امريکا در افغانستان شکست نخواهد خورد

 

گره و معماي عدم تطبيق استراتيژي امريکا براي افغانستان و جنوب آسيا را تنها دکتور خليل زاد باز مي تواند

عبدالحميد مبارز

در اين روز ها بعضي از مبصرين سياسي جهان از بن بست جنگ در افغانستان سخن مي زنند، گاهي هم از شکست امريکا در جنگ افغانستان صحبت مي نمايند، برخي ديگر به شمول «فريد ذکريا» نويسندة امريکايي هندي تبار و يکي از همکاران مهم رسانه‌ي مهم C.N.N از يک طرف از اين که هنوز امريکا قدرت يگانه جهان است، دالر در بين ارزها قدرت ممتاز مي باشد، قدرت نظامي امريکا استوار ايستاده است، مگر از جانب ديگر همين نويسنده از کسر بودجه امريکا و قروض آن چون وسايل نزول ذکر به عمل مي آورد به خصوص که قدرت هاي جديد چون هند و چين در آسيا روزانه بازارها را اشغال مي نمايند، چين را برژنسکي در زمان کارتر يکي از رقباي آينده به حساب مي گرفت، ولي پيش بيني مي کرد که چين مثل اتحاد شوروي در بطن خود انفجار خواهد کرد و تجزيه خواهد شد، عامل تجزيه را در چين تعدد نژادها، تعدد مذاهب، نفوذ ديموکراسي و حقوق بشري که همه را موجب تغيير فکري مي دانست براي سقوط چين به حساب مي گرفت. ولي ديده شد که اتحاد شوروي در اثر جنگ و مصارف بزرگ، مصرف در راه تسليحات و اختراعات نسل هاي جديد سلاح توان خود را از دست داد و تغيير فکري که حتا در بيروي سياسي نفوذ کرد و گورباچف را به وجود آورد، که تحولي گورباچف با اعلان پروستريکا و گلاسنوست به ميان آورد اتحاد شوروي که شسکت ناپذيرش مي شناختند تجزيه شد و از آن جمهوريت هاي نوين بعد از هفتاد سال تسلط شوروي تولد گرديد، مگر چين برخلاف اتحاد شوروي با تحولي که بعد از خاتمه جنگ سرد به ميان آمد با چنان تدابير دور انتقال را از اقتصاد کمونيستي به اقتصاد آزاد مي کند که در عوض سقوط روز به روز قدرت گرفته امروز اقتصاد دوم جهان را بعد از امريکا احراز کرده، چين در اينجا توقف نکرده پروگرام «يک راه و يک کمربند» را آغاز کرده، در آغاز اين پروگرام 46 ميليارد دالر را براي پاکستان تخصيص داد تا کار از آن کشور آغاز شود، اين پلان از يک طرف راه را براي تجارت چين به بازار هاي آسيا، آفريقا و حتا اروپا نه تنها باز بلکه توسعه خواهد داد مخصوصاً که چين سرمايه بزرگ را در اين پروژه به ترتيبي به مصرف مي رساند که دول طرف معامله را به يک شکل تحت تأثير خود مي آورد، چنانچه بعد از اعلان قرضه 46 ميليارد دالري به پاکستان برخي از مبصرين اقتصادي تبصره کردند که پاکستان مي رود به ايالت چين تبديل گردد.

بناءً فکر مي شود که اگر اوضاع به همين منوال ادامه پيدا نمايد در پايان قرن 21 ديگر امريکا اول قدرت باقي نخواهد ماند، ولي اگر امريکا جنگ افغانستان را پيروزمندانه به پايان برساند و شکست را در برابر سياست هاي دوگانه پاکستان نپذيرد و براي سرکوب تروريستان و سازمان هاي آن در داخل پاکستان اقدام نمايد، اختلاف هاي سياسي بين افغانستان و پاکستان، بين پاکستان و هند را عادلانه به حل و فصل برساند و اتحاد هند، افغانستان و پاکستان چون اتحاديه اروپا به ميان بيايد که بعداً با اشتراک جاپان و حوزه ويتنام و اندونيزيا تقويت گردد، اين اتحاد چين را در حوزه ي خودش متوقف خواهد ساخت و بازارهاي جهان تنها در انحصار اموال چينايي باقي نمانده اموال اين اتحاد بزرگ در کنار اموال چينايي از لحاظ کميت و کيفيت رقابت خواهد نمود. با داشتن روابط نزديک با اين اتحاد امريکا موضع قدرت را به يک تناسب معقول حفظ خواهد کرد، زيرا اين قدرت جديد نخواهد گذاشت تا آسيا ساحه يي براي جنگ هاي نيابتي باقي بماند، صلح در منطقه از بار مالي امريکا که در جنگ هاي شرق ميانه و آسياي جنوبي به مصرف مي رساند خلاص شده همکاري بين المللي جاي تضادهاي جنگ افروزانه را خواهد گرفت؛ در غير آن نزول امريکا با ظهور قدرت هاي جديد چون چين، هند، ايران، عربستان سعودي، جاپان به همراه خواهد شد و هر قدر تضادها زياد و جنگ ها بيشتر گردد مصارف نظامي هر کشور افزون خواهد شد، کمپني هاي بزرگ سلاح سازي غني تر و دولت ها مقروض تر و ضعيف تر خواهند گرديدند.

با نويسنده گاني که سراشيبي امريکا را از زمان جورج بوش پسر و دوام آن را با اوباما و حال در دوره ترامپ پيش بيني مي کنند موافق نمي باشم، زيرا امريکا هنوز يک اول قدرت جهان است هرگز در برابر طالبان شکست نمي خورد مگر خود تا هنوز در برابر پاکستان اقداماتي نکرده و قدرت ظاهري طالبان در واقع انعکاس پيروزي سياست هاي دوگانه پاکستان است که در اين هفده سال اخير مخصوصاً بازي کرده و امريکا باز هم از پاکستان حمايت به عمل آورده، چنانچه هر زماني که زمامداران حکومت افغانستان از امريکا سلاح قوي تر و اکمال قواي هوايي را تقاضا کرده اند امريکا از خاطر آن که سلاح هاي برضد پاکستان استعمال نگردد از دادن آن به افغانستان خودداري نموده، تا هنوز حکمت اين که پاکستان را براي اجراي کدام پلان مهم منطقه يي تقويت و حفظ مي کند  روشن نشده، البته فدراسيون روسيه و ايران بعد از آن که داعش ايجاد شد و هيلاري کلنتن آن را ساخته خود شان تلقي کرد خوف پيدا کردند که امريکا داعش را براي نفوذ در کشورهاي آسياي ميانه و از آنجا به سرحدات فدراسيون روسيه و به همين ترتيب جهت سقوط رژيم آخندي ايران به وجود آورده است.

اين گونه يک ذهنيت سبب شد تا ايران و روسيه هردو با طالبان رابطه ايجاد نمانيد و براي طالبان امداد پولي و سلاح برسانند تا براي خنثي ساختن داعش بجنگند مگر فکر مي کنم که اين سياست روسيه تاکتيکي و موقتي مي باشد و هرگز نمي خواهد که جريان تروريستي را که ماهيت آن ديگر کاملن روشن مي باشد که رژيم قرون وسطي بوده و آنقدر خشن و دهشت افگن است که نمي شود به آن اعتماد کند، به هر صورت قرار گفته منشي عمومي ناتو که روز دوشنبه هفته گذشته در يک کنفرانس مطبوعاتي گفت ناتو در افغانستان مي ماند براي آن که از خود دفاع نمايد، زيرا اين گروه هاي دهشت افگن خواهش آن را دارند تا امنيت اروپا را مختل بسازند.

اين گفته هاي منشي ناتو مي رساند که افغانستان براي جهان اهميت خاصي دارد و اين هم روشن است که جنگ امروز در افغانستان توسط نظاميان پاکستاني راه اندازي شده و پاکستان براي طالبان و خانواده هاي شان و همچنان براي ديگر دهشت افگنان جاي امني مي باشد. براي آن که اين جنگ قبل از آن که بيشتر توسعه و استحکام پيدا نمايد دکتور خليل زاد بايد مساعي اش را همان طوري که در باره پاکستان در جلسه استماعيه سناي امريکا و در مصاحبه با تلويزيون آريانا انجام داد و پاکستان را در مسايل حفاظت دهشت افگنان و جنگ در افغانستان مسوول دانست بايد متمرکز بسازد، چه تا زماني که پاکستان از حمايت گروه هاي تروريستي دست نکشد، تعداد اين گروه ها بازهم بيشتر خواهد شد و امنيت در منطقه و جهان را برهم خواهد زد، چنانچه اگر به قول ويلز معين وزارت خارجه امريکا اگر امريکا در دهه نود دوباره اشتباه نمي کرد وضع افغانستان به اين شکل خطرناک تبديل نمي گرديد، بناءً هرچه سريع‌تر اگر براي تغيير سياست استراتيژيک نظاميان پاکستاني تلاش شود و به نظاميان پاکستاني فشار آورده شود زودتر به نتيجه رسيده مي تواند، ولي اگر به اين منوال مذاکرات را با طالبان ادامه بدهد از يک طرف طالبان تصور خواهند کرد که گويا امريکا از جنگ افغانستان خسته شده و اگر فشار نظامي را از طريق انتحار و انفجار ادامه بدهند به پيروزي خواهند رسيد و اين موجب ناکامي پروسه حل صلح آميز خواهد گرديد.

برعکس بايد به طالبان فهمانده شود که حکومت طالباني را جهان امروز قبول ندارد و اجازه نمي دهند تا در هيچ يک نقطه يي از جهان تشکيل شود، البته طالبان اگر قانون اساسي افغانستان را قبول نمايند و با ارزش هايي که در 18 سال آخر در افغانستان به دست آمده توافق نمايند و راه صلح را بپذيرند مي شود به سهولت و با يک عفو عمومي مثلي که برخي ديگر از تندروان و اشخاصي که جرايم ضد بشري را انجام داده بودند استفاده کردند و امروز مستقيم داخل گرديده از طريق انتخابات براي کسب قدرت مبارزه مي نمايند. اين راهي که ديگران پيمودند طالبان نيز مي توانند همين راه را طي نموده از طريق صلح آميز مبارزه سياسي خود را پيش ببرند کسي مانع شان نمي گردد.

از طرفي هم مفکوره ي شکست امريکا يک اول قدرت علمي، تکنالوژي و نظامي در برابر طالبان فکر خام بوده و از اظهارات برخي از کارشناسان بدون تجربه و مطالعه که ابراز مي گردد بايد محکوم ساخته شود، زيرا يک اول قدرت هرگز در برابر يک گروه بي سواد و تاريک بين شکست نمي خورد، اينک برخي ها اوضاع امروزي را با اوضاع ويتنام مقايسه مي کنند بي معني است، زيرا در آن جنگ ويتنام به رهبري «هوچي من» و جنرال «جيانگ» که با جنگ هايي که با فرانسه انجام داده بودند تجربه بزرگي را طوري آموخته بودند که چريک هاي ويتنامي هر کدام به متخصصين جنگ هاي چريکي  و غير منظم تبديل شده بودند.

از طرف ديگر اتحاد شوروي سابق و چين در عقب قرار گرفته از جنگ ويتنام به ترتيبي حمايت مي کردند تا از يک طرف تلفات امريکايي را زياد سازند و از جانب ديگر مصارف مادي جنگ را از تحمل خارج بگردانند. امروز صرف پاکستان و ايران که دو کشور قوي چون اتحاد شوروي آن زمان و چين آن وقت نمي باشند و ديگر اين که جامعه بين المللي نيز مخالف گروه هاي تندروان مذهبي و دهشت افگنان مي باشند، بناءً اندک توجه و جدي گرفتن عليه کشور حامي تروريزم اين مشکل به ساده گي حل شده مي تواند و خيال پيروزي طالبان يک خيال باطل است مگر ادغام شان در سيستم راه حل صلح آميز مي باشد که بايد بپذيرند.

بناءً امريکا در افغانستان شکست نخواهد خورد ولي دوام جنگ قرباني بيشتري از ما افغان ها خواهد گرفت که مسوول اصلي آن طالبان و حامي شان پاکستان خواهد بود. دکتور خليل زاد بايد اين معما را که امريکا استراتيژي ترامپ را که براي جنوب آسيا و افغانستان طرح شده به گل روي نظاميان پاکستاني تطبيق نکرد؛ باز مي سازد تا ما همه آن را بدانيم؟

+++++++++++++

وزارت تحصيلات:

مسوولان در وزارت تحصيلات عالي از طرح واگذاري مديريت خوابگاه‌هاي دانشگاه‌هاي دولتي کشور به سکتور خصوصي خبر مي‌دهند.

فيصل امين سخن‌گوي وزارت تحصيلات عالي در يک نشست خبري در کابل گفت: “وزارت تحصيلات در نظر دارد تا خوابگاه‌هاي دانشگاه‌ها را به سکتور خصوصي واگذار کند.”

او، بيان داشت که وزارت تحصيلات عالي سالانه حدود 6 ميليارد افغاني بودجه دارد و ۲٫۸ ميليارد آن مصرف خوابگاه‌هاي دانشگاه‌ها مي‌شود.

سخن‌گوي وزارت تحصيلات عالي گفت: “استفاده معقول از خوابگاه‌ها با مصرف مبلغ ياد شده (۲٫۸ ميليارد افغاني) براي وزارت تحصيلات عالي مهم است.”

آقاي امين تصريح کرد: “ما در اين ارتباط دو طرح داريم؛ يکي اين که اگر از سيستم پيشين استفاده شود بايد نظارت ما قوي باشد تا ديگر مشکلات در خوابگاه‌ها ايجاد نشود، طرح معقول ديگر ما اين است که خوابگاه با زير بنا و جايگاه اصلي خودشان به سکتور خصوصي واگذار شود.”

سخن‌گوي وزارت تحصيلات عالي گفت: “طرح خصوصي‌سازي خوابگاه‌هاي دانشگاه‌هاي کشور تحت کار است و در آينده نزديک نهايي خواهد شد.”

وزارت تحصيلات عالي در حالي از طرح خصوصي‌سازي خوابگاه‌هاي دانشگاه‌ها خبر مي‌دهد که سه هفته پيش دو تن از دانش‌جويان خوابگاه دانشگاه کابل در صف غذا باهم درگير شدند که اين درگيري با دخالت ساير دانش‌جويان به جنجال بزرگ تبديل شد و سبب شد تا وزارت تحصيلات عالي براي کنترل وضعيت خوابگاه را تعطيل کند.

سخن‌گوي وزارت تحصيلات عالي مي‌گويد که خوابگاه دانشگاه کابل تحت شرايط خاص دوباره فعال خواهد شد. او، خاطر نشان ساخت که حادثه خوابگاه دانشگاه کابل از بيرون سازماندهي مي‌شد.

دو هفته پيش نجيب‌الله خواجه عمري وزير تحصيلات عالي در مجلس سنا گفته بود اين قضيه از بيرون طوري سازماندهي شده بود که گويا مردم خوشحال‌خان، هودخيل و دانش‌آموزان خوابگاه مکتب‌هاي رحمان بابا و محمود هوتکي براي کشتار دانش‌جويان هزاره به خوابگاه دانشگاه کابل حمله کرده‌اند، اما از سوي ديگر گفته مي‌شد که مردم دشت برچي و قلعه شهاده براي کشتار دانش‌جويان پشتون به خوابگاه دانشگاه کابل حمله کرده‌اند.

به گفته او، برخي افراد از بيرون دانشگاه مي‌خواستند که اين موضوع را به يک حادثه بزرگ تبديل کنند؛ اما وزارت تحصيلات عالي به کمک نيروهاي امنيتي اين حادثه را مديريت کرد.

او، تأکيد کرد، در داخل خوابگاه دانشگاه کابل هيچ دانشجويي کشته و زخمي نشده‌است؛ اما در چوک دهبوري در نتيجه برخورد پوليس با دانش‌آموزان خوابگاه مکتب‌هاي محمودهوتکي و رحمان بابا يک دانش‌آموز کشته شده و 8 تن ديگر زخمي شده‌اند. او هم‌چنان گفت که از اين محل 33 نفر ديگر هم بازداشت شده‌اند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید