغانستان صدمه رسيد مگر رهبري سردار محمد داوود خان و اشتراک وي در به وجود آوردن پيمان باندنگ که اولين قيام برخي از کشورهاي افريقايي و آسيايي را در برابر استعمار نشان مي داد، به پيمان عدم انسلاک که شکل يک اتحاد کشورهاي بي طرف و غير جانبدار را در قبال دو بلاک شمال و شرق يعني ناتو و وارسا، اولي به رهبري ايالات متحده امريکا و اشتراک کشورهاي سرمايه داري، دومي به رهبري اتحاد شوروي و اشتراک کشورهاي سوسيالستي که اقمار مسکو بودند در اين اتحاد شخص سردار محمد داوود نقش عمده داشت و وسيله شد که کشورهاي غربي با آن که از اين تغيير نگران شده بودند بازهم اعتمادشان را نسبت به اعتمادي که به شخص داوودخان داشتند حفظ کردند.

سردار محمد داوود از روز تأسيس جمهوريت و تشکيل کميته مرکزي که در آن غير از سه چهره ديگران همه از حزب دموکراتيک خلق افغانستان جناح طرفدار مسکو يعني پرچمي ها تشکيل شده بود با تلاش براي حفظ سياست بي طرفي توسط وحيد عبدالله چون معين سياسي وزارت خارجه کوشيد، مگر روز به روز تمايلات چپي در حکومت وي وزن بيشتر کسب مي کرد تا آن که در آخرين سفرش به مسکو و برخورد با برژنف رهبر شوروي وضع تغيير کرد و رهبري سردار محمد داوود خان تحت دو فشار، فشار اخواني ها از راست و فشار اعضاي حزب دموکراتيک خلق از پرچمي و خلقي از چپ قرار گرفت.

براي محمد داوود خان راهي جز آن که به يک طرف کنار بيايد تا بتواند طرف ديگر را شکست بدهد باقي ماند مجاز بود که بعد از تماس نماينده خاص وي (برادرش سردار محمد نعيم) در يک سفر که در نيپال د اشت با وزير خارجه پاکستان تماس گرفت و از اين نقطه بود که تغيير روابط افغانستان با پاکستان آغاز شد.

ذوالفقار علي بوتو به خواست افغانستان زندانيان سياسي پشتون را آزاد ساخت و فرداي رهايي آن ها به کابل آمد و در ملاقاتي که با سردار محمد داوود داشت سردار را پدر خطاب کرد و گفت در باره سرحد، هر جايي را که تعيين مي کنيد من قبول دارم، ولي به يک شرط که پسرت را در نزد قوم‌اش نه شرماني، اين تفاهمي بود که بين بوتو و داوودخان پيدا شده بود. مگر کودتاي ضياءالحق و کشته شدن بوتو نگذاشت تا اين مذاکرات تعقيب و به يک نتيجه نهايي برسد.

ضياءالحق بعد از آن که پايه هاي ديکتاتوري خود را مستحکم ساخت به کابل سفر کرد و اولين ملاقات در بين اين دو جنرال يعني جنرال ضياءالحق و جنرال داوود صورت گرفت و به روي همان تفاهمي که با بوتو صورت گرفته بود حکومت ادامه پيدا کرد. در سفر متقابل سردار محمد داوود خان به اسلام آباد اين تقرب بيشتر گرديد که به قول دکتور عبدالمحمد غوث مدير سياسي وزارت خارجه افغانستان که در اين سفر اشتراک داشت بين دو طرف موافقه شده بود که سردار محمد داوود خان خط ديورند را چون سرحد بين افغانستان و پاکستان بشناسد و پاکستان راهي به بحر براي افغانستان قبول نمايد، سردار محمد داوود خان گفته بود که ديورند را بعد از تصويب لويه جرگه به رسميت خواهد شناخت، اين موضوع با اين گفته ي سردار محمد داوود که در جواب سوال يک خبرنگار پاکستاني در لاهور گفته بود که «به موقع اش هرچه به جاي خود قرار مي گيرد».

بنابراين مذاکرات جنرال ضياءالحق و داوود خان قبل از آن که به نتيجه برسد متوقف مي شو،د در اين ميان است که افغانستان يک تحول ديگر که کودتاي کور و رويکار شدن خلقي هاست مواجه مي گردد، اين تحول بسيار حساس بود که اين حساسيت را مي توانيم از تعيين موقف حکومت آن وقت هند درک کنيم.

در کتاب «دشمن دشمن من، دوست دوست من است» نوشته آوکي ناچ پاليوال هندي چنين مي خوانيم که: «ساعت يازده و پانزده دقيقه نيمه شب تاريخ 27 دسامبر 1979 بود که آمر شعبه ي شرق اروپا در وزارت خارجه ي هندوستان پيام تيلفوني يوري ورونتسوف سفير اتحاد شوروي در دهلي را مي گيرد که وي تقاضا مي کند که يک ملاقات فوري در همين لحظات با صدراعظم هند و يا وزير خارجه داشته باشد تا پيام برژنف را براي شان برساند ملاقات با صدراعظم ممکن نشد که قرار به آن گرديد در همان نيمه شب سفير شوروي با وزير خارجه هند ملاقات کند.

يوري ورونتسوف به وزارت خارجه هند آمد و گفت که: «مسکو به يک خواست افغانستان موافقه کرده که براي مقابله با تجاوز ايالات متحده امريکا، چين و پاکستان به افغانستان، از افغانستان حمايت نمايد و اين حمايت بر اساس قرارداد دوستي که بين افغانستان و اتحاد شوروي در سال 1978 انعقاد يافته و مطابق ماده‌ي 51 منشور ملل متحد صورت مي‌گيرد. وزير خارجه هند در اين ملاقات و گرفتن پيام برژنف کدام حرفي نزد و فردا اين پيام را به صدراعظم و ديگر رهبران هند رساند.»

حال حکومت هند در برابر اين مشکل قرار گرفت که اگر از هجوم قواي شوروي به افغانستان حمايت کنند طبعاً باعث خوشي روسيه مي‌گردد ولي موقف هند در بين کشورهاي غير متعهد سخت صدمه مي بيند که بر يک عضو کوچک اين اتحاد تجاوز شده و از آن دفاع صورت نگرفته و تأييد شده، از طرف ديگر کشورهاي اسلامي سخت متأثر گرديده تأثير منفي در روابط شان وارد مي‌کنند. اگر عمل شوروي را مورد انتقاد قرار بدهد در موضع کشور مذکور در باره‌ي کشمير تغيير مي‌آيد به کمک‌هاي سلاح دفاعي‌اش ديگر کمک اقتصادي که براي هند مي‌دهد صدمه بزرگ مي‌رسد.

به اين ترتيب هند در سر يک دو راهي قرار گرفته بود، اين را به اين خاطر در اينجا آوردم که موضع جغرافيايي افغانستان به اندازه حساس است که در قرون گذشته در بين رژيم‌هاي ايراني، افغان و مغوليه هند اهميت داشت يا اين که در طول قرن نزده و قسمتي از قرن بيستم روسيه (شوروي و هند برتانوي و انگلستان) را در برابر هم قرار داده بود. امروز نيز به همان تناسب اهميت دارد چنانچه امروز براي آن که جنگ مهار شود، از توسعه‌ي تروريزم در افغانستان و از افغانستان به جهان جلوگيري به عمل آيد، رقابتي بين ايالات متحده امريکا و فدراسيون روسيه جريان پيدا کرده به طوري که امريکا دکتور زلمي خليل زاد امريکايي افغان تبار را  که با افغانستان سمپاتي وطني و  با پاکستان روي روش‌هاي حمايت از تروريزم مخالف است تعيين نموده که اينک مي‌رود دور دوم مساعي خود را آغاز نمايد، مگر فدراسيون روسيه موفق مي‌شود کنفرانسي را به اشتراک کشورهاي مشترک‌المنافع خود به علاوه‌ي ناظران هند، افغانستان و اشتراک پاکستان، ايران و طالبان در مسکو داير بسازد.

در اينجا بايد تذکر بدهم که مذاکرات با يک گروه تروريستي و اغتشاشي که بر عليه حکومت او مردم خود قيام کرده و هر روز ده‌ها جوان آرزومند، استادان، معلمان، شاگردان، محصلان و جوانان اردويي را که براي حفظ امنيت و استقلال وطن شان آماده نبرد اند به قتل مي‌رسانند براي کشورهاي بزرگي چون ايالات متحده امريکا و فدراسيون روسيه زيب ندارد و مقام شان را در جهان پائين مي‌آورد و اگر اين رويه‌ي شان دوام کند روزي نزديک خواهد بود که هيچ کشوري به گفت شان به اصطلاح معروف «پيازي را پوست نکنند» که امريکا با نشر استراتيژي رييس جمهور دو نالد ترامپ براي افغانستان و جنوب آسيا خصوصاً پاکستان را تهديد کرد که اگر هسته‌هاي تروريستي چون حقاني وغيره را از  بين نبرد به مشکلات زياد مواجه خواهد شد و براي آوردن تغيير در پاکستان و انحلال مراکز طالبان و گروپ‌هاي متعدد تروريستي و سهمي که مدارس اکوره‌ختک به رهبري سميع الحق که اخيراً کشته شد در فعاليت‌هاي تروريستي به نفع پاکستان مي‌گيرند، زلمي خليل زاد را تعيين کرد که چون يک ممثل امور اين منطقه‌ي جهان و شخصيتي که در وزارت دفاع امريکا و امور خارجي امريکا کار کرده و در يک مؤسسه‌ي معروف فکري امريکا «راند» عضويت دارد و با تجربه و دانشي که دارد راه‌هاي حل پيدا کند تا نه تنها اين منطقه و حتا جهان از شر و تهديد تروريزم در امان بگردد.

به اين شکل امريکا با پاکستان و گروه‌هاي تروريستي آن از يک موقف قدرت برخورد مي‌نمايد که اين گونه يک سياست و برخورد حيثيت امريکا را در منطقه و جهان بلند مي‌برد و گروه‌هاي تروريستي براي بار اول به يک موقف قاطع امريکا مقابل مي‌شوند. چنانچه حامد کرزي رييس جمهور سابق افغانستان 21 سفري که به پاکستان کرد، عبدالغني برادر را که از قوم خودش بود نتوانست رها بسازد،  ولي داکتر زلمي خليل‌زاد مشاور وزارت خارجه و نماينده‌ي خاص آن کشور براي حل سياسي معضله افغانستان، در يک ملاقات موفق شد ملا عبدالغني برادر را که از مؤسسين جريان طالبان است آزاد بگرداند.

نگارنده فکر مي‌کند اگر در عوض رقابت در افغانستان امريکا و فدراسيون روسيه در گونه‌ي همان تفاهمي که در کنفرانس بن اول داشتند به قضيه‌ي افغانستان امروز هم عمل نمايند پاکستان در برابر شان مقاومت کرده نمي تواند و بسيار به زودي قضيه ي افغانستان حل گرديده تفاهمي که بين افغانستان و پاکستان پيدا شود گليم تروريزم و داعش هر دو جمع مي گردد و مردم جهان يک تنفس آرام مي داشته باشند.

در غير آن بحث هاي شفاهي به رقابت هاي سياسي و از آن به رقابت هاي تسليحاتي تحول خواهد کرد و سلاح هاي خطرناک‎تر از امروز ايجاد خواهد شد و جهان و بشريت را به طرف تباهي خواهد برد، در حالي که تفاهم بين امريکا و فدراسيون روسيه سبب خواهد شد تا به زودي نظم جديد بين‎المللي به ميان آيد و قسمي که نظم بين‌المللي بعد از جنگ جهاني دوم با توازن قدرت بين دو بلاک به وجود آمد و جهان را پنجاه سال از جنگ دور نگهداشت، نظم جديد نيز جهان را براي پنجاه سال ديگر از جنگ دور بدارد و در عوض مصارف بزرگي که با توسعه و ازدياد سلاح هاي خطرناک صورت مي گيرد همان پول را براي از بين بردن امراض، فقر و تهيه ي مواد غذايي مصرف نمايند تا باعث نجات جهان و خوش‌بختي مردمان آن گردند.

به هر صورت مي آييم به اصل موضوع که وجايب افغانستان در استقرار صلح و بعد از تأمين امنيت و صلح در کشور و منطقه مي باشد. در صورت تأمين امنيت و استقرار صلح بدون ترديد تعداد زياد مهاجرين و پناهنده گان افغان در خارج خاصتاً از پاکستان و ايران به کشور برگشت خواهند کرد و اين گروه هاي بزرگ به کار، مزدکار، حرفه، پيشه، مقام، منزلت، خانه و هرگونه وسايل زنده گي امروزي ضرورت خواهند داشت، به طوري که ما ديديم با تشکيل اداره موقت حامد کرزي افغان هاي مهاجر به سوي وطن در حرکت شدند، ولي وقتي به کشور آمدند ديدند که نه خانه دارند، نه زمين و نه سرمايه؛ زيرا همه چور شده بود و سرمايه يي که در بانک ها داشتند و در موقع اش يک ارزش خوب بود با کم کردن سه صفر آن صد هزار آن به صد افغاني تبديل شد. بنابر اين بسياري شان پشيمان شده به جز آن هايي که وطن را از جان خود بيشتر دوست داشتند و دوباره به کشورهاي که مهاجر شده بودند برگشتند و نادم شده به همان آواره‌گي ادامه دادند.

به همين منوال هزاران جواني که به مساعي اداره ي موقت در داخل و خارج به تحصيل پرداختند و به وطن برگشته بودند يا اين که از پوهنتون هاي داخل کشور فارغ شده بودند کشور را با دادن پول زياد به قاچاق بران وطن را به عزم اروپا به خصوص آلمان ترک گفتند که يک تعدادشان خوراک نهنگ هاي ابحار و يک تعداد شان به آلمان رسيدند و يک عده شان را آلمان قبول نکرده برگشتانده و بر مي گرداند.

خوب حکومت حامد کرزي را بسيار ملامت کرده نمي توانيم؛ زيرا دفعتاً در روزهاي تشکيل شده بود که جنگ هاي ميهني با شوروي سابق و جنگ هاي قدرت طلبي بين تنظيم هاي جهادي کشور را کاملن ويران کرده بود، در بانک پولي و در وزارت خانه ها وسايل بسيار ساده وجود نداشت، ماموريني که وطن را ترک نکرده بودند تحت تأثير جنگ و هزاران مصيبتي که يک جنگ با خود مي داشته باشد روحاً ورشکسته شده بودند.

بناءً حکومت کرزي در همه امور دولت از صفر شروع کرد. از طرف ديگر کنفرانس بن بدون آن که افغانستان را خوب بشناسد و تجارب دوره‎ي چهل ساله ي شاهي اعليحضرت محمد ظاهرشاه و پنج سال جمهوريت را در نظر بگيرد يک حکومت قوي را تشکيل کرد و از همان لحظه اول ملت را ضعيف ساخت، خودخواهي قومي را صرف براي مفاد اشخاصي که خود را چون سر کرده ي قوم جا زده اند چاق گردانيد که تا امروز از شر آن نجات يافته نمي توانيم.

بناءً حکومت وحدت ملي وظيفه دارد تا از اين نقطه آماده گي براي پذيرش هزاران هزار مهاجر افغان و طالب را بگيرد تا در روزهاي اول استقرار امنيت و صلح که روزهاي خوشي مي باشد به مشکل مواجه نگردد.

بنابر اين سعي نمايد تا فيصله هاي که صورت مي گيرد مطابق به پلان، پروگرام و اهداف اين حکومت باشد، تا پيشنهادهاي که از طرف مقابل صورت بگيرد و قبل از آن که حکومت مشکلات سياسي، نظامي، اقتصادي و فرهنگي خود را حل کرده باشد، قواي کشورهاي دوست افغانستان را ترک بگويند، در حالي که ضرورت است تا همکاري اقتصادي، سياسي و نظامي شان تا آن که افغانستان به توانايي برسد و از لحاظ قدرت نظامي با کشورهاي همسايه توازن داشته باشد و خود به حفاظت امنيت داخلي و دفاعي خارجي پرداخته بتواند به کمک هاي نظامي و اقتصادي ضرورت دارد.

اين وجايب ايجاب مي کند که رهبران حکومت وحدت ملي و آن هايي که خود را رهبران سياسي و حزبي (گرچه حزب مطابق قانون اساسي وجود ندارد) مي دانند لازم دارند قبل از توجه به انتخابات رياست جمهوري به مسايل ملي فکر کنند تا ديگر مانند دهه‌ي نود، افغانستان را به خون ريزي و نفاق نبرند که نجات از آن ممکن نخواهد بود.

اگر در عوض جنجال روزانه دوباره انتخابات باهم بنشينند و چاره سازي نمايند و قدرت خود را براي آبادي و عمران کشور و جابه جايي مهاجرين که بر مي گردند و آن هايي که در داخل کشور در زير خط فقر زنده‌گي مي نمايند معطوف بگردانند تا هم وجايب ملي خود را و هم مسايل موجود را حل و وحدت ملي را تقويت و مستحکم ساخته باشند.

در غير آن وضع کنوني شان با جنگ هاي قدرت طلبي ديروز شان با کسب سرمايه هاي که منابع آن مورد شک ملت است جايگاه شان را با آن که تا هنوز هريک شان مليشه هاي مسلح دارند و براي حفظ آن تلاش دارند دشمني هاي سابق شان را فراموش و خود را از تطبيق قانون نجات بدهند مگر در صورتي که به مردم خدمت ننمايند و در رهبري حزب و دولت همواره در صف اول فرزندان خود، در مرحله دوم فاميل و خانواده، در مرحله سوم آن حزبي هاي را که گوش به فرمان شان اند فرصت آماده کنند خود را خراب و وطن را يک بار ديگر ويران کرده مي باشند. تأکيد مي کنم که حکومت وحدت ملي به تنهايي چنين آماده گي ها را بعد از استقرار صلح و امنيت گرفته نمي تواند، تصور مي کنم که صلح و ا منيت حتمي در راه مي باشد بايد براي اين آماده گي ها و ايفاي وجايب بيشتر فکر کنيد تا رسيدن به رياست جمهوري (ارگ). در مطبوعات چيزهاي مطالعه مي کنم حيران مي مانم که نويسنده ي آن يا گوينده آن يا مدعي آن که بدون يک روز ماموريت براي اولين ماموريت خود رياست جمهوري افغانستان جنگ زده را که هزاران مشکل دارد تعيين کرده که گويا او حاضر نيست امر و هدايت را قبول بلکه صرف مي تواند امر و هدايت بدهد تعجب کردم اين بار اشاره کردم ديگر بار توضيح خواهم داد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید